• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شعرای بچگیمون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع vahidd
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : شعرای بچگیمون

اینو همیشه وقتی بچه بودم یکی از دوستای مهدم ک اسمش مصطفی بود برام میخوند فک کنم بعد جهانی شد و بقیش گفته شد ک یادم نمیاد! ;D
فریده ی ورپریده
از رو دیوار پریده
رفته آداس خریده
×××
یه دختر دارم شا نداره
صورتی داره ما نداره
از خوشگلی تا نداره
به کس کسونش نمیدم
به همه کسونش نمیدم
به کسیمیدم ک کس باشه
پیرهن تنش اطلس باشه
شا میاد با لشگرش
شاهزاده ها دور و ورش
واس پسر کوچیک ترش
آیا بدم؟آیا ندم؟!
به کسی میدم که کس باشه
پیرهن تنش اطلس باشه :)
×××
نیکی نیکی خونه ساخ
خونه ی آجری ساخ
نیکی چن تا خونه ساخ؟
یک
دو
سه
....
روزگار کودکی برنگردد دریغا
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
:(
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

ما مهدِ کدک که میرفتیم، یه شعری بهمون یاد داده بودن "الستون و ولستون".. >:D<

و همون شعره..:
تو حوضِ خونه ی ما.. ماهیای رنگارنگ..
بالا و پایین میرن.. با پولکای قشنگ..
کلاغه تا میبینه کناره حوض میشینه کمین میگیره..
میخواد ماهی بگیره..
ماهیا قایم میشن به زیرِ اب ها میرن..
کلاغِ شیطون میشه زار و پشیمون (؟)
اینا! >:D< ;D
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

بچه که بودم تو مهد کودک یکبار باید نمایش میوه ها رو بازی میکردیم;شعر من این بود:
منم منم گلابی
میوه ی خوب و نابی
دارم ویتامین آ
میوه ای هستم با هسته
شاه میوه ها من هستم
بازم بگم یا بیستم؟
نمایش دوست داشتنی بود!
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

ما گلیم ما سُنبلیم...
ما بچه های نو گُلیم...
باز میشیم ،بسته میشم،....
اگه به ما آب نرسه اینجوری میشیم...
اونجوری میشیم....
8-^ ;;)
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

بچه که بودم مامان جونم واسمون شعر میساخت. دقیق یادم نیس شعراش چطوری بود اما ریتم آرومی داشت و مثه لالایی بود و تو شعراش اسم همه نوه هاش بود(5تا بودیم).همه مون شعراشو خیلی دوست داشتیم :)
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

هیچیش یادم نیست به جز:
پاییزه پاییزه برگ درخت میریزه!همه شده کمی سرد!روی زمین پر از برگ!دسته دسته کلاغا میرن به سوی باغ ها!
همه با هم یک صدا غار غار غار غار! 8-^
+
دست میزنم من،پا میکوبم من،میدانم شاد خندانم قدر دنیا رو میدانم! 8-^
+
شبا که ما میخوابیم،آقا پلیسه بیداره،ما خواب خوش میبینیم،اون دنباله شکاره،آقا پلیسه زرنگه با پلیسه خوب میجنگه،ما پلیس دوست داریم بهش احترام نمیذاریم! ;D
+
این پنج سالم بود راننده سرویس کلاس زبانم یاد داد! 8-^
سیب زمینی درشته
ماله پلو خورشته
بابایه به این بزرگی رفته تو کوچه بازی
بابا لجش گرفته
مورچه گازش گرفته
ای مورچه ی بی ادب
در سینما بسته شد
حسن کچل خسته شد! ;)) ;;) ;;)
خیلی دوست دارم شعرشو! ;D
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

جوجو زرده پشت پرده
پی پی کرده پاک نکرده
بردنش کلانتری نشوندنش رو صندلی
گفتن شما چن سال داری
گفتش که من سال ندارم اسهال دارم
-------------------------------------------------------------------------------
آقا پلیس مهربون درد مارو میدونه
شبا که ما میخوابیم اون ولی بیدار میمونه
ما پلیسو دوس داریم
بهش احترام میزاریم
-------------------------------------------------------------------------------
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

دیروز ک روز معلم بود یادش افتادم:
آناناس گل یاس
خانوم "فلانی" مال ماس
تو آسمون نوشته
خانوم "فلانی" فرشته.... =))
وااااااااااااااااااااااااااااااااای بچگی :-<
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده خبر دارین
- نه خیر
-بی خبرین
- بله
-پس شما ...
+++++
یه توپ دارم قلقلیه سرخ و سفید و آبیه میزنم زمین هوا میره نمیدونم تا کجا میره من این توپو نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد.
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

چه کسی این شعرو یادش میاد؟
آهای بچه ها بیاین پیش ما
نقاشی کنیم با کمک شما
طرح های قشنگ
هر کدوم یه رنگ
چش چش دو ابرو دماغو دهن یه گردو...
تیتراژ اول یه انیمیشن دوست داشتنی برای آموزش نقاشی
 
Back
بالا