• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قديمي تر ها!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع esmailipour
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : قديمي تر ها!

× واقعا ایده هایی واسه جمع کردن فارق التحصیلا و یا آوردنشون به اینجا ندارید ؟
 
پاسخ : قديمي تر ها!

به نقل از نیما مضروب :
× واقعا ایده هایی واسه جمع کردن فارق التحصیلا و یا آوردنشون به اینجا ندارید ؟
اگه برای هر دانشگاهی چند نفر مسئول بشن می شه راحت بچه ها رو اورد اما بحث اینه که چه جوری نگه شون داریم ؟یا اصلن چرا بیاریمشون ؟چه جذابیتی براشون ایجاد کنیم که بمونن ؟
 
پاسخ : قديمي تر ها!

× اصلی ترین بحث همین ایجاد یه جذابیت براشونه! سوال ما هم همینه
 
پاسخ : قديمي تر ها!

به نقل از نیما مضروب :
× اصلی ترین بحث همین ایجاد یه جذابیت براشونه! سوال ما هم همینه
بهتره از خودمون شروع کنیم .یه نظر سنجی بذارید اینجا ببینیم دانش اموخته هایی که اینجا فعالن بیشتر به چه بحثایی علاقه دارن
 
پاسخ : قديمي تر ها!

سلام
من پارسال فارغ التحصیل شدم ولی در عرض همین مدت کم مدرسه ما به کلی تغییر کرد! :( از کادر قدیمی تنها و تنها یک آبدارچی مونده! با این که ما تو اون مدرسه بزرگ شدیم (7سال کم نیستا!) و با تمام سوراخ سنبه هاش و بچه های سال پایینی آشناییم ولی کادر جدید ظاهرن خیلی از دیدن ما خوشحال نمی شن
ما دیگه تو اون مدرسه خانه زاد شدیم من اون جا رو متعلق به خودم می دونم ولی..... :(( این مدیر جدید و اعوان انصار اون جا رو .... X-(
در مورد ارتباط با دوستان ماهایی که تهران قبول شدیم کمابیش با هم در ارتباطیم و به خاب گاه یا دانش گاه هم دیگه سر می زنیم
 
پاسخ : قديمي تر ها!

به نظر من تقصير خودمونه
من پارسال فارغ التحصيل شدم ولي هنوز با رابطه ام با دوستاي دبيرستانم بيشتر از دوستاي دانشگاس!هر چند وقت يه بار قرار ميذاريم همديگرو ميبينيم!به هر بهانه اي دور هم جمع ميشيم حالا اين بهانه ميتونه تولد يكي از بچه ها باشه يا تولد سمپاد ;D يا هر چيز ديگه اي كه بتونه مارو دور هم جمع كنه!يه group هم تو google داريم كه اونجا تقريبا هر روز از حال هم با خبر ميشيم ;)
به نظرم ميشه يه كاري كرد كه بينمون دوري نيوفته و اون دوران خوبو فراموش نكنيم ;) :)
 
پاسخ : قديمي تر ها!

من نمی دونم اوضاع شماها چطوره، اما من که سال 74 وارد فرزانگان شدم و هنوز که هنوزه "وطن" برام معنای دیگه ای پیدا نکرد. بچه های ما هنوزم کم و بیش قبیله ای زندگی می کنن و الآن هم که به موهبت فیسبوک همه مون دوباره افتادیم به هم و قاطی زندگی روزمرّه ی هم شدیم. اسماعیلی پور جان، بگم که بخش تخته رو بسیار درست اومدی، هنوزم می تونم با افتخار زیرشو امضاء کنم. نمی دونم زمان شما هم آقای خنده رو (روحش شاد) تو مدرسه بود یا نه. من یادمه روز جشن فارغ التحصیلی مون بعد جشن شروع کرد به جارو کردن آمفی تئاتر و ما داشتیم یه سری خرت و پرتا رو جمع می کردیم که بدویم بریم حیاط به آخرین سرودخوانی همه مون با هم برسیم که یکی دوتا از بچه ها با چشم گریون گفتن "آقای خنده رو، دیدین ما هم دیگه رفتیم؟" بعد آقای خنده رو یادش به خیر یه نگاه پرمعنایی به ماها انداخت که یعنی هیچ کی هم نه و شماها، گفتین و من هم باور کردم! تا سه سال هم هروقت می رفتیم مدرسه موقع بیرون رفتن بهمون می گفت "چند بار بگو پیش ها نمی تونن همین جوری برن؟" هیچ وقت نفهمیدم سربه سرمون می ذاشت که خوش به حالمون بشه جامون هنوز محفوظه یا جدی جدی یادش نمی اومد که ما دیگه دبیرستانی نیستیم...
بچه های فرزانگان تهران می دونن سرود ملی چیه، من از "در میان توفان"ی ها هستم و فقط می تونم بگم که قصه ی ما واقعاً همونی شد که ستاره و پگاه سروده بودن، بی شوخی بی شوخی:
امروز، هر گوشه ی دنیا، گر باهمیم و گر تنها
با هم، همراه و هم پیمان، ره پیماییم سوی فردا...



پ.ن. اگه خواستین بعداً می تونم هم از سال خودم و هم از سال بالایی هامون براتون مثال بیارم.
 
نظرتون چیه مام فعالیت کنیم برا آیندگان باقی بمونه؟ :-"
 
اصلا این تاپیک رو دیدم غمم گرفت
یعنی ما هم چنین پایانی خواهیم داشت؟؟
:((:((:((
 
سلام...

من يه پير ِ فرزانگاني هستم ;)
به اين جهت اول گفتم ...كه سوء تفاوتي (به قول سين تو عصر يخبندان 3 !!!) به وجود نياد!
بيش از بيست ساله كه درگير فرزانه بودن (، يا نبودن هستم! اگر چه مسئله اين نيست ) هستم.
سالهاي جوانتر بودن...مدام به دنبال جمع كردن دوستان هم دوره اي و قديمي بودم ...كه به روشهاي مختلف متوقف شد!
حالا اينجا، در يه همچين سايتي كه به نظر بايد پر مخاطب بياد... همچنان ...پيرترين عنصر گروه هستم [-(

به نظرتون ... چه چيزي باعث مي شه حس و حال دوران نوجواني، شيطنت ها و شيريني هاي رفاقت توي مدارس ما...براي زنان و مردان جوان اين روزها، كم رنگ و بي رمغ بشه؟
چیزایی تو مایه های اجتماع جدید ما رو از دوستای اجتماع قبلی دور می کنه و این روزا دیگه مدرسه های سمپاد به جای این که چیزی باشه برای پرورش و ارتقاء استعداد ها شده جایی برای نتیجه گرفتن تو کنکور به خاطر همین خیلی راحت این جور خصوصیت ها از بین می ره.
الآن به خاطر همین موضوع من شروع کردم یه ابراز علاقه یه خورده افراطی تر از حالت عادی نسبت به هم کلاسی هام ولی دوستام اجتناب می کنن یه بوس عادی مگه چیه؟
 
Back
بالا