سلام
یه دلیل اینکه تاپیک جدا زدم اینه که تجربه ی اپلای برای هرکسی منحصر به فرده و حس کردم شاید کیس خودم رو صرفا بخوام توی اون تاپیک بنویسم اطلاعات خیلی کلی نباشه.در نتیجه گفتم تاپیک جدا بذارم.
و اینکه خب اطلاعات من به برق و کامپیوتر و فیلدهای نزدیک applicable عه. و اینکه شما اگر بخواین برای اینا اپلای کنین.مثلا مهندس مکانیک باشین و بخواین واسه برق یا کامپیوتر اپلای کنین.در غیر این صورت خب احتمالا یه بخشیش بدردتون نخوره.
میخوام اول با یه سوالات خیلی معمول توی اپلای شروع کنم.
۱-معدل چقد مهمه؟
اول از همه این رو بگم.اپلای کلا رندومنسش زیاده. یعنی اینجوری نیست که سی درصد معدل ۴۰ درصد دانشگاه ۳۰ درصد فلان چیز.و از اونور هم اپلای خوب نتیجه ی خیلی عوامله که شاید ۳۰ ۴۰ درصد کارایی باشه که شما دوره کارشناسی کردین. با فرض اینکه اون ۶۰ ۷۰ درصد باقیمونده اوکی باشن اون ۳۰ ۴۰ درصد برآیندی از کل کارشناسی شماست.نه صرفا معدل.نه صرفا دانشگاه.
حتی EPFL که میگن کات آف معدل داره و زیر ۱۹ قبول نمی کنه من یکی رو می شناسم که با معدل ۱۸ قبولش کردن چون پیپر های خیلی خفنی داشته.
در کل معدل هرچقد بهتر، بدیهتا بهتر.ولی از یه جایی اونقد روی معدل ریز بشی که کل رزومت بشه معدلت این خطرناکه.
اینکه معدل چقد باشه بازم به رشته، ورودی، دانشگاه و عوامل دیگه بستگی داره. سر همون آخرش شاید ۱۹.۵ با ۱۹ با ۱۸.۵ فرقی نکنه.
معدل خوب ایمپرشن خوبی هم به طور کلی روی استاد می تونه داشته باشه
در کل سعی کنین خوب درس بخوانین ولی کل زندگی رو پای درس نذارین. به ریسرچ خوب و مهارت آموزی بچسبین.
البته اینم اضافه کنم، در کل در خیلی جاها معدل آسونترین چیز ممکنه برای کنترل کردنه. ریسرچ ممکنه نتیجه نده و یا یه ریسرچی از آب دربیاد که واقعا بدردتون سر اپلای نخوره و به همین دلیل معدل شاید می شه گفت safe bet تره.
ریسرچ خفن و پیپر خوب می تونه جای معدل رو بگیره ولی اینکه به امان خدا معدل رو رها کنین ترمای اول به این امید که بعدا میرم ریسرچ می کنم این خیلی اشتباهه.
۲-دانشگاه مهمه؟
دانشگاه محیط کانکشن زدنه.شما اگر دانشگاهی باشید که اساتید شناخته شده ای داره، ریسرچ های بهتری میتونین کنین و نتیجه ی بهتری ازشون می شه انتظار داشت.
از اون طرف جو خوب، خیلییی روی آدم میتونه تاثیر داشته باشه و آدم رو ترغیب کنه به تلاش.
یه نکته ی دیگه هماینه، وقتی شما توی جایی درس بخونین که خروجی اپلای زیادی داره و باهاشون کانکشن داشته باشین، ممکنه پوزیشنی پیدا شه و اون کانکشن شمارو ریکامند کنه یا حتی به خاطر ایمپرشن خوبی که روی استاد گذاشته غیرمستقیم شانس شما رو برای پذیرش افزایش بده.
این درباره دانشگاه هم درسته. دپارتمانی که انقد خروجی مقاله توی ژورنال خفن و کنفرانس خفن داره یا فلان استادو داره که توی حوزه ی خودش سره، باز هم تاثیر مثبتی می تونه بذاره.
حالا نکته اینه که ۹۰ درصد اینارو شما اگر با یه استاد خوب توی یه دانشگاه خوب ریسرچ کنین هم میتونین داشته باشین(به جز جو خوب).پس دانشگاه خوب نبودن آسیب زیادی بهتون نمی تونه بزنه اگر خودتون دنبالش باشین.
۳-دانشگاه آزاد/پردیس بهتر از دولتیه چون که مدرکت آزاده؟
مدرک رو توی وزارت علوم هم حین تحصیل می شه آزاد کرد و ریزنمره ی رسمی گرفت اصلا و خیلیا خبر ندارن.
شهریه شبانه/دانشگاه آزاد/ پردیس که بعضا خیلی بیشتر از روزانه ی منطقه ۱ هستن همون پولیه که شما ترم به ترم برای آزادسازی مدرک می تونین بدین.
در نتیجه نه لزوما. به صرف اینکه اینجا آزاده لازم نیست مدرک آزاد کنم نره تو پاچتون:)
کجا بریم؟
بریم اول سراغ مقصد مورد علاقه ی ایرانیا. یعنی کانادا.
کانادا
کانادا دو مدل مستر داره.مستر تز بیسد و مستر کورس بیسد. مستر های تزبیسد تقریبا مثل ارشد خودمونن.یه تعدادی واحد پاس می کنی و بعدش پایان نامه داری.
مستر کورس بیسد یه تعدادی کورس صرفا پاس می کنی.
مستر های تزبیسد معمولا فاند دارن. اینکه فاندشون چقد باشه متغیره. ولی معمولا هزینه ی زندگی رو کاور می کنه.حالا برحسب اینکه استاد چقد روی فاندتون می ذاره شهریه هم با همون کاور می شه.
فاندتون در اصل حقوقتون به عنوان دستیار پژوهشی توی آزمایشگاه استاد و تی ای شدنه.
