من راضی بودم. ؛؛) فضاسازیم خیلی خوب بود. فقط قهوهخونهتون میتونست بهتر باشه. من نفهمیدم چرا امسال اون بازارچهتون هیچی نداشت؟ صرفن چارتا پیکسل سمپاد بود و غیره.
به نقل از میترا .. :خوب بود ،آفرین.من راضی بودم. ؛؛) فضاسازیم خیلی خوب بود. فقط قهوهخونهتون میتونست بهتر باشه. من نفهمیدم چرا امسال اون بازارچهتون هیچی نداشت؟ صرفن چارتا پیکسل سمپاد بود و غیره.
×جا داره اشاره کنم به تئاتر نمایشعروسکیتون. :-" :/

، پاشین یه ذره دکور ِ آدمک آرو قوی تر کنید. خالی بود رو سن اصلا. 

به نقل از فندق ؛؛) :بچه ها هم دستبند و پیکسل و اینا درست نکردن. همش کار معلم آفتاب بود بازارچه.

به نقل از فندق ؛؛) :تئاتر عروسکی رو هیچ صحبتی راجع بش ندارم. یه کلاس بود به هر حال. :)))![]()

به نقل از فندق ؛؛) :البته که امسال داستانش با سال آی دیگه فرق داشت. ما فیلتر داشتیم، نمایشگاه اسفند بود، دومی نبود که کمک کنه، اولا اولین تجربه شون بود، افراد پژوهش کلاً افراد جدیدی بودن و فولان.
قهوه خونه هم اگه دقت کنی ریزه کاری آش خیلی بیشتر از کارای کلّی ش بود. من خودم این انتقاد رو از دوستان خیلی داشتم که جای این که به اون لامپ های رو سقف کاموا آویزون کنید، که کار خیلی دردناک و سختی بود، پاشین یه ذره دکور ِ آدمک آرو قوی تر کنید. خالی بود رو سن اصلا.
بارازچه هم که امسال مدرسه مثل ِ پارسال عکس رو پیکسل و چوب و ماگ و پازل و فولان نزد. بچه ها هم دستبند و پیکسل و اینا درست نکردن. همش کار معلم آفتاب بود بازارچه. اون افرادی رو هم که پارسال از بیرون اوردن که یه چیزایی بفروشن هم امسال نبودن. ضعیف بود امسال بازارچه.
تئاتر عروسکی رو هیچ صحبتی راجع بش ندارم. یه کلاس بود به هر حال. :)))![]()
-__-
به نقل از ریـحـانـه :معلم آفتاب؟!
یعنی چی یه کلاس بود؟ قرار بود چی باشه مگه؟![]()

به نقل از میترا .. :کاش خودتون دستبند و اینا درست میکردین ؛ اینجوری باز بهتر میشد. معلّم آفتاب منظورت اون زنِ بود که داشت چیزمیز میفروخت ؟-__-
فضاسازی خوب بود ؛ امّا یهکم به اون قهوهخونه بیشتر میرسیدین. :د




به نقل از ریـحـانـه :من گذاشتم همهچی آروم شه و از جو آفتاب بیاید بیرون، بعد راجع به حلقه حرف بزنم.
دوستان، عزیزان، نمیخواید کاری کنید برای حلقه؟ نمیخواید سعی کنید که شعرها رو درست بخونید؟ قراره هرسال سر آفتاب دبیرستانیا بیان و بگن «لطفاً آرومتر بخونید» و شما بگید که «تو رو خدا، الان وقتش نیست»؟ نمیدونم چندنفر از بچههای راهنمایی اینجا عضون، اما الان خطابم به سومهاست. ببینید، شما آخرین پایهای هستید که با یکسری سنتهای قبل آشنائید و احتمالاً حلقههای قبلی رو دیدید. امسال شما از راهنمایی میرید و اگه حلقه همینجوری ادامه پیدا کنه، دیگه به هیچوجه نمیشه تغییرش داد و اصلاحش کرد. تا کی میخواید «گلگلدون» و «خونهی ما» رو حماسی بخونید آخه؟ تو ذهن من، ویژگی حلقههای راهنمایی آروم بودن و لطیف بودنشونه اصلاً. قبلاً یه آرامش خاصی توی «بادبادکها» خوندنمون بود که الان جای خودش رو داده به یه مدل ریتمیک و کوبنده و یه بیقراری الکی؛ این خیلی ترسناکه برای من، خیلی. حدود یک ماه وقت دارید تا آخر سال. لطفاً لحن و مدل خوندنتون رو اصلاح کنید و آرامش رو برگردونید به حلقه. :د

به نقل از فندق ؛؛) :امم ریحانه خیلی خوبه که دلتون هنوز از اونور واسه راهنمایی میسوزه. ماهم خودمون میخوایم که حلقه مون خوب باشه. مطمئن باشید ماهم از اینور دلمون واسه حلقمون میسوزه.
این داستان ریتم آهنگا و اینا، مطمئناً از یه روز که از خواب پاشیم و همه چی بره رو ریتم ِ تند و کوبنده شروع نشده، سال به سال بچه ها تند تر و بی توجه به آهنگ ها خوندن تا شده اینا. هر سال از سال قبل تندتر. و خب دبیرستانیا به نظرشون خیلی تند میاد. و درسته البته.
اما قبول کنید که این عوض شدن ِ نوع ِ خوندن ِ شعر ها، که توی چنندددد سال "کمکم" تغییر کرده رو نمیشه تو یه سال عوض کرد.
و این که امسال تعداد سوما خیلی زیاده. هماهنگی سخت تره. درصد کمتری همکاری میکنن.
× من خودم از تابستون خیلی درگیر این قضیه بودم. خیلی از دبیرستانیا پرسیدم، خیلی با بچه های خودمون حرف زدم، اما، باور کنید چیزی نیست که عملی بشه. شما میگید که یه روز خوش و خرّم بشینیم با هم تمرین کنیم که آروم بخونیم، ما میگیم که نه مدرسه میذاره، نه تو خونه میتونیم.
قبول کنید کار ِ سختی ه که این همه آدم رو بتونیم طرز خوندنشونو عوض کنیم.
اگه پیشنهادی دارید که عملی شه، خیلی استقبال میشه! مچکر.![]()
