• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اثبات یا نقیض وجود خدا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع pico
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آیا به وجود خدا اعتقاد دارید؟


  • رای‌دهندگان
    757
اولا که از خدا جوییم توفیق ادب...
دوما که من نه فیلسوفم و نه حتی در حدی هستم که بخوام چیزایی که فیلسوفا گفتن رو بیان کنم. در حد چیزی خیلی پراکنده میفهمم میگم و البته مثل سگ هم میترسم دقیق چیزایی که اینور اونور فهمیدم رو بیان نکرده باشم. البته اینا که گفتم معنیش این نبود که از رو هوا حرف میزنم و ربطی هم به بحث نداشت. در کل میخواستم بگم اول ادب را رعایت کردن خوبه دوم اینکه آدم بفهمه احتمال خطا هم داره خوبه.

داخل فلسفه یه چیزی هست به اسم علت حقیقی، این علت حقیقی هروقت برقرار باشه معلولش هم حتما همراهش هست و هروقت نباشه معلولش هم نیست. فقط هم مختص به رابطه خدا و مخلوقش نیست البته و مصداق های دیگری هم داره. خدا هم علت حقیقی جهان هستیه و البته علت این هم صرفا ذات خود خدا هست. یعنی خدا صرفا به واسطه ذاتش خالقه و نمیشه که خلق نکنه. این جهان مادی هم همیشه بوده و همیشه خواهد بود و فقط تغییر شکل میده. راستی خیلی هم مایلم که بدونم رو چه حسابی میخوای بگی جهان از هیچ بوجود اومده. امیدوارم دلیلت وجود جهان موازی یا همچین چیزی نباشه!

دوما درمورد اینکه گفتی اگر هر چیزی نیاز به علت نداشته باشه فلان چیز از این موضوع فارق میشه لطفا اول پست صفحه قبلم رو بخون باز برات سوال بود بپرس. چون این چیزی که گفتی رو تو پست صفحه قبل خودم توضیح دادم.
من تو حوزه ی مطالعات خودم صحبت میکنم و از دیدگاه فیزیک
اولا از نظر علمی تا میزان خوبی اثبات شده که جهان ما طبق نظریه M به زودی (نه زود عامه زود نجومی) از بین خواهد رفت و به دلیل عدم وجود تعادل نمیتونه ابدی باشه (پرفسور کامران وفا، وبینار آذر ماه دانشگاه تهران)

یه سوال چی این ذات وجود خدا رو مشخص میکنه (چه شواهدی این حرف شما رو ثابت کرده)
 
به صورت روزنامه وار چند صفحه اخیر رو خوندم فهمیدم که اکثراً دارن از عقیده خودشون به هر نحوی دفاع میکنن و به خود مسئله نمیپردازن...
من تعداد کتاب هایی که در مورد فلسفه و منطق خوندم شاید به ده تا هم نرسه ولی همون اول راه فهمیدم برای یه بحث فلسفی باید همه عقایدتو بزاری کنار بعد از صفر تا صد مسئله رو با داده ها حل کنی نه صرفا تحمیل کردن عقاید خودت و پافشاری روی اون!
آره اکثر این بحث ها مقدمات ریز و مهمی دارن همراهشون نه کار یکی مثل من هست و نه فضای این هست که خیلی دقیق بحث بشه. صرفا میتونیم با حذف بعضی جزئیات فرایند اثباتی ای که بهش به موضوعی پی میبریم رو شرح بدیم.
 
آخرین ویرایش:
ببين اولا كه كمتر حمله كن!
دوما اينكه بحث فلسفيه نه فيزيكى،و واقعا جالب نيست كه وسط بحث فلسفى ميخواين از فيزيك استفاده كنيد.اينكه ديدى به فيزيك هم داشته باشيم خوبه اما امورى مثل اين اصلا به فيزيك ربطى ندارن.در ضمن علم و فلسفه ارتباط هاى خاص خودشونو دارن.
به قول ارسطو حرف تو فيزيكه اما اين بحث سروكارش و اصلا دسته بنديش در متافيزيكه،
از ديدگاه علمى مثل فيزيك در بحثى مثل اين به چيز انچنانى نخواهيم رسيد.