مستر های کورس بیسد فاند ندارن.
یه سری اسکالرشیپ هست که شاید بشه برای جفتش درخواست داد.بازم منبع اصلی معمولا فاندتونه.
شما دکتری هم میتونین بخونین. یا دکتری مستقیم که یعنی مستقیما از کارشناسی میرید یا بعد ارشد.
مزیت دکتری نسبت به ارشد اینه که ویزاهاش دو هفته ای تکلیفش معلومه. یا پاس یا ریجکت یا سکیوریتی.معمولا فاند های بهتریم دارن
اصلی ترین مشکل کانادا ویزاست. برخلاف خیلی از کشورها اگر فاندتون کامل هم باشه بازم باید یه مقداری رو تمکن بذارین(معمولا ملت ۱۰ هزارتا می ذارن).
دومین مشکل هزینه هاست.کانادا به نسبت کشور گرونیه. مخصوصا اجاره خونه توی یه سری استانا خیلیی بالاست. فاندتون خیلی وقتا لب به لبه.
مشکل دیگه هزینه ی اپلیکیشن فی هست. برای هر دانشگاهی شما اپلیکیشن پر کنین برحسب تورم بین ۱۰۰ تا ۱۶۰ دلار کانادا باید اپلیکیشن فی بدین. کلا هم من ندیدم ویو کنن.
مهم ترین خوبی کانادا اینه که مسترها فاند دارن و اجازه دارین بدون ارشد دکتری بخونین. از طرفی چون مستر ها فاند دارن توی یه سری رشته ها بدون رزومه ی خیلی عجیب غریب می شه واسه مستر پذیرش گرفت و دیگه مثل دکتری لازم نیست با ارشد دارها رقابت کرد.
و خب مستر نسبت به دکتری زودتر می شه وارد بازارکار شد.
از اونور کانادا دانشگاه خوب زیاد داره و خب دانشگاه خوب یعنی استاد خوب.استاد خوب یعنی گرنت.و گرنت یعنی فاند:)
و خب می شه یه رنج زیادی دانشگاه رو اپلای کرد و با رزومه ی خوب بدون کار خیلی عجیب غریب پذیرش گرفت.
درباره اپلایش جداگانه میگم.
این واقعا زیاااااد تجربه ی شخصیه.
من انگلیس رو توی یه پست جداگانه میگم. اروپا
اول بریم سراغ دکتری مستقیم.
یه سری دانشگاه ها توی اروپا رسما پروگرم دکتری مستقیم دارن:
EPFL
Max Plank
ISTA
IP Paris
که خب همونطور که مشخصه از رنکاشون، قبول شدن توی پروگرماشون راحت نیست.
یک سری دانشگاه دیگه هستن که رسما دکتریمستقیم ندارن ولی راه میان:
Saarland
CISPA
University of Vienna
درکل هرچی با مکس پلانک یه ارتباطی داره مثل کایزر اسلاترن
اینا اکثرا ایمیل محورن. باید به استادا ایمیل بزنین(توی یه پست جداگانه میگم درباره ایمیل)
و یه سری دانشگاه دیگه که بلایندن.ممکنه کمیته ی ادمیشن دانشگاه قبول کنه واحداتون رو معادل سازی کنه. لیسانس توی اروپا سه ساله است و اینکه یه سری کارشناسیا میتونن توی ایران درس ارشد بردارن. اینارو بعضی دانشگاها قبول می کنن معادل سازی کنن.
یا وقتی لیسانستون پنج ساله است دوسالشو با ارشد معادل سازی می کنن و سه سالشو با کارشناسی.
اما اینم اما و اگر داره.بسیار به این ربط داره که شما ریسرچ های خوبی داشته باشین. و در اون صورت استاد و دانشگاه راه میان سر معادل سازی.
یه سری کشورها مثل هلند اصلا قبول نمی کنن بدون مستر(باز هم می تونین شانستون رو امتحان کنین)
در کل ایمیل بزنین و پرس و جو کنین.مخصوصا اگر ریسرچ های خوبی داشتین.( درباره ایمیل زدن جدا میگم.)
پس مستر چی؟
مستر توی اروپا اکثرا سلف فانده. بعضی بورسیه ها مثل اراسموس هستن که هزینه هارو کاور می کنن ولی خب بسیار رقابتین.
ایتالیا بورسیه ی استانی داره ولی کلا برای ویزاش آلردی یه مقدار خوبی پول رو باید بذارین توی حساب ارزی و خب یعنی باید پول داشته باشی که بتونی ویزا بگیری که بتونی برای بورسیه درخواست بدی.
پول بورسیه هم بخور نمیره.
آلمان و اتریش شهریه دانشگاهاشون پایینه اکثرا. با ۲۰ ساعت در هفته کار می شه خرج زندگی رو توی اتریش در اورد(آلمان رو نمیدونم)
آپشن بعدی فرانسه است. فرانسه هم بعضی از دانشگاه هاش بورسیه دارن و بورسیه شون کامله.
علاوه بر اون یه بورسیه ایفل هم هست.
اینارو سرچ کنین.من اطلاعاتم دقیق نیست.
هلند هم بسیااااار مستر توش گرونه و خیلی از اسکالرشیپاش حتی شهریه رو کاور نمی کنن.
یه سری کشور ها هستن که اجازه کار هم نداری.
استثنا هست ولی رزومه های خیلی خفن حداقل توی رشته های رقابتی می خواد.
یه سری دانشگاه های هلند gre هم نیاز دارن علاوه بر آیلتس و تافل مثل TU Delft
بریم سراغ شرق آسیا و استرالیا و انگلیس شرق آسیا
کشور های شرق آسیا خیلی آپشن های خوبین. یکی اینکه دانشگاه های خیلی خفنی دارن. به نسبت رقابت توشون کمتره. دکترا مستقیم دارن.مستر با فاند دارن.ویزای راحتی دارن.فاندهای خیلییی خوبی دارن.
