• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تیزهوشان قبول شدم!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hany
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

خودمو یادم نیس خوشال شدم دیگه حتما ;) ولی یادمه مادر همسایمون که قبول شده بود کل ساختمون رو غذا داد :o B-)
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

تو امتحان دوره دبیرستان قرار شد ما ماشین نبریم شوهر عمم بیاره بعد منو بابام شدیمو شوهر عممو دخترعمم بعد امتحان که اومدیم از من پرسیدن چطور دادی ؟
منم: هی :( بد نبود دادیم دیگه . یه 2 تا از ریاضی 3 تا از علوم تجربی و اینا دیگه.
حالا دختر عمم: همه ی ریاضی همه علوم . بعد وسط حرفاش از منم میپرسید سوال فلان گزینه فلان بود؟
منم که کلا 2 سوال جواب داده بودم.
جالبش اینجاس اخرش من قبول شدم اون قبول نشد.
من: :o 8-} >:D< :o B-) 8-}
دخترعمه: X-( X-( X-( X-( X-( X-(
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

یادمه دوستم زنگ زده بود با خوشحالی گفت قبول شدی.
مامانم حالش بد بود و تو بیمارستان بود بابامم همراش بود.
:-s
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

ما ده تیر 90 رفتیم مکه 15 تیر دور سوم صفا و مروه بودم که دبیر زیستم آقای مهرابادی زنگ زد و خبر داد

16 تیر هم تولدم بود

کلا خیلی حال کردم :x
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

والا من خودم اصن در جریان نبودم...

پنجم ابتدایی ی روز که رفتم مدرسه همه مسئولین شاد بودن (تا همین الان مدرسه همیشه دیر میرفتم :دی)
اون زمان یکی تو مدرسه تیزهوشان قبول میشد خیلی خوب بود


بعد منم خیلی بی آزار رفتم نشستم و حتی نپرسیدم چه خبره...

یکی اومد گفت فلانی تو و یکی دیگه تیزهوشان قبول شدی... بعد معاون اومد گفت آفرین و اینا
فقط میدونستم ی چیز خوبیه که من بدست آوردم و اونی که خیلی تو کلاس ادعا میکرد و
مغرور هم بود نتونسته بود بهش برسه... و خوشحال بودم ;;)

حتی نمیدونستم کی امتحان دادم :))


تا اینکه رفتم خونه و گفتم بچه ها میگفتن تیزهوشان قبول شدی...

اول خوشحال شدن بعد رفتیم پای کامپیوتر و
اسمم رو دیدیم توی قبولی های مرحله یک و خوشحال شدیم :))

و اونجا بود که من فهمیدم تیزهوشان چیه :))
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

امتحانو خیلی گند زده بودم فقط 11 تا سوال ریاضی حل کرده بودم با خودم میگفتم شاید قبول شم تا اینکه نفر جلویم به دوستش میگفت چقدر ریاضیش ساده بود رفیقشم میگفت اره
گفتم وای دیگه تموم شد حتی برگه برای دیدن نتایج بود پاره کردم انداختم اونور
گدشت تا روز تولدم 10 تیر از مدرسه زنگ زدن امروز اخرین مهلت ثبت نامه!
گفتم ثبت نام چی؟گفت تیزهوشان قبول شدی
...
بهترین کادو تولدی بود که گرفته بودم در ضمن هیچ کدوم از اون افرادی که میگفتن امتحان خیلی ساده بود قبول نشدن و من فهمیدم ملاک سختی اسونی افراد با هم متفاوته
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

رسیده بودم خونه
برادر بزرگم (ک سمپادیه) زود تر رفته بود تو اینترنت نتایج رو دیده بود
وقتی من رسیدم دیدم که با رنگ قرمز نوشته
رنگ قرمزو ک دیدم فهمیدم ک افتادم
بعد داداشم بهم گفت کامل بخون
دیدم نوشته شما قبول شدید
بعد فهمیدم برادرم عمدا رنگ خط رو قرمز کرده بود
بیمزه [-( :-L :-w
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

والا حس خاصی نداشتم...
آخه بنظرم چیز عجیب غریبی نبود...یعنی 1% هم احتمال نمیدادم قبول نشم...

ولی خب یادمه رمز و این چیزا نمیخواست...فقط کدداوطلبی (یا یه همچین چیزی) رو وارد میکردی، اسمتو مینوشت و میگفت قبول شدی یا نه... :-"

منم اول خودمو نگاه کردم، بعد شروع کردم همه کدا رو وارد کردم ببینم کیا قبول شدن، کیا رو میشناسم، کدوم دوستام قبول شدن و نشدن و ...

بعدم زنگ میزدم قبل از این که خودشون برن ببینن نتیجه رو بهشون خبر میدادم

یادش بخیر
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

خب خبرشو از مدرسه زنگ زدن و گفتن. مدیر مدرسه بهم گفت هم نمونه قبول شدی هم تیزهوشان - این طورم بود.
مدیر می‌گفت برو نمونه امکانات داره ... ناهار میدن و سالن داره و ...
ولی مگه میشه از سمپاد گذشت؟‌ :دی واقعاً بی‌خیال سمپادی‌بودن بشی و بری مدرسه‌ای که اکثریت دانش‌آموزانش
به وسیله‌ی سهمیه‌ی «روستا» قبول شدن؟!
من واکنش خاصی به قبولیم نشون ندادم، چون امتحان ورودی رو ترکونده بودم و همین که رفتیم مدرسه واسه ثبت نام، مدیروقت مدرسه
بهم گفت: «دیدی بهت گفتم تو قبول میشی؟؟؟» منم شاخ درآورده بودم که یادم اومد هنگام آزمون ورودی یه آقایی اومد به برگه‌ها
نگاه کرد یا باهام حرف زد. به‌هرحال چهره‌ی مدیروقت مدرسه واسم آشنا بود.


پی‌نوشت: مدرسه‌ی خوبی داریم «الآن» و با مدیریت آقای معصومی ... انشالله خزوخیل‌های مدرسه امسال بیفتن برن مدارس عادی
تا بچه‌هایی که حداقلش درس‌خونن بمونن و «بعضیا» بی‌خود لقب «سمپادی» رو یدک نکشن. امسال که اولیم حس می‌کنم 30-40 نفری بیفتن از اولا. :D
ببخشید که حرفام زیاد شد...
:)
 
پاسخ : تیزهوشان قبول شدم !

صبحی ک نتایج مرحله ی اول رو زدن مامانم دید چون من خواب بودم :-" :-" :-" :-"
بعد ک بیدار شدم با خوشالی گفت قبول شدی و من انگار یه لحظه بهم شوک وارد کردن :-" :-" :-"
ولی مرحله دوم خودم رفتم سایت و دیدم....مامانم هم کنارم بود.....محکم بغلش کردم.....دلم میخواد بدونم اون موقعه چه حسی بش داشتم....واقعا دوسش داشتم یا مثه الان نقش بازی میکردم و نسبت بهش بی حس بودم؟.....
هعی....
 
Back
بالا