• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

انتشار شماره 8

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : انتشار شماره 8

جناب ِ‌ شاملي، بنده هم از كارو زندگي افتادم، منتش را سر من نگذاريد، بعد هم اينكه اگر اجازه بدهيد من مطلب شما را همين جا قرار خواهم داد، قضاوت با دوستان... مطلب شما بايد جاي آن مطلب امير پوريا مهري مي رفت، به نظر شما مطلب پربار تر و "حرفه‌اي" تري داشتيد؟ من به شما تضميني بابت چاپ مطلب نداده بودم.
شما كه حرفه‌اي كار كرديد بايد بهتر از من بدانيد كه در روزنامه و هفته نامه و ماهنامه "شكسته نويسي" نداريم، شما حرفه‌اي كار كرديد و براي چاپ نشدن يك مطلب اينقدر ناراحتيد؟
آقاي موزي تيتر مصاحبه زديم با اون عظمت كه سمپاد باشد يا نه پرسش تو اين نيست... حرف‌هاي وكيلي را خوانديد؟...
و بعد اين مافياي بودن قضيه....
از در و ديوار شماره‌هاي پيشين آويزان بود كه ميل بدهيد براي همكاري. هيچ ايميلي دريافت نشد. كسي همكاري نكرد.اين است كه نشريه دست كرجي‌هاست. هر مطلب خوبي از هر جايي كه رسيده قرار داديم، 3 تا مطلب رسيد كه دوتايش قرار گرفت و بابت آن يكي كه چاپ نشد هم كه مي بينيد كه بساطي راه انداختند...بنده هم در علايقم زدم "پسر همسايه طبقه‌ي پاييني، پسر همسايه‌ي طبقه‌ي بالايي" كاري به علايق ندارم، با عكس العمل‌هاي شتاب زده‌ كار دارم... يكي دو شماره كه مشكلات شخصي را وارد كار كردند نتيجه را ديديم، نشريه واقعن خوب نبود، گريزي نيست، ولي داريم سعي مي كنيم جمع و جورش كنيم. از همه‌ي مراكز مطلب بگيريم، كار مختص كرج و تهران نباشد... من به شما قول مي دهم شماره‌‌ي بعد نهاياتا دو مطلب از كرجي‌ها رفته باشد... آن روابط عمومي كه تا به حال نداشتيم پيدا شد و خيلي از مشكلات حل خواهد شد...
سعيد زارعيان عزيز هم چه مهندس سمپاديا باشد چه نباشد براي شماره‌هاي اخير تنها لي اوت طراحي كرده و روي مطالب اگر نقدي بوده پيش از چاپ گفته، نه بيش از اين.
ضمن اينكه كاش به آقاي شاملي مي گفتيد كه مطلب شما هم يك شماره بعد از ارسال چاپ شد. بابت نقدهاي منصفانه‌ي دوستان هم تشكر مي كنم.
پ.ن: شما به من 5 نفر نويسنده‌ي ثابت كه "خوب" بنويسند معرفي كنيد. نشريه را اينترنتي مي كنيم و مي كنيم 10 صفحه... اگر يك مدت با همين روند كار كنيم يك تعدادي جذب شوند حتمن اين كار را خواهيم كرد... ضمن اينكه من از شخص شما تشكر ويژه دارم كه هر كاري مي كنيد لااقل متلك نمي اندازيد و منطقي صحبت مي كنيد.
 
پاسخ : انتشار شماره 8

دوستای خوب سمپادی، سلام!!!

- احتمالن تا الان شنیده اید که قرار شده مقاطع تحصیلی دچار دگرگونی و تغییرات فراوان شود و دانش آموزان در دو مقطع ابتدائی و دبیرستان درس بخوانند؛حال چند تا سوال مطرح می شود ولی فکر نمی کنم کسی جواب آنها را بداند.
1. مدارسی که مخصوص مقاطع راهنمایی یا دبیرستان ساخته شده اند و ظرفیت تنها 3 کلاس دارند چه استفاده ای خواهند داشت؟؟؟
2.چه بر سر درس هایی که فقط در دوران طلایی راهنمایی تدریس می شدند، می آید؟؟؟ مثلن درسی همچون حرفه وفن که یکی از علوم کاربردی است برای همیشه از بین می رود؟؟؟

- خوب از این موضوع که بگذریم می رسیم به جایی که قرار شد کتابای دختران و پسرنا جدا شوند.
والا ما هرچه فکر کردیم نفهمیدیم چی پیش آمده که این تصمیم اتخاذ شده؟ احتمالن یا کبری تصمیم دخترانه ای گرفته یا شاید حسنک جای پسرانه ای رفته و نه اصلن ممکنه بخاطر شعر مستهجن روبهی زاغکی دید... این تصمیم گرفته شده!!!
به هر حال ما نفهمیده ایم چرا؟؟؟ شما اگه فهمیدید اطلاع رسانی کنید...