بله درسته بحث غیرفیزیکیه
و من زیاد تو فلسفه نیستم
به همین دلیل تو بحث زیاد شرکت نمیکردم و فقط سوالامو مطرح میکردم
اما زمانی که وارد موارد فیزیکی میشه نمیشه به دلیل فلسفی بودن بحث به گزاره های اشتباه استناد بشه
...
گزاره هایی که بیان کردن از نظر علم نقض شده و غلطه
 
من تو حوزه ی مطالعات خودم صحبت میکنم و از دیدگاه فیزیک
اولا از نظر علمی تا میزان خوبی اثبات شده که جهان ما طبق نظریه M به زودی (نه زود عامه زود نجومی) از بین خواهد رفت و به دلیل عدم وجود تعادل نمیتونه ابدی باشه (پرفسور کامران وفا، وبینار آذر ماه دانشگاه تهران)
میشه توضیح بدین اینکه جهان از بین میره یعنی چی میشه دقیقا؟ چون ظاهرا قانونی به اسم قانون پایستگی جرم و انرژی داریم که میگه جرم و انرژی کم و زیاد نمیشن و فقط تبدیل میشن. ضمن اینکه منم معتقد به اینکه این جهان برای همیشه وجود خواهد داشت نیستم. اتفاقا منم معتقدم این جهان یه زمانی از بین میره و بعد تغییر شکل میده و یه جهان دیگه ایجاد میشه. حالا نمیدونم اون نظریه ای که گفتین هم معتقد به همچین چیزی هست یا نه.
یه سوال چی این ذات وجود خدا رو مشخص میکنه (چه شواهدی این حرف شما رو ثابت کرده)
این بحث مقدمات و توضیحات زیادی میخواد. در حد خلاصه فقط میگم ولی قطعا این توضیحات کافی نیست مگر اینکه بپذیرید از من.

ما فقط در این حد میدونیم که اگر موجوداتی مثل ما وجود دارن باید وجودشون ختم بشه به موجودی که خودش ذاتا بوده و وجودش وابسته به کسی یا چیزی نیست وگرنه تسلسل میاد وسط که محاله (مگر اینکه معتقد به این باشید که علوم عقلی خطا پذیر هستن که نمیدانم معتقد هستین یا نه). حالا تا اینجای بحث مشکلی نیست که یکی بگه شاید خود بیگ بنگ یا کلا جهان مادی همین موجودیه که نیاز به کسی برای موجود شدن نداره. ولی داخل فلسفه بعدا اثبات میشه که فقط کامل مطلق میتونه این موجود مستقل باشه که برای وجود به هیچ چیز نیاز نداره اونوقت میگیم چون جهان مادی کامل مطلق نیست پس نمیتونه اون موجودی باشه که برای وجود به چیزی نیاز نداره. بعد از این هم یه سری صفات رو با عقل میشه برای اون موجود کامل پیدا کرد بعضی هاشم به کمک علوم دیگه مثلا من با دونستن اینکه خودم وجود دارم میفهمم پس خدا خالقه. حالا میشه در اینجا از فلسفه هم کمک گرفت و این خالقت رو با کامل مطلق بودن خدا هم تطابق داد و...
 