این رو من اطلاعات دقیق ندارم و بهتره از کسایی که رفتن بپرسین.
و مکاتبه کنین. خیلی از پوزیشن ها استادمحورن. استرالیا
این رو هم اطلاعات من کمه. پس در نتیجه کلا نمیگم. انگلیس
به طور کلی انگلیس ایرلند و اسکاتلند البته:
من مسترهاشون رو اطلاعی ندارم ولی همشون دکتری مستقیم دارن.
انگلیس دکتری مستقیم هاش اینطوریه که اگر توی پروگرم پذیرفته بشی هم بازم ممکنه فاند بهت تعلق نگیره. از اون طرف یه هزینه ی خیلی عجیب غریبی بابت بیمه باید بدی و اگر اسکالرشیپ هم داشته باشی ممکنه بیمه ویو نشه.
بعضی پوزیشن ها اینطورین که یه ریسرچ پروپوزال باید بنویسین و کمیته بررسی کنه پروپوزال و رزومتون رو.
یه سری پوزیشن ها هم کمیته محورن ولی موضوع ریسرچ مشخصه.
اینکه استاد محور هم داره یا نه رو من اطلاعی ندارم ولی مصاحبه های من همشون کمیته محور بود.
اسکاتلند هم اینطوری بود که باید ریسرچ پروپوزال می نوشتی و اگر قبولت می کردن فاندت هم اوکی بود.
کلا یه سری پوزیشن ها اینطورین که با اینکه کمیته محورن بازم باید با استاد قبلش هماهنگ کنی.
انگلیس رو.
کلا یکمی عجیب غریبه.
ایرلند پوزیشن استادمحور داره یعنی استاد اوکی رو بده پذیرش می گیرین و فاندتونم اوکیه ولی اینکه کمیته محور داشته باشه یا نه رو نمی دونم.
هزینه های مالی اپلای:
رنج هزینه ها با توجه به مقصد می تونه متفاوت باشه ولی این هزینه هارو معمولا همه دارن:
۱-آزمون زبان:
درباره این جداگانه باید بنویسم ولی علی الحساب:
آیلتس:۳۰۰ دلار + سفر به کشور ثالث
تافل: ۲۰۰ دلار + هزینه ی ارسال ریپورت به هر دانشگاه
۲-آزادسازی مدرک:
برای فنی مهندسی ترمی ۸ تومن برای منطقه ۱ و دوبرابر این مبلغ برای منطقه ۲ و منطقه ۳
این رو یه سری دانشگاها ممکنه یه درصد ویو کنن و به ترنسکریپت رضایت بدن ولی خب احتمالش کمه.
مدرک رو با کاریابی هم می شه آزاد کرد ولی پروسش هم طولانیه و هم بدردکسی که بلافاصله بعد تموم شدن مقطع قبلی می خواد بره بدرد نمی خوره.
البته شما اگر بعد از فارغ التحصیلی کار کرده باشین و براتون بیمه رد شده باشه میتونین به اندازه سالهایی که بیمه رد شده کمتر پول بدین.(تعهد یاچند سال خدمته یا پول تحصیل توی دانشگاه)
۳-اپلیکیشن فی دانشگاه:
دانشگاهای کانادا :
ین ۱۲۰ دلار کانادا تا ۱۶۰ دلار کانادا اپ فی دارن و ویو هم نمی کنن.
دانشگاه های شرق آسیا :
یه تعداد خوبی اپ فی می خوان.ولی مبلغش خیلیی کمتره.من چون خودم اپلای نکردم عدد دقیق رو نمی دونم.
دانشگاه های اروپا:
این خیلی متغیره. اپلیکیشن هایی که پوزیشن دکتران رو به جز EPFL من جایی ندیدم که فی بابتش بگیرن. مستر ها بعضیا دارن و بعضیا ندارن.
مستر های دانشگاهای ایتالیا تا اونجا که یادمه اکثرا اپ فی دارن در حالیکه اتریش و آلمان که من اپلای کردم نداشتن.
اپ فیEPFL هم خیلی گرون بود.فکر میکنم ۱۵۰ فرانک بود.ولی مکس پلانک مثلا نداشت.
در کل خیلی متغیره.
همیشه شانستون رو برای ویو کردن امتحان کنین:) ولی خب معمولا آمریکا خوب ویو می کرد اپ فی هارو که الان بستس.
برای ویو کردن یه ایمیل بزنین و صادقانه بگین به عنوان یه ایرانی واستون راحت نیست این پول رو دادن.
۴-هزینه های ویزا:
هزینه های ویزا هم بسته به مقصد فرق داره.
من از کمترین حالت ممکنه شروع می کنم:
۰-اپلیکیشن فی
۱-اپلیکیشن فی + بایومتریک
۲-اپلیکیشن فی+بایومتریک+سفر به کشور ثالث و بعدا پاسپورت رو پیکاپ کردن
۳-اپلیکیشن فی+بایومتریک+ سفر به کشور ثالث و اقامت تا پس دادن پاسپورت
اینکه اپلیکیشن فی چقده به کشور مقصد بستگی داره.یه سری کشورها هزینه ای برای اپ فی ویزای دکتری ها مثلا نمیگیرن. یه سریا مثل کانادا هزینه ی استادی پرمیت برای همه یکیه. یه سری کشور ها مثل اتریش بسته به تایپ ویزا، قیمتش فرق داره.
بایومتریک چیه؟ بایو اثرانگشت و بعضا اسکنعنبیه است که توی کارگزاری های ویزا مثل vfsو TLScontact انجام می شه.
بعضی کشورها قبل جنگ مثل آلمان و اتریش توی ایران بایو انجام می شد.کانادا در حال حاضر بایوش خارج ایرانه. به جز خود هزینه ی بایو که اونم متغیره برای کشورهایی مثل کانادا سفر به کشور ثالث هم دارین.
