• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شعرای بچگیمون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع vahidd
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : شعرای بچگیمون


محمود آقا شلخته
می رفت به پای تخته
طفلکی دست پاچه شد
آخ که ندیدی چه شد
کیفش جلو تر افتاد
این ور و اون ور افتاد
کیف بدون دسته
مداد نوک شکسته
دفتر پاره پاره
کتاب بد قواره
پخش و پراکنده شد
کلاس پر از خنده شد

خیلی باحال بود اینو از پسر خالم یاد گرفته بودم :))
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

تو که ماه بلند آسمونی
منم ستاره می‌شم دورتُ می‌گیرم
اگه ستاره بشی دورمُ بگیری
منم ابر می‌شم روتُ می‌گیرم
اگه ابر بشی رومُ بگیری
منم بارون می‌شم چیک چیک می‌بارم
اگه بارون بشی چیک چیک بباری
منم سبزه می‌شم سر در می‌آرم
تو که سبزه می‌شی سر در میاری
منم گل می‌شم و پهلوت می‌شم
تو که گل می‌شی و پلهوم می‌شینی
منم بلبل می‌شم چهچه می‌خونم

× قشنگ صحنه ای که زری جون { معلم‌مون بود :)) 8-^ } داشت برای اولین بار برامون می‌خوندش ـو یادمه . 8->
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده ..

تو رختخواب مخمل آبیش خوابیده ..

عروسک من ، چشماتوباز کن ..

وقتی که شب شد ، اونوقت لالا کن ..
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

ای ایران
گل پونه
اهااهایکی ام بودفقط یه جمله از نمایش نامه ی خاله سوسکه توذهنم بود همش تکرارش میکردم

من زن بقال نمیشم اگربشم کشته میشم ;D :))خوب بچه بودم هنوز :-[
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

دختر دارم انار و به، چادر زده کنار ده
به کس کسونش نمی دم،
به همه کسونش نمی دم،
به راه دورش نمی دم،
به مرد پیرش نمی دم،
به بی سوادش نمی دم،
به کسی می دم که کس باشه،
بنده قباش اطلس باشه،
سیصد تومن کیسش باشه،
روزی باشه، روزی باشه،
شاه بیاد با لشگرش،
خدم و حشم پشت سرش،
شاهزاده ها دور و برش،
دخترم بخواد واسه پسرش،
آیا بدم،آیا ندم؟

البته اونی که واسه ما میخوندن کمی با این فرق داشت. :)
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

در راستای واکسیناسیون اینو برامون میخوندن ;D:

آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم
دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستم
ای خدا چیکار کنم، آهومو پیدا کنم؟
دردِ بی آهویی رو چجوری دوا کنم؟
درد نداره، درد نداره، واکسن اصن درد نداره.

مصرع آخر تند خونده میشه. :دی
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

به نقل از تـــــــــــــــارا :
کدوم کدوم شاپرک
همون که ...

فک کنم این بود.نه؟تازه اینم خواهرم که از من بزرگ تره می خوند.

من که هیچی یادم نیست.کلا من تا قبل اول راهنمایی موجودی ببو گلابی تشریف داشتم و فقط از این ور به اون ور می دویدم!

ها یکیش یادم اومد: کلاغه تا می بینه کنار گل میشینه کمین میگیره، می خواد ماهی بگیره ...

بقیشو حال ندارم بتایپم.


دوست عزیز اینو تر کوندی ها بالایی این میشه
گل گل گل گل اومد کدوم گل
همون که رنگارنگه باری شاپرک ها یه خونه ی قشنگه
کدوم کدوم شاپرک همون که روