ببین به عنوان یه آدمی که پشت به همه دنیا کرد و رفت انسانی می گم ، همیشه یه قسمتی از دل آدم، با اون توصیه های والدینی هست، مخصوصا وقتایی که زیادی مثل آدم بزرگ ها ، حال آدم بد باشه و خودش رو با اندازه پرستیژ اجتماعیش موفق می دونه، اکثریت از این لحظه ها دارن.
ولی اینا که گفتی شغل نیست. شغل بگو ، مثلا یکی که زبان شناسی دوست داره ، می تونه کامپیوتر بخونه شریف ، بعد بره دانشکده زبان شناسی شریف!(باورت می شه همچین چیزی داریم؟) بعد پاشه بره گوگل!!! تو بخش های زبان شناسی و هوش مصنوعی مربوط به تحول و بازسازی و ... زبان کار کنه. مامان باباش هم راضی و خوش، خودش هم به آرزوی خویش رسیده!
یا می تونه بره تجربی ، از اونجا روان شناسی بخونه، ارشد شناختی، تو همین ایران یا هر جایی ، تو حوزه زبان شناسی شناختی ، تو پژوهشکده شناختی یا مرکز مطالعات بنیادین و این جور جاها یه پژوهشگر فوق العاده بشه
دقیق برو دنبال بررسی علاقه هات، کارهای تاپی که می شه باهاشون کرد، مسیرهاشو در بیار . یا انقدر قدرت داری که الان پشت کنی به همه دنیا و رو بهشون سجاده بندازی که این بهترنی کاره، یا نداری، پس حداقل با چشم باز و چراغ قوه ، وانمود کن داری می ری تو چاه!
قشنگ فکر کن ایران موندی هستی؟ اینجا چه کارایی می شه کرد با رشته هایی که دوست داری، جاهای دیگه چه کارایی می شه کرد و از این جور حرفا دیگه