• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
چون حاصلِ آدمی درین جایِ دودَر،
جز دردِ دل و دادنِ جان نیست دگر؛

خرّم دلِ آن‌که یک نفس زنده نبود،
و آسوده کسی‌ که خود نزاد از مادر!

خیام:x
 
چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟

چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟

پیله ات را بگشا....تو به اندازه پروانه شدن زیبایی .
 
کاشکی توی باغ دستانت،ریشه ام را به خاک بنشانی،
انتقام تن کبـــــــــــودم را،از تبرهای تیز بستانی...


#(جسارتا!) از خودمه... :)
 
آخرین ویرایش:
باران که شدی مپرس ، این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست

باران که شدی پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست

باران ! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست

بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

با سوره ی دل اگر خدا را خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست

این بی خردان خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
در خلفت حق ، رستم و موریانه یکیست

گر درک کنی خودت خدا را بینی
درکش نکنی ، کعبه و بتخانه یکیست

مولانا
نیست .مولانا نیست
 
جوانی باز میارد به یادم
سماع چنگ ودست افشان ساقی
حافظ
 
سرِ آن ندارد امشب که برآید آفتابی
*چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی*


#سعدی
 
ای که گفتی عشق را ،از یاد بردن سخت نیست
عشق را شاید، ولی هرگز مَرا نشناختی...

*فاضل نظری*
 
گرگ اجل یکایک از این گله می برد
این گله بین که چه آسوده می چرد
 
اینجا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از جان
باغی به من نموده ایوان من گرفته
اینجا کسی است پنهان همچون خیال در دل
اما فروغ رویش ایمان من گرفته

مولانا
 
آخرین ویرایش:
هر دم از روی تو
نقشی زندم راه خیال
با که گویم
که در این پرده
چه ها می بینم

حافظ
 
ماه رقصندهٔ در برکه شناور، مادر
قدّ خم‌گشته ولی سرو تناور، مادر

پیش لبخند تو از تلخی غم باکم نیست
خنده‌ات تُنگِ شکر، قند مکرّر، مادر

#مهدی_شعبانی
 
گفت با دلقک شبی سید اجل
قحبه‌ای را خواستی تو از عجل

با من این را باز می‌بایست گفت
تا یکی مستور کردیمیت جفت

گفت نه مستور صالح خواستم
قحبه گشتند و ز غم تن کاستم

خواستم این قحبه را بی معرفت
تا ببینم چون شود این عاقبت

عقل را من آزمودم هم بسی
زین سپس جویم جنون را مغرسی

مولانا =D>=D>
gay#
 
آخرین ویرایش:
تاج از فرقِ فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشتِ آرزو ره یافتن
هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز،در انواع نعمت ها و ناز،
شب بُتی چون ماه در بر داشتن.

صبح،از بام جهان چون آفتاب،
رویِ گیتی را منوَّر داشتن

شامگه،چون ماه رویاآفرین
ناز بر افلاک و اختر داشتن!

چون صبا در "مزرعِ سبزِ فلک"
بال در بالِ کبوتر داشتن

حشمت و جاهِ سلیمان یافتن
شوکت و فَرِّ سکندر داشتن.

تا ابد در اوجِ قدرت زیستن
مُلک هستی را مسخّر داشتن؛

بر تو ارزانی که مارا خوشتر است
لذّتِ یک لحظه: مادر داشتن.

فریدون مشیری
 
Back
بالا