یه سری کشورها مثل ایتالیا الان بعد جنگ این شکلی شده:
شما میرید کشور ثالث که ویزاتون رو لیبلش رو بزنن و تا زمانی که پاسپورت رو پس بدن باید توی اون کشور بمونین. و خب هزینه های اقامت کشور ثالث رو هم باید در نظر گرفت.
۵-هزینه های زندگی:
این پست جداگانه می طلبه ولی اول کاری در بهترین حالت ممکنه یه مقدار پول باید همراهتون باشه تا فاند بریزن که معمولا به اندازه ی هزینه یه ماه زندگی توی اون کشور و یه سری خرج های اولیه است.
فرانسه دو لول مستر داره. مستر1 و مستر2. مستر1 فقط واحد میگذرونی. مستر2 پایان نامه محوره ولی ساده است. اینجور که من شنیدم رساله ارشد محدودیت 30 صفحه ای داره. اینقدر ساده. مستر1 اصلا فاند نداره. اگر مستر1 جزو شاگرد اول ها باشی برای مستر2 بهت یه فاند در حد 500-800 یورو میدن.
برای دکترا... اول اینکه هر دانشگاه یه کمیته برای تصمیمات مربوط به دکترا داره. بهش میگن اکول دکترا. هرسال اکول دکترا از طرف اساتید پروپوزال دریافت میکنه و پولی که داره رو به پروپوزالهای برترش اختصاص میده. بعد برای این پروپوزالهای انتخاب شده روی سایت دانشگاه تبلیغ میکنه و شما میتونید براش اپلای کنید. اگر مرحله اول انتخاب بشد براتون مصاحبه میذارن. مصاحبه با کمیته است بین 3 تا 20 نفر میتونه آدم توش باشه! و اگر پذیرفته بشید خب فاند کامل دارید.
یه محموعه دیگه CNRS هست که معادل ماکس پلانک برای آلمان هست. بزرگترین مرکز تحقیقات خصوصی فرانسه هست که اساتید براش پروپوزال میدن. اگه پذیرفته بشه براش پوزیشن تعریف میشه روی سایت خود CNRS و از اونجا میتونید اپلای کنید. اینایی که براتون گفتم اسم پولی که بهتون میدن فاند هست و حقوق محسوب میشه و ویزای شما تلنت-ریسرچر خواهد بود. و برای همه این پوزیشن ها باید از سایت اپلای کنید و هیچ ارتباط مستقیمی با استاد نخواهید داشت.
راه حل دیگه اینه شما با استاد مکاتبه کنید و پروپوزال بنویسید. بعد استاد برای پروپوزال شما از سازمانی درخواست فاند کنه. که میتونه یکی از راه حل های بالا باشه. یا کمک هزینه هایی مثل همین بورسیه ایفل. این کمک هزینه ها دیگه اسمش فاند نیست، شما بورسیه میگیرید. فرقش چیه؟ اگه این کمک هزینه از حد مشخصی که هر سال تغییر میکنه و بهش میگن حقوق اسمیک کمتر باشه، دیگه ویزای شما تلنت نخواهد بود، بلکه دانشجویی میشه. اقدام برای ویزاش متفاوته. و بعد که وارد کشور شدید و کار خواستید بکنید یه سری محدودیت هایی خواهید داشت.
یه بورسیه دیگه برای اروپا که ندیدم حرف درموردش بزنی بورسیه ماری-کوری هست. فکر میکنم اصلش مال آلمانه ولی مطمین نیستم. بورسیه بین سه کشور مشترکه، یعنی شما قسمتهایی از تحصیلتون رو در 3 کشور خواهید گذراند. حقوقش بیشتره ولی خب چون شما جا به جا میشید مرتب هزینه های زندگی هم بیشتره. من یه دوستی دارم اینجا بین فرانسه-ایتالیا-مصر داره کار میکنه و حقوقش 500 یورو ماهیانه بیشتره.
گزینه بعدی هم ارسموس هست. اونو خیلی خبر ندارم. سرچ کنید! چیزی هم بود بپرسید..
من می خواستم بعدا بنویسم درباره هزینه ی زندگی ولی الان که مریم گفت اینم می نویسم.
هزینه ی زندگی در کشور مقصد رو کی پرداخت می کنه؟
حالت خیلییی ایده آل قضیه اینه که مثلا شما برید اروپا دکتری. یه حقوق ماهانه ای دارید. خیلی وقتا بیمه و مرخصی و daycare و خیلی چیزهای دیگه که کارمندا دارن رو دارید. فقط ممکنه لازم باشه قبل رفتن خوابگاه رزرو کنین و اندازه ی ماه اول پول همراهتون باشه.
توی این حالت اکثر کشورهای اروپایی تمکن مالی هم نمی خوان و همون قراردادی که دانشگاه بهتون میده کفایت می کنه به عنوانتمکن مالی.
این حقوق معمولا از گرنت های پژوهشی استاد تامین می شه.
یه حالتیم هست که من توی انگلیس خیلی دیدم که شما پروپوزال ریسرچی که میخوای کنی رو می نویسی و اگر خوب باشه و مورد پسند بهش فاند تعلق می گیره.
حالت کمتر ایده آل قضیه اینه که دانشگاه یه فاندی به شما میده.استاد هم یه چیزی روش میذاره. ممکنه لازم باشه شهریه هم بدین یا ممکنه دانشگاهتون خیلی نایس باشه و شهریه رو ویو کنه.در این صورت هم همون پول اولیه واسه هزینه کافیه. فقط بسته به کشورش ممکنه نیاز بشه تمکن مالی نشون بدین.
یه حالت بازم کمتر ایده آل اینه که دانشگاه یا استاد کلا به شما پولی ندن یا پوله کم باشه. در این صورت هزینه ی زندگی و بعضا همون شهریه گردن خودتونه.