من تو حوزه ی مطالعات خودم صحبت میکنم و از دیدگاه فیزیک
اولا از نظر علمی تا میزان خوبی اثبات شده که جهان ما طبق نظریه M به زودی (نه زود عامه زود نجومی) از بین خواهد رفت و به دلیل عدم وجود تعادل نمیتونه ابدی باشه (پرفسور کامران وفا، وبینار آذر ماه دانشگاه تهران)

یه سوال چی این ذات وجود خدا رو مشخص میکنه (چه شواهدی این حرف شما رو ثابت کرده)
چه چیزی وجود یازده بعدو مشخص میکنه؟
 
ولی از نظر زمانی اتفاقا ما معتقدیم جهان هم مثل خدا همیشه وجود داشته و آغازی براش نیست بلکه از بی نهایت قبل بوده.
البته این حرف که زمان از ابتدا بوده درست نیست و موافقان و مخالفانی درباره ازلی بودن زمان بوده‌اند! یک برهان ساده و قدیمی و در عین حال جالب از کِنْدی(قرن ۹ پس از میلاد) هست که به وسیله‌ش هم مکان و هم زمان رو محدود در نظر میگیره. چون جالبه سعی میکنم بنویسمش.

کِنْدی چنین استدلال میکنه:
فرض کنیم جهان مادی به لحاظ مادی نامحدود است. اگر ما کمیت محدودی را از آن کسر کنیم، آنچه با باقی می‌ماند محدود است یا نامحدود؟ اگر محدود باشد کمیت اولیه نیز نامحدود نبوده است چون ممکن نیست از بهم پیوستن دو کمیت محدود نامحدود حاصل بشه! اگر کمیت برداشته شده نامحدود باشد و سپس آن را به جای ابتدایی خود بازگردانیم آن وقت دو نامحدود خواهیم داشت که یکی از دیگری کوچک‌تر است که آن هم ممکن نیست! در نتیجه عالم از نظر مکانی محدود است.
درباره زمان هم به همین شکل. پس اگر زمان نامحدود باشد باید بیشمار زمان گذشته مقدم بر لحظه‌ی کنونی باشد و چون نمی‌توان اعداد بینهایت را طی کرد؛ پس اگر زمان بی‌نهایت بود هیچ وقت به لحظه‌ی حال نمی‌رسیدیم! که بی‌معناست و در نتیجه زمان هم محدود است و آغازی داشته!
 
بحث جالبیه. منم یه نکته بگم و برم.
علم بر اساس شهود ساخته شده، یعنی من باید چیزی رو درک کنم تا بودنش رو قبول کنم، پس جبرا از 5 حواس محدودی که در اختیار داره استفاده میکنه.این 5 حواس فقط ماده رو میتونن درک کنن، حتی متافیزیک رو هم با ابزار هایی که خروجیی قابل مشاهده داشته باشه درک میکنن. یه بزرگی ( که اسمشون رو نمیارم، کسی خواست جدا بپرسه ) یه استدالال ساده میاره:
خاصیت ماده تقسیم پذیری و برگشت ناپذیریه، یعنی مثلا لیوان رو وقتی بشکنی نمیتونی دقیقاااا به حالت قبل برش گردونی. همین طور سیب و کاغذ و ...
ولی همین لیوان رو میتونی میلیون ها بار داخل ذهنت بشکنی و به حالت قبل برگردونی. پس چیزی در ذهن تو هست که ماده نیست.

دوستانی که به خدا و روح و فراماده و اینا اعتقادی ندارن، میگن این نقص علمه بعدا کشفش میکنه، که خب این گروه روی علم تعصب دارن و فرقی بین کسی که روی دین تعصب دارن با این گروه نیست.
 
فکر میکنم حواس ما یخیلی برای درک خدا محدوده...
شازده کوچولو گفت: ولی من که نمی بینمش
روباه گفت: البته که می بینیش، فقط باید درست نگاه کنی. گل تو جایی بین ستاره هاست، اگه با چشم دل نگاه کنی می بینیش، نه با چشم سر.
شازده گوچولو با خودش گفت: برای اثبات وجود گلم و ارامش گرفتن از حضورش، فقط کافیه به خودم بگم: گل من جایی میون ستاره هاست. اینو بگم و باورش کنم و اونوقت همه ستاره ها گل های درحال شکفتن میشن.
 
Back
بالا