• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یاد باد آنکه سرکوی تواَم منزل بود
یعنی آن منزل خوبی که در آن ساحل بود

در دلم بود که با دوست نباشم هرگز
چه کنم دختر همسایه ی ما خوشگل بود

بعد یک عمر که می خواست به من سر بزند
از بد بخت من آن شب پدرم منزل بود

دوش با یاد حریفان به خرابات شدم
گرچه شب وارد آنجا شدنم مشکل بود

دیدم او را که نمی دیدم اگر، بهتر بود
با سر و روی بدی داخل مجلس ول بود

حافظا خانم فیروزه بواسحاقی
که گل سر سبد شعر به هر محفل بود

گرچه اشعار پر از مسئله و ناقص داشت
لیک در آنچه که می خواست دلم کامل بود!
:))
 
تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز

که یکی چراغ روشن ز هزار مُرده بهتر
که بِه است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
-مولانا
 
هر چند رنگ و روی زیباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که طرب خانه خاک. نقاش ازل بهر چه آراست مرا

خیام
 
نه قرار داده بودی که شبی به خلوت آیی

بگذشت روزگاری و نیامدی کجایی

به وصال وعده کردی و دلی که بود ما را

به امید در تو بستیم و دری نمی‌گشایی

به سرت که تا به رویت نظری ربوده کردم

ز دو چشمِ بی‌قرارم بنرفت روشنایی

به چه خود نگاه دارم که نباشد اختیارم

که تو آدمی به یک بار ز خود نمی‌ربایی

وگرت ندیده بودم به صفت شنیده بودم

که دلِ من از تو می‌داد نشانِ آشنایی

به خرابه ی فقیران نفسی درآی روزی

بنشین حکایتی کن که حیات می‌فزایی

به خلافِ دوستانی و به زعمِ دشمنانی

که به حُسن بی‌نظیری و به عهد بی‌وفایی

تو خود از نزاری خود که ترا رسد نپرسی

نه مکن که عیب باشد که به دوستان نشایی

کم از آن که آشنایی به سلامِ ما فرستی

اگرت مجال آن نیست که خویشتن بیایی
 
یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم...
 
شب ز نور ماه، روی خویش را بیند سپید
من شبم تو ماه من، بر آسمان بی من مرو
 
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره از کجاست تا ب کجا😔

شب تاریک و بیم موجو گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها
 
یاری ز که جویم دل من یار ندارد
یک محرم و یک راز نگه دار ندارد

جز چاه، کسی حرف دلم را نشنیده است
این یوسف سرگشته خریدار ندارد

گر پرتوی از سوز دلم بر چمن افتد
با داغ دل لاله کسی کار ندارد

از ناله ی پنهان علی در دل شب ها
پیداست که دل دارد و دلدار ندارد

با فضّه بگویید بیاید که در این باغ
نیلوفر بیمار پرستار ندارد

بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد​
 
قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر دوام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا مدام خوانند آن را
 
Back
بالا