یه سری اسکالرشیپ هست که جدا بشه واسش اپلای کرد مثل همین ماری کوری که مریم گفت و ممکنه بسته به رشته مقطع و عوامل دیگه کاملهزینه رو پوشش بدن یا ندن.
بعضیا در همون کشور مقصد رو به کار های جنرال میارن و اینطوری هزینه رو تامین می کنن.اینم ریسکیه.چون اینکه مهمه کشور مقصد چقد اجازه ی کار روی ویزاتون بهتون بده و اینکه هزینه ی ماهانه ی زندگی در اون کشور چطوریه.
برای مثال عرض می کنم.هلند توی رشته ی من کشور خیلی خوبی توی بحث مالی نیست.چون مستر خوندن به شدت گرونه.دکتری مستقیم وجود نداره.اسکالرشیپ هایی که هستن در بهترین حالت کل شهریه رو پوشش می دن که اونا هم خیلییی کمن و یه مقدار قابل توجهی پول باید از خودت باشی. در کل مگر اینکه طرف خیلی پولدار باشه هلند جزو آپشناش نیست.
از اونور کارت پارت تایمم اونقد گل و بلبل نیست. همه جا همه انگلیسی بلد نیستن و برای کارهای پارت تایم مخصوصا توی اروپا ممکنه مجبور بشین زبانشون رو بلد باشین.
در کل این آپشن سختیای خودشو داره ولی کاریه که بعضیا می کنن.
من بورسیه هارو دقیق نمی دونم ولی این اراسموس که مریم گفت رو خوب شد یه اشاره ای کنم.
اراسموس یه بورسیه است که کامل هزینه هاتون کاور می شه.توی چند تا کشور مختلف باید درس بخونین و خیلی ایده آله.
مشکل اینه واسه رشته ی پرطرفدار مثل کامپیوترساینس و AI شانست کمه:) ولی خب دیدم بچه ها با یه رزومه ی متوسط رو به بالا تونستن توی رشته های دیگه این بورسیه رم بگیرن.
اراسموس چند تا پروگرمه و اینه ددلایناش متغیره.هرکدوم رو جدا باید توی سایتش چک کنین.
توی آلمان یه سایته Daad هست برای اسکالرشیپ ها.اونجا هم می شه یه چیزایی یافت.
اینم اشاره کنم.بعضی دانشگاه ها خودشون اسکالرشیپ دارن و توی سایت دانشگاه اگر بگردین پیداشون می کنین.اینا معمولا خیلی شناس نیستن و سر همین شانس قبولی توشم به نسبت بالاست:)
زبان:
من راستش موقعی که آزمون زبان دادم این داک رو نوشتم و خب یه مقدار شرایط تغییر کرده. هنوز آزمون آیلتس اون موقع توی ایران برگزار می شد و اینکه تافل ارزونتر از آیلتس نشده بود. و اینکه من آشنا نبودم با این قضیه که خیلی جاها سلف ریپورت نمره رو قبول می کنن.
چگونه برای آیلتس در کمترین زمان ممکنه بیشترین نتیجه را بگیریم؟
پیش نوشت: این داک احتمالا برای کسی مناسبه که تا یه حد خوبی پیش زمینه از زبان داشته باشه و کلاس زبان رفته باشه یا ارتباطش با انگلیسی از طریق موسیقی و فیلم و کتاب و مقاله و چیز های این چنینی حفظ شده باشه و خب صرفا بخواد برای آزمون حاضر بشه.
اول از همه ریزنمرات من:
Listening:8.5
Reading:9
Writing:6.5
Speaking:7.5
Overall:8
اول از همه سوالات کمی مقدماتی:
چه نمره ای بگیریم خوبه؟
تقریبا اکثر دانشگاها برای cs اورآل 6.5 در صورتی که هیچ اسکیلی کمتر از۵.۵ یا ۶ نباشه رو قبول دارند.حتی دانشگاه های کشور های انگلیسی زبان. بعضی از دانشگاه ها برای اسکالرشیپ ها شرط اورآل ۷ و بالای ۷ و هیچ اسکیلی کمتر از ۶.۵ نباشه رو می ذارن. من تا به الان هیچ پروگرمی ندیدم که از ۷ بالاتر بخواد و یا شرطی برای اسکیل ها که بالای ۷ باشن بذاره. اکثریت دانشگاها skill retake رو قبول ندارن.
چقدر باید برای آیلتس وقت بذاریم؟
احتمالا این سوال با توجه به وقت آدما و سطح اولیه زبانشون فرق داره. من توی کمبریجا که ریدینگ و لیسنینگم به ۹ رسید دیگه تایم براش نذاشتم. رایتینگ رو مینیمم تایمی که می شد گذاشتم که فقط ریکوایرمنت دانشگاه ها رو داشته باشم. تنها اسکیلی که درست تمرینش کردم اسپیکینگ بود که اونم چون حرف زدن رو دوست داشتم.
کدوم سنتر تایم بگیریم؟
من آیلتس تهران آزمون دادم و واقعا راضی بودم. البته چیزی که به نظرم خوبه در ذهن داشت اینه که در وضیعت فعلی هرجا وقت گیرتون اومد تایم بگیرین : ))))) لازم به ذکره حتی در زمینه ی تایم گرفتن هم آیلتس تهران بهتر از دوتا سنتر دیگه بود.
ماک ؟
نظر شخصی اینه که همون اول خوندن یه ماک بدین هم با فضای آزمون آشنا شین ( مثلا تجهیزات سنتر چطوریه و محلش کجاست و این داستانا) و خب خیلی نزدیک آزمون ماک ندین.اشتباه من این بود که یه هفته قبل آزمون ماک دادم چون درگیر امتحانا بودم و خب اتفاق مبارکی که افتاد این بود اگزمینر توی اسپیکینگ بهم گفت غلط گرامری زیاد دارم.همین به قدری اعصاب من رو بهم ریخت و استرسم رو زیاد کرد قبل ازمون که منی که پارت ۲ رو معمولا باید وسطش قطع می کردی حرف زدنم رو در حالت عادی روز آزمون از ترس غلط گفتن کمترم حرف زدم.خلاصه یه بار همون اوایل یا اواسط آزمون بدین فقط دستتون بیاد وضع چطوره.چون خیلی استاندارد نیست و معمولا اگزمینر های آزمون اصلی مهربون ترم هستن.
