• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تقدیم‌نامه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Mxh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

Mxh

ارسال‌ها
2
امتیاز
758
نام مرکز سمپاد
𓇼
شهر
𓆟
سال فارغ التحصیلی
1406
صفحه‌ی تقدیم dedication page احتمالا اولین چیزیه که نویسنده در اول کتاب، مقاله، رساله و یا پایان‌نامه‌ و یا حتی فیلم و ... می‌نویسه. نویسندگان به طور معمول اثرشون رو به کسی تقدیم میکنن که در دیدگاهشون الهام بخش بوده و یا در خلق اون اثر بهشون کمک کرده.
اما سوال اینه که چطوری می‌تونیم صفحه تقدیم بنویسیم؟ این الزامی نیست که بنویسیم "این کتاب تقدیم میشه به ..." می تونیم از جمله بندی کوتاه‌تری استفاده کنیم مثل "به ..." یا "برای ..." وسپس نام اشخاص یا حتی هدفی که بخاطر اون کتاب نوشته شده رو در جاهای خالی بنویسیم و در پایان درصورت صلاحدید میتونید دلیلش روهم ذکر کنید.
عموما چنین ساختاری داره : .To [Someone], [reason]
خب برای نمونه...من اولین کتاب جدی‌ام رو در 9 سالگی نوشتم که داستان یه دختربچه به اسم آیلار بود. من اون کتاب رو به مامانم تقدیم کردم. یا مثلا در اول کتاب فیزیک مهروماه نوشته شده : "تقدیم به عادل فردوسی پور، چه قدر تو خوب بودی"
حالا سوال من از شما اینه : اگر چنین اثری خلق کنید (یا قبلا کردید) اون رو به چه کسی تقدیم می کنید؟ یا اینکه اگه کتابی خوندید که dedication page ش براتون جالب بوده و در ذهن‌تون مونده خوشحال میشم با ما به اشتراک بذارید :)
 
آخرین ویرایش:
تقدیم به تمامی دوستانی که مرا تشویق کردند ، و تمام دشمنانی که شکست دادنشان انگیزه من بود
 
برای رضا
تا وقتی داستانم رو در کنار تو سپری کنم برام مهم نیست تهش چطوری تموم میشه. مترجم
تقدیم نامه مترجم کتاب ساحلی بود چشمم بهش خورد و بنظرم قشنگ اومد:)
 
برای کسی که جانش را فدای میهنش کرد.
 
من یکی از کسایی که یه مدت دنبال می کردم ارشاد نیکخواه بود و کارایی که می‌کرد رو دوست داشتم (البته نه همه‌شونو!) یه کتابی ترجمه کرده بود به اسم "وقتی می‌میرم گربه‌ام منو می‌خوره؟!" یه جور حالت فان گونه داشت. خلاصه... تقدیم نویسنده اولش اینطوری بود :
تقدیم به جنازه های آینده، در هر سنی که هستین
و تقدیم مترجم :
تقدیم به فانیِ تازه وارد خانواده، آریاس.

بخش باحال این کتاب برام امضا و متنی بود که ارشاد نیکخواه برای من نوشته بود (وقتی از سایتش می گرفتی کتابو یه همچین آپشنی داشت!)
تایماز عزیز هیچوقت شرمنده نباش چراکه وقتی بمیری هیشکی تو رو به یاد نخواهد آورد. پس بی پشیمانی بتاز. -ارشاد-
 
آخرین ویرایش:
جالب‌ترین تقدیم نامه‌هایی که دیدم، البته اگه بشه بهشون گفت تقدیم نامه، اونایی بود که اول کتابای A series of unfortunate events، که به اسم بچه‌های بدشانس تو ایران ترجمه شده، اومده بود و البته تو سریالشم اول اپیزودهای فرد گذاشته شدن. احتمالا موارد جالب دیگه‌ای هم دیدم ولی تو ذهنم نمونده.

tumblr_m5reel6ztr1ql0stdo1_r1_500_z28n.jpg
 
تقدیم به پدر و مادرم؛
ستون‌های استواری که در روزهای طوفانی زندگی، پناهگاهم بودند. آنان که بی‌هیچ چشم‌ داشتی، مرا یاری رساندند تا هر آنچه امروز هستم، ریشه‌ در مهر بی‌دریغ‌شان باشد.​
 
۱. تقدیم به همهٔ آدم‌هایی که یک‌بار در زندگی‌ام توقف کوتاهی داشتند و رفتند؛ جای پایشان هنوز الهام قدم‌های من است.
۲. تقدیم به دوستی که نامش در این کتاب نیامده، اما ردّش در هر جمله هست.
۳. تقدیم به تمام آن گفتگوهایی که هرگز اتفاق نیفتادند و تمام آن آدم‌هایی که فقط در ذهنم زندگی کردند.
۴. برای آن لحظه‌ای که وسط شلوغی شهر احساس کردم کاملاً تنهایم و همان‌جا اولین جملهٔ این کتاب شکل گرفت.
۵. تقدیم به خداحافظی‌ای که کامل گفته نشد، چون بعضی رفتن‌ها هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند.
 
جالب‌ترین تقدیم نامه‌هایی که دیدم، البته اگه بشه بهشون گفت تقدیم نامه، اونایی بود که اول کتابای A series of unfortunate events، که به اسم بچه‌های بدشانس تو ایران ترجمه شده، اومده بود و البته تو سریالشم اول اپیزودهای فرد گذاشته شدن. احتمالا موارد جالب دیگه‌ای هم دیدم ولی تو ذهنم نمونده.

tumblr_m5reel6ztr1ql0stdo1_r1_500_z28n.jpg
این مثلا قرار بوده غمگین باشه ولی یه جمله هاییش خیلی قالب طنز داشت
 
تقدیم به هرکه تنهاست،
به هر که غریب است،
به هر که دور از هیاهوست،

به خستگی آن پرستاری که شیفت شب است
به تنهایی آن زندانی، که فردا صبح حکم اعدام دارد
به غریبی آن سرباز که در نهبندان پاس شبانه می‌دهد
به آن کتاب فروش دوره گرد هفت تیر که هست و کسی نمی‌بیندش
به جسارت آن پسر لاغر و سیاه چردهٔ کلاس که تنها و با دست خالی از ایرانشهر سیستان آمده اصفهان بلکه سهمش از آینده چیزی بیشتر از آب گل آلود و ریزگرد شود

تقدیم به خود خود تو
 
به قلب های مهربان،ترسیم گران عشق و اخلاق،همراهان صبور بحران ها،
و به همه انسان های بزرگی که به من درس انسان دوستی اموخته اند.
.
 
این رو توی یه پایان نامه دیدم و یادم موند

با سپاس از سه وجود مقدس؛
آنان که ناتوان شدند تا ما به توانایی برسیم
موهایشان سپید شد تا ماروسفید شویم
و عاشقانه سوختند تا گرمابخش وجود ما و روشنگر راهمان باشند...
پدرانمان
مادرانمان
استادانمان
 
تشکر می‌کنم از:
کمک کسانی که نگارش این کتاب را ممکن ساختند:​
تمام آنهایی که من را بی‌شعور خطاب کردند، اما هیچ‌گاه سعی نکردند که کمکم کنند.​
خودت خوب می‌دانی کی هستی!​
این کتاب تقدیم به 《تو》می‌شود.​
کتاب بی‌شعوری
 
اینجوری شدم که:یهویی پرسیدی یادم رفت
اولی ".Zade and I will forever be yours "
دومیشم " به آنان که وجودم جز هدیه وجودشان نیست
پدر و مادر عزیزم
س. م."
 
Back
بالا