TaRa*
کاربر جدید

- ارسالها
- 2
- امتیاز
- 0
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان 1
- شهر
- تهران
پاسخ : سمپادیهای تهران [راهنمایی فرزانگان 1]
دیشب که بارون اومد حدس زدم حلقه زده باشین... B-)
حیف شد٬ کاش با یه گروه بهتر بودم ... اونوقت دیشب منم پیشتون بودم...
) موافقم...
+ هر چیزی به پایانی داره...
+خیلی وقت ــا آدم قدر لحظه هاشُ نمی دونه... خیلی وقت ــام می خواد بدونه ولی نمی دونه چه طوری...
من مشکلم دسته ی دومه... نمیدونم چه طوری قدر ِ لحظه هارو بدونم...

اژه ایُ نمیدونم ولی کرمی...
خیلی ماه بود...
واقعا کادر قدیمی عالی بودن... این ــام بد نیستن...
+ بعضی ایده هاشون عالیه خداییش... مثه همین 2 روز... یا اون داستان ــا ...
+ عارفیُ اذیت میکنی پدر سوخته؟؟ ^-^
+
دیشب که بارون اومد حدس زدم حلقه زده باشین... B-)
حیف شد٬ کاش با یه گروه بهتر بودم ... اونوقت دیشب منم پیشتون بودم...

منم با جفری (به نقل از afroDt :تولد...جعفري اومده بود بهم ميگه چن ساله كلاس رقص ميري... منم: :-[
باو ستاره شما ها كه خفمون كردين با : سلام خانوم عارفي...
ارائه هم حداقل واسه ي ما خيلي خوش گذشت... اصن يه حسه خوبي بود وقتي توضيح ميدم همه چشا گرد ميشد!![]()
B-)
+ تهش گريه كرديم من و سارينا... يني راهنمايي داره تموم ميشه؟
) موافقم... + هر چیزی به پایانی داره...
+خیلی وقت ــا آدم قدر لحظه هاشُ نمی دونه... خیلی وقت ــام می خواد بدونه ولی نمی دونه چه طوری...

من مشکلم دسته ی دومه... نمیدونم چه طوری قدر ِ لحظه هارو بدونم...

هرچی هس همیشه زیر ِ سره توئه...به نقل از ستـاره :با ریتم ِ بارو بارو بارونه هی ! بچه ها کف میریختن رو ماشین/ دستشویی رو تی میکشیدن...
منم شیلنگ به دست اون جا !![]()
دلم کلی برای خانوم کرمی و اژه ای تنگ شد...
نه این که خسروی و نعمتی بدن ـا ! ولی کاش اون ها هم بودن الان ....
+ سبا٬ چقـــــــــــــــــدر عارفی رو اذیت کردیم !))))))
![]()
سلام خانوم عارفی !
))))))

اژه ایُ نمیدونم ولی کرمی...
خیلی ماه بود...
واقعا کادر قدیمی عالی بودن... این ــام بد نیستن...
+ بعضی ایده هاشون عالیه خداییش... مثه همین 2 روز... یا اون داستان ــا ...
+ عارفیُ اذیت میکنی پدر سوخته؟؟ ^-^
+

جعفري اومده بود بهم ميگه چن ساله كلاس رقص ميري... منم: :-[
)))))) 