- ما تازه سرگرم تحلیل و بررسی این دو موضوع بودیم که خبر آمد خبری در راه است. «انصافن عجب خبری هم بود !!!»
- عجله نکنین! خواهم گفت! خبر این بود که وزارت آموزش و پرورش بالاخره پس از مدتها سختی ،تحقیق و مکاشفت دریافته که مشکل نظام آموزشی ما در چیست؟؟؟
مضمون این مشکل ، طولانی بودن ایام امتحانات و وجود فرصت برای نفس کشیدن دانش آموزان بود
و پیرو آن بخشنامه ای آمد و اعلام شد تمامی امتحانات کتبی باید از تاریخ 12 دی تا 24ام آن ماه باشد. در این هنگام ما با یک حساب سر انگشتی ساده فهمیدیم که طی 12 روز 13 امتحان داریم!!!«وا مصیبتا»
پس هرچی فکر کردیم و مشورت گرفتیم نتیجه ای به دست نیامد جز برگزاری دو امتحان در یک روز مثلن همزمانی امتحان ادبیات و زبان فارسی یا زبان انگلیسی با عربی و یا اصلن ریاضی و فیزیک .«چه عیبی داره مگه؟!!»

-خبر دیگرهم اینکه وزیر محترم آموزش پرورش اعلام کرده ،ما از ازدواج دختران دانش آموز استقبال می کنیم و از این موضوع خوشحال و خوشنود می شویم.«به حق چیزای ندیده و نشنیده!!!»
راستی چرا ایشان یادشان نمانده که درس خواندن دختران متاهل در مدارس عادی «روزانه» ممنوع است؟؟؟
و از آنجا که پسران دانش آموز و دانشجو و دانش پزوه و دانش خور و دانش دان و.... ، نه سرمایه و امکانات ازدواج دارن و نه حال وحوصله اش را (!!!)، این دانش آموزان می خواهند با چه کسی ازدواج کنند؟؟؟

و حسن ختام مطلب
- چند وقت پیش تو هفته نامه ی «جیم» نوشته بود «به دلیل صرفه جویی در هزینه های آموزش پرورش قرار است زنگ ورزش مدارس ابتدائی حذف شود»؛ که البته فکر می کنم به توضیح احتیاجی ندارد و «بدون شرح» بهتر است!!!

البته قصد ما در تمامی این موضوعات اصلاع رسانی ، تحلیل و اندکی هم انتقاد بوده ، فلذا هرگونه برداشت و تعمیم جملات و عبارات جایز نیست.

متن جناب شاملي. با توجه به حرفه‌اي بودن ايشان و نوع نگارش متن و اينكه اين مطلب بايد براي ستون 0 مي رفت، اي مطلب امير پوريا، قضاوت را به دوستان واگذار مي كنم، اگر من محكومم كه مطلب ايشان چاپ نشده و رفيق بازي كردم حتمن مطلعم كنيد.
 
پاسخ : انتشار شماره 8

دوتا پيشنهاد دوستانه:
بدون غرض ورزي نقد كنيد تا پيشرفت كنيم.
ايده‌آل ها را كنار بگذاريد و بضاعت ما فكر كنيد. اينكه نشريه كاغذي منتشر مي شود براي جذب مخاطب به سايت است و پربار كردن فروم و خارج كردنش ار وضع فعلي...
 
پاسخ : انتشار شماره 8

مقدمه:
آوردن اون بخش از علایق شما، که خودتون علاقه داشتین دیگران بدونند(چون در صفحه پروفایلتون بود) به دلیل بود که در اولین پاسختون به این تاپیک زیادی جدی گرفته بودید قضیه رو. آدم باید بدونه کیه که داره بعضی حرف ها رو می زنه.
من همه علایق شما رو اوردم؛ غرض ورزی در کار نبوده، اگر این جوری فکر می کنی، عذر می خوام.