حالا بریم سراغ هر مهارت: Listening:
دو عنصر اصلی این اسکیل تمرکز و و لغت (و دیکتیشنشه). من یه روز قبل آزمون از بخش دیکتیشن تستینو نشستم تمرین کردم. لغتمم که مشکل نداشت.
برای تمرکز هم راهی به جز تمرین زیاد نیست. حتی دیدن فیلم و ویدیو های تد تاک و پادکست هم به نظرم توی بالابردن تمرکز موقع شنیدن خیلی خوبه.
درسته مردم خیلی تمرین ترنسکرایب و اینا می کنن و معتقدن تاثیر داره ولی در انتها سر آزمون شاید نشه همه چی رو نوشت و اینکه باید بدونین دقیقا دنبال چی قراره بگردین توی اون مکالمه ای که قراره براتون پخش شه که ترنسکرایب شاید خیلی تاثیر گذار نیست.
این بخشم مثل ریدینگ واضحه. اول سوالارو می خونین.کلمه کلیدیا رو می یابین و با همون کلمه کلیدیا موقع پخش شدن اودیو سوالا رو جواب میدین.
یه کاری که بچه ها می کنن جابجا شدن بین پارتاش ولی خود من از اول خودمو عادت دادم هر پارتو توی تایم خودش بزنم چون این عجله و جابجا شدن تمرکزم رو میاوردم پایین.
من واسه این اسکیل صرفا کمبریجا رو توی تستینو زدم.
یه نکته ای که خیلی برای آزمون مهمه اینه که اگر یه لغت رو از دست دادین دومینو وار تا آخر آزمون لعتا از دست نرن. من سرازمونم متاسفانه این شکلی شد.دو تا شماره تلفن پشت هم خونده شد که من اولیو اشتباهی نوشتم در حالی که دومی رو سوال می خواست. همین باعث شد پارت یکم خراب شه کلا و بی خودی ۹ نشم.
یه بحث دیگه هم فضای آزمونه. یه سری سوالا رو توی آزمون متاسفانه نمی شه هایلایت کرد مثل نقشه. در نتیجه از اول باید عادت بدی یه چیزایی رو تو ذهنت باشه.
بیشترین مشکل بچه ها اینجا یا سر نقشه است یا سر این سوالا که مثلا ۵ ۶ تا مورد میده و ۲ تاشو باید به عنوان جواب انتخاب کنید که با تمرین زیاد اوکی می شه.
یه چیزی که کلا لیسنینگ و ایضا ریدینگ داره شما کورکورانه هم صرفا تمرین کنین و کمبریج بزنین بعد یه مدتی نمراتتون میاد بالا. بنابراین خیلی نکته ی خاصی به نظرم نداره.( با فرض اوکی بودن زبان تا حد خوبی)
لیسنینگ ۴ تا بخشه.اولیش یه مکالمه است که یه سری اطلاعات درباره یه نفر رو باید پر کنین.دومیش یه مونولوگه که معمولا درباره یه مکانی مطلبی چیزیه. پارت سه یه مکالمه ی دو نفره معمولا درباره یه کورس پرزنتیشن یا چیز این شکلیه که این دفعه درباره هر دو نفر باید یه سری اطلاعات رو پر کنین.
سه تا پارت اول هر کدوم توی دوتا بخش صوتشون پخش می شه و باید به سوالا جواب بدین.
پارت آخر مونولوگ درباره یه پدیده یا چیز تاریخیه. تنها فرقش با پارت ۲ اینه که بدون وقفه یه صوت پخش می شه و ده تا سوال مربوط بهش رو باید جواب بدین.
Reading:
دوتا عنصر مهم در ریدینگ سرعت و لغت عه. توی هر کدوم بلنگین کلا ریدینگ خراب می شه.
برای لغت بنده خیلی ایده ای ندارم چون کلاس زبان رفته بودم و در حد کمبریجا لغتارو بلد بودم. دوتا کتاب vocabulary for IELTS و vocabulary for IELTS advanced رو همه توصیه می کنن. من خودم شروع کردم و دیدم کلیت ماجرا رو بلدم و از اونورم خیلی تایمم کم بود در نتیجه ولش کردم.
در رابطه با سرعت باید متن زیاد خوند. من خب به واسطه ی کارای دانشگاه و عادت به رفرنس خوندن و کتاب انگلیسی خوندنای خودم سرعتم خوب بود.
حالا برای ریدینگ خوندن چه کردم؟
سایت تستینو دقیقا محیطش مثل آیلتس کامپیوتریه. من یه اشتراک سه ماه خریدم که یه ماهشم آخر اضافه موند. اوایل هر روز یه آزمون یه کتابو می زدم. بعدش نمرم رسید به ۹ کلا ول کردم و قبل آزمون یه ریدینگ دیگه هم زدم.
معمولا سوالای ریدینگ دو دستن:
یه دسته خیلی راحت می شه با یافتن کلمه کلیدی در متن جوابشون داد.
دسته ی دوم که دسته ای که باید به اکثر متن اشراف داشت که بشه جواب داد.
من کاری که می کردم این بود که اول دسته ی اول رو جواب می دادم و از همین طریق ایده ی کلی متن دستم میومد. بعدش می رفتم سراغ دسته ی دوم.دسته ی اول که مشخصه معمولا سامری ها و یا اینکه کی فلان حرفو زده.
دسته ی دوم می شه مچ کردن هدینگ ها یا اینکه فلان چیز توی کدوم پاراگرافه یا سوال مورد علاقه ی بچه ها یعنی درست غلط و not given.
به نظرم بیشترین مشکل ریدینگ بچه ها سر درست غلط و not given عه. به دو دلیل. یکی اینکه یه ذره طراح مریض باشه به این راحتیا نمی شه جاشو بدون خوندن کل متن توی متن اصلی پیدا کرد. دوم اینکه به شدت تریکی و رو مخه و بعضی وقتا درست ندیدن یه کلمه توی جمله باعث می شه جواب غلط شه.
من خودم اینارو اوایل غلط می زدم کلا چون بسیار انسان عجولیم. کاری که کردم این بود که اول همه ی سوالا رو به همون ترتیبی که گفتم می زدم. آخرش میومدم سراغ اینا و با صبر و حوصله جملاتی که مربوط بهشون بود رو چند بار می خوندم.
حالا سوال اینه که چطوری می رسیدم؟ سرعتم خوب بود.واقعیت اینه که توی ریدینگ اگر سرعت خوب نباشه هرچقد هم تکنیک و اینا بلد باشین کمکی نمی کنه.
یه باور اشتباه توی ریدینگ اینه که متن رو نباید خوند.متن رو نباید اولین چیز خوند ولی واقعیت اینه در انتها شما متن رو هدف دار می خونید.یعنی چی؟ یعنی تیکه تیکه و بخش های مربوط به سوالا رو می خونین ولی خب در آخر دارید می خونید.کامل و خوب هم باید بخونید. ممکنه چند بار هم مجبور شید بخونید.
یه اشتباه بچه ها اینه که فکر می کنن سریع باید متنو بخونن و جواب رو پیدا کنن. در حالیکه اتفاقا برای پیدا کردن جواب متن رو باید با آرامش و طمانینه خوند.
ریدینگ سه تا پارته.میگن معمولا دومی و سومی سخت تره ولی خب من خیلی تفاوت سطحی ندیدم. به نظرم اکثرش یه طورن.
بخش منفور آزمون : )))))))))
من راستش انقد از این بخش بدم میومد که فقط دعا دعا می کردم ۶.۵ بگیرم و تموم شه و دیگه ریخت آزمون رو نبینم.
برای پارت ۱ من فیلمای سایمون رو دیدم.یه سری جزوه توی گروه ها و اینا هست که کلمه ها و عبارت هایی که خوبه توی رایتینگ به کار بره رو گذاشته.
برای پارت ۲ هم سمپل خوندم و دیدم هر مدل رایتینگ چطوری باید نوشته شه و توی ذهنم داشتم.
اوایل موقع رایتینگ نوشتن این کلمه ها و عبارتا رو می ذاشتم و کنار دستم و مجبور می کردم خودم رو ازشون استفاده کنم.
توی رایتینگ خیلی مهمه یه طبقه بندی از انواع سوالا و عبارتا توی ذهنتون باشه.
مشکل اصلی رایتینگ و هم چنین اسپیکینگ اینه که ممکنه شما عالی باشید توی این دوتا و واقعا زبانتون خوب باشه و صرفا سر امتحان موضوعی بهتون بیفته که ایده ای دربارش ندارید : )))))) در نتیجه خیلی به نظرم روی نمرش نمی شه حساب کرد و اگر اورآل مهمه اون دو تا اسکیل اول رو بسیار راحت تر می شه برد بالا.
مشکل دوم اینه که حتما یه آدم باید رایتینگ رو فیدبک بده. تهش چت بات ها بتونن غلطای املایی و گرامری رو بگیرن و یا لکسیکال ریسورس رو بهتر کنن. برای تسک ریسپانس متاسفانه باید یه آدم حتما صحیح کنه.من که درست تایم نذاشتم سر این ولی خب براتون مهمه معلم بگیرین بگید براتون صحیح کنه. من دادم یه دوستی برام صحیح کرد و خب دستش درد نکنه. خیلی به رایتینگ نوشتنم نظم داد.
سر آزمون من از تسک دو شروع کردم چون نمرش بیشتره و خب عالی بود.مشکل اینه تسک یکم اطلاعات یه مقادیری زیاد داشت و همین باعث شد من یه کم استرس بگیرم سر طبقه بندیش و اینا و آخرین نقطه ی تسک یکم رو یک ثانیه به اتمام آزمون گذاشتم.
کلا فرمت آزمون اینه که دوتا تسکه. تسکه اول یه نمودار نقشه یا جدولو میدن و ازتون می خوان دربارش بنویسین. پارت دوم یه سوال مطرح می شه که یا بنفیت و ضرر می خواد یا عللشو می خواد یا ازتون می پرسه باهاش موافقین یا نه.
Speaking:
عزیز دلم اسپیکینگ : ))))))
یه احتمالا خوبی اسپیکینگ واسه من این بود که من توی فارسیم زیاد صحبت می کنم و زیاد نظر دارم.خداروشکر هیچوقت مشکلی در زمینه ایده دادن نداشتم : )))))))))))))))))))
همیشه خداروشکر یه حرفی واسه گفتن دارم : ))))))
من پارتنر اسپیکینگ داشتم.اون اپ آیلتس اسپیکینگ رو موضوعاشو تمرین می کردیم. موقع تمرین صدام رو ضبط می کردم و می دادم به gpt و بهش می گفتم band 9 کنه حرفام رو چند بار از روی جوابش تمرین می کردم تا کلماتش بره توی مغزم.
خوبه برای اسپیکینگ یه پارتنر مثل خودتون یا یه نمه بهتر داشته باشین که بتونه غلطاتون رو بگیره.
یه نکته ی مهم توی اسپیکینگ اینه که سعی کنین به هر ضرب و زوری شده ایده بدین خودتون و از چت بات ها صرفا برای بهتر کردن لکسیکال ریسورس استفاده کنین.
یه نکته ی خیلی کلیدی در اسپیکینگ که معمولا بهش توجه نمی شه innotation و pronounciation عه. اگزمینر بسیار خوشش میاد وقتی فراز و فرود صدای شما خوبه یا اینکه استرس کلماتتون درسته.همینا جدی یه نیم بند نمره رو می تونه بهتر کنه.برای تلفظ یه سری قواعد وجود داره که سرچ کنین که استرس کلمات توی انگلیسی باید چطور باشه میاره.
اسپیکینگ باید مستمر تمرین شه تا خوب نتیجه بگیرین و fluency و تسک ریسپانس خوب شن.بعد یه مدتی خود به خود لکسیکال هم بهتر می شه.هر چی بیشتر از کلمه های نسبتا غیر کامن استفاده کنین بهتر می ره توی ذهنتون.
سر آزمون متاسفانه استرس رایتینگ به اسپیکینگ سرایت کرد + اسپیکینگ من بیست دقیقه بعد آزمون کتبیم بود.حواستون سر رزرو باشه چون من نمی دونستم تایم دیگه ایم می شه رزرو کرد.
به دلایلی که بالا گفتم من یه مقدار به خوبی همیشگیم سر اسپیکینگ نبودم و یه کمی fluency ام به خاطر استرس خراب شد که البته لکسیکال ریسورس و تلفظ خوبم جاتش داد و باعث شد خیلی نمرم خراب نشه.
اسپیکینگ سه تا پارته. پارت اول یه سری سوال شخصی درباره خودتونه. پارت دوم یک الی دو دقیقه باید درباره یه موضوعی حرف بزنین و یه دیقه هم وقت فکر کردن دارید. پارت آخر سوالات مربوط به همون پارت ۲ رو ازتون می پرسن. صحبت آخر:
۱-من یه اشتباهی که کردم درگیر کمالگرایی شدم و اینجوری بودم که نه هنوز آماده نیستم و آزمون رو به نسبت دیر دادم.فکر نمی کنم اول شهریور و قبل امتحانا هم آزمون می دادم خیلی نمرم فرقی می کرد و عقب افتادنش با توجه به اینکه امسال خورد به امتحانا و شروع دانشگاه خیلی تصمیم خوبی نبود و من اون تایم خیلیم نرسیدم بخونم.عملا یه ماه اضافه انگار داشتم استرس امتحان رو با خودم حمل می کردم.در نتیجه یه جوری برنامه بریزید که شهریور آزمون رو بدین و جمع شه بره.
اگر زبانتون متوسطم باشه آیلتس رو واقعا در حد ۳۰ ۴۰ روز خوب خوندن می شه جمع کرد بدون کلاس معلم یا حتی تایم زیادی گذاشتن.
۲-نجات دهنده سایت تستینو بود: ))) محیطش دقیقا مثل آیلتس کامپیوتریه و اینکه خب توصیه می کنم از اول عادت کنین به اون شکلی آزمون دادن.برای کمبریج زدن اگر تایم ندارید از ۱۵ تا ۲۰ بزنید.اگر دارید از ۱۱ تا ۲۰ رو بزنین.نزدیک ترین آزمونا به ازمون اصلی به نظرم ۱۹ و ۲۰ هستند.
خودتون رو با منابع زیاد اذیت نکنین.واقعا کمبریج و chat gpt یه مقدار خوبی کارو درمیارن.
۳- این سومی خیلی مسخره اس ولی اگر مثل من مشکل قند خون سر آزمون داشته باشین احتمالا یه مقدار داستان دارین. سر آزمون سه ساعت تقریبا پشت هم با یه بیسکوییت باید بگذرونین. من یه مشکل دیگم سر رایتینگ این بود که قندم افتاده بود سر آزمون و خب یه ذره گیج می زدم باید چه کنم.
۴- در آخر بگم آیلتس احتمالا آسون ترین آزمون زندگی ما ایرانیاس.کاملا یه فرمت مشخص داره و یه نسبت خطی نمره اش با خوندن داره و چیز خاصی برخلاف کنکور و امتحانای دانشگاه قرار نیست پیش بیاد. در نتیجه مثبت باشید و خوب بخونید و خوب آزمون بدین.
موفق باشید :)
آیلتس vs تافل
زمانی که من می خواستم آزمون بدم هنوز آیلتس توی ایران برگزار می شد و قیمت تافل و آیلتس یکسان بود.
یه مسئله ای که بهش توجه نمی شه سر انتخاب آزمون اینه که کجا می خواید اپلای کنین. تو کانادا من دانشگاهی ندیدم که لازم نباشه ریپورت واسش فرستاده بشه در نتیجه واسه اپلای کانادا شاید تافل خیلی مفید نباشه. باز هم این بستگی داره که شما خرج رفتن به کشور ثالث رو چطوری هندل می کنین و ممکنه آیلتس کشور ثالث گرونتر در آخر دربیاد.
ولی خب بولت پوینتی
تافل:
۱-ارزونتره
۲-رایتینگ و اسپیکینگش کلا از آیلتس آسون تره
۳-توی ایران برگزار می شه.
۴-اسپیکینگش ضبط صداتون واسه مصححه.
آیلتس:
۱-ریپورت هاش ۵۰ تای اول رایگانه.
۲-تو ایران برگزار نمی شه
۳-بدون هزینه ی رفتن به کشور ثالث ۳۰۰ دلارعه(شاید الان آپدیت شده باشه)
۴-کمی رایتینگ و اسپیکینگش سخت تره.
تقریبا همه ی دانشگاها جفتشون رو قبول دارن.
من به نظرم تهش ببینین دانشگاه های مقاصدی که میخواین برین نمره رو ریپورت رسمی می خوان یا نه. اگر دیدین ریپورت رسمی می خوان و زیادن تافل شاید مناسب نباشه چون فرستادن ریپورتش رو خودتون جدا به دلار باید پول بدین.
از اونور شما روی ۴۰ ۵۰ تومن جدای پول آزمون واسه کشور ثالث حساب کنین حداقل:)