• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

معما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sohaaaa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

چه معمایی بزاریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • هوش ریاضی

  • هوش تصویری

  • هوش کلامی

  • هوش هندسی و روابط اشکال

  • معما های ویژه(حل این معما ها از پنج تا پنجاه هزار تومان جایزه دارد)


نتایج فقط بعد از رای‌دادن قابل مشاهده هستند. لطفا الکی رای ندید!
پاسخ : معما




آيا مى‌دانيد چگونه مى توان يك سوزن را روى آب شناور نگه داشت؟ ;D
 
پاسخ : معما

اول یه سوزن رو روی یه کاغذ نازک یا یه دستمال ضخیم(مثل دستمال ضخیم دستشویی) می ذاریم بعد دستمال و سوزن رو با هم روی آب می ذاریم بعد از چند لحظه دستمال به ته آب میره و سوزن روی آب شناور می مونه.
علت: کشش سطحی آب
 
  • لایک
امتیازات: ----
پاسخ : معما

دانش آموزي انگليسى‌اش بسيار ضعف است .دوستش به او ديكته مى‌گويد ؛ او آن جمله را به شكل زير مى نويسد ؛ آيا مى‌توانيد درست آن را بنويسد ؟( توجه داشته باشيد جمله، سؤالى نيست .)
I C U YY
 
پاسخ : معما

به نقل از TheBest444 :
دانش آموزي انگليسى‌اش بسيار ضعف است .دوستش به او ديكته مى‌گويد ؛ او آن جمله را به شكل زير مى نويسد ؛ آيا مى‌توانيد درست آن را بنويسد ؟( توجه داشته باشيد جمله، سؤالى نيست .)
I C U YY

I see you too :-??
 
پاسخ : معما

سه دوست به نام‌هاى آقاى سبز، آقاى آبى و آقاى قرمز در رستورانى نشسته‌اند.يكى از آن‌ها لباس سبز، ديگرى آبى و نفر سوم قرمز پوشيده است اما توجه داشته باشيد هيچكدام از آن‌ها اسمشان با رنگ لباسى كه پوشيده‌اند منطبق نيست. مردى كه لباس آبى پوشيده است رو به دو نفر ديگر كرده و مى گويد: اگر چه اسم‌هاى ما هركدام نام يك رنگ است اما نام هيچكداممان با رنگى كه پوشيده‌ايم مطابقت ندارد. آقاى قرمز به او نگاه كرد و گفت : بله كاملاً درست است.بدون توضيح دادن بگوييد هركدام چه رنگى پوشيده‌‌اند؟
( اگر دقت كنيد بسيار ساده است.)
 
پاسخ : معما

دو حالت پیش میاد؟
1-آقای قرمز لباس سبز،آقای آبی لباس قرمز،آقای سبز لباس آبی
2-آقای قرمز لباس آبی،آقای آبی لباس سبز،آقای سبز لباس قرمز
 
پاسخ : معما

یک روز پدری پسرانش را به شهربازی برد و به آن‎ها گفت بروید بازی کنید و ساعت 9 عصر جلوی درب ورودی باشید که به خانه برویم. پدر سر ساعتی که گفته بود جلوی درب شهربازی منتظر بود اما پسرها ساعت 9:45 آمدند.پدر با عصبانیت گفت: ماه دیگه شما رو به شهربازی نمیارم.

یکی از پسرها گفت: تقصیر ما نبود، ما سوار ترن هوایی شدیم، هنوز یک دور هم نزده بودیم که موتورش خراب شد. پدر کمی درنگ کرد و بعد نگاهی خشمگین به پسرها کرد و گفت: دیگه دروغ نگید.
به نظر شما پدر از کجا متوجه شد که پسرها دروغ گفتند؟ :-"
 
پاسخ : معما

خب دوتا چیز ب ذهنم میرسه :-"
یا ترن موتور نداره!یا ترن یک دور بیشتر نیست درسته؟
 
پاسخ : معما

ساعت 9 عصر نکته ی خاصی داره ؟؟؟
 
Back
بالا