دفاعیات:
1.

"الان خوبه من بیا این قسمت که نوشتین : اینا بهم میگن "مهندس سمپادیا" ...! به عنوان یه چیز مسخره و خود پرستی از شما بگیرم و هی بزنم تو کلله تون ؟؟"
اتفاقا این اسم رو من رو خودم نگذاشتم، یک سر به پروفایل ام بزن می فهمی.

2. اما قسمت دوم حرفم:
در مورد مافیایی شدن نشریه هیچ حرفی برای گفتن ندارم. این مافیایی شدن نیست، تقسیم کار بر اساس رای گیری بوده. این قضیه بحث بسیاری برده و کلا یک ماه از وقت ما رو گرفت.

اما! این که گلاره گودرزی بگه من تا به حال هیچ کاری واسه نشریه نکردم، دلیلش اینه که از یه قسمت از اعضای دیگر سمپادیا خبر نداره.


من با نشریه همکاری نمی کنم. دلیل اش را محمد علی "خوب می داند". مساله هم "اصلا" شخصی نیست.(احتمالا نمی دونید! قضیه مال خیلی وقت پیشه! احتمالا تو جلسه نشریه این بحث دلیلش بیان شد.)
با سمپادیا هم چند ماهی است کاری نکرده ام؛ چون راهم از سمپادیا جداست. (دلیل اش رو اونی که باید بدونه می دونه)

پایانه:
ولی نشریه داره روند رو به پیشرفتی رو می ره. که این واقعا جای تقدیر داره. احسنت.
 
پاسخ : انتشار شماره 8

به نقل از lost highway :
سعيد زارعيان عزيز هم چه مهندس سمپاديا باشد چه نباشد براي شماره‌هاي اخير تنها لي اوت طراحي كرده و روي مطالب اگر نقدي بوده پيش از چاپ گفته، نه بيش از اين.

منظور من این نبود که آقای سعید . ز آدم خوبی هست یا نیست یا مهندس هست یا نیست ! منظورم این بود که « مطرح کردن مسائل خصوصی و علایق » برای توجیه یا مقابله با طرف مقابل ، که اصلاً موضوع هیچگونه ربطی به مسائل شخصی نداره کار درستی نیست !

هیچ شکی هم نیست که شما برای انتشار این مجله زحمت می کشین و هیچ شکی هم نیست که مجله هر روز داره پیشرفت می کنه . ولی کسایی که مسئولیت قبول کردن تا جایی که می تونن باید از ایجاد اصطحکاک جلوگیری کنن .

راستی قضیه چی بود که شماره ی قبل شهرستان ها نوشته نشدن ولی این شماره دوباره اومدن رو کار ؟
آرم جدید مجله که نقطه نداره هم متفاوت و جذابه . در ضمن می شه مجله رو مثلا ً 10 صفحه ای منتشر کرد ولی دو صفحه ی مخصوص برای چاپ واسش در نظر بگیریم ! ( البته فقط یه نظره نمی دونم اصلا عقلانی هست یا شدنی هست یا نه ;D )

دوستان هم تا جایی که می تونن حتی از توهین هایی هم که بهشون می شه ناراحت نشن . چه برسه به شوخی و مزاح ;D
 
پاسخ : انتشار شماره 8

حالا بیخیال ! به مطالب نشریه جدید می پردازیم .

من نظر شخصیم رو در مورد املای و نگارش جدید می گم : همه ی تحولات در املا و نگارش به خاطر آسون شدن خواندن و تلفظ بوده ، مثلا اگر « مدرسه ما » به « مدرسه ی ما » تغییر کرده دلیلش این بوده که اینطور آسون تر خونده می شه و مطالب دیگه که همه می دونن .

ولی این نگارش جدید که توی شماره ی 8 استفاده کردین به شدت خواندن رو واسم سخت کرده بود ، به جای اینکه آسون کنه . البته شاید مسئله ی عادت نکردن باشه ، ولی در هر حال به نظرم این تغییر زیاد خوب نبود .
 
پاسخ : انتشار شماره 8

به نقل از سعید ز. :
مقدمه:
آوردن اون بخش از علایق شما، که خودتون علاقه داشتین دیگران بدونند(چون در صفحه پروفایلتون بود) به دلیل بود که در اولین پاسختون به این تاپیک زیادی جدی گرفته بودید قضیه رو. آدم باید بدونه کیه که داره بعضی حرف ها رو می زنه.
من همه علایق شما رو اوردم؛ غرض ورزی در کار نبوده، اگر این جوری فکر می کنی، عذر می خوام.

دفاعیات:
1.

"الان خوبه من بیا این قسمت که نوشتین : اینا بهم میگن "مهندس سمپادیا" ...! به عنوان یه چیز مسخره و خود پرستی از شما بگیرم و هی بزنم تو کلله تون ؟؟"
اتفاقا این اسم رو من رو خودم نگذاشتم، یک سر به پروفایل ام بزن می فهمی.

2. اما قسمت دوم حرفم:
در مورد مافیایی شدن نشریه هیچ حرفی برای گفتن ندارم. این مافیایی شدن نیست، تقسیم کار بر اساس رای گیری بوده. این قضیه بحث بسیاری برده و کلا یک ماه از وقت ما رو گرفت.

اما! این که گلاره گودرزی بگه من تا به حال هیچ کاری واسه نشریه نکردم، دلیلش اینه که از یه قسمت از اعضای دیگر سمپادیا خبر نداره.


من با نشریه همکاری نمی کنم. دلیل اش را محمد علی "خوب می داند". مساله هم "اصلا" شخصی نیست.(احتمالا نمی دونید! قضیه مال خیلی وقت پیشه! احتمالا تو جلسه نشریه این بحث دلیلش بیان شد.)
با سمپادیا هم چند ماهی است کاری نکرده ام؛ چون راهم از سمپادیا جداست. (دلیل اش رو اونی که باید بدونه می دونه)

پایانه:
ولی نشریه داره روند رو به پیشرفتی رو می ره. که این واقعا جای تقدیر داره. احسنت.
من گفتم چند شماره‌ي اخير بعدش هم نگفتم كاري نكرديد، ما هم كاري نكرديم اگر مبنا اين باشه... قبل تر كه اصلن مني در كار نبودم كه بخوام اظهار نظر كنم... بيشتر هم قصد داشتم بگم كه رفيق بازي نيست نشريه...
خودتون مي دونيد كه احترام زيادي براتون قائلم اينكه چرا كار نمي كنيد رو هم گمون كنم تا حدودي دلايلش رو بدونم. اصلن به فرض كه دليلي نداشته باشه يا اصلن دليلش شخصي باشه، فرقي نمي كنه، نشريه مدني ِ و خوب اين بعني فعاليت داوطلبانه مي طلبه. شما به هر دليلي مايل به همكاري نيستيد، زحمت‌هايي كه براي به وجود اومدن اين نشريه و انتشارش كشيديد بر كسي پوشيده نيست... و اينكه كماكان جز همكاران نشريه محسوب ميشيد بابت پي گيري كارها از اين بابت ممنونم.
صرفن منظورم اين بود كه اگر ايرادي به نشريه وارده شما نبايد پاسخگو باشيد و پاسخگويي تون از سر ِ لطفه....
 
پاسخ : انتشار شماره 8

"صرفن منظورم اين بود كه اگر ايرادي به نشريه وارده شما نبايد پاسخگو باشيد و پاسخگويي تون از سر ِ لطفه...."

حرف حسابی بالاخره..
 
پاسخ : انتشار شماره 8

دوست عزيز، به جاي متلك پراني به انتقاد بپردازيد.
از تعداد گوش كوب‌ها در انتهاي متن خود بكاهيد، انقدر نازك نارنجي نباشيد، قهر هم نكنيد. مطلب شما قرار بود در ستون خبر براي شماره‌ي بعد برود، اين انحلال از اول مهر توي نوبت بود و داشتيم منت مردم را مي كشيديم كه گزارشش را بنويسند. اگر كمي با اخلاق اسلامي برخورد مي كرديد كارمان به متلك پراني نمي رسيد. من تمام سعيم را كردم كه برخوردم مناسب باشد. اگر كوتاهي كردم عذرم را بپذيريد.
انقدر هم سنگ حرفه‌اي بودنتان را به سينه نزنيد، من با آدم‌هاي حرفه‌اي زيادي در ارتباط هستم، نديدم كسي به خاطر يك مطلب كه قرار بوده با تاخير چاپ بشود انقدر متلك بار يك گروه آدم بكند.
با تشكر
 
پاسخ : انتشار شماره 8

خوب نظرتون در مورد اون قضیه ی نگارش چی بود ؟
 
Back
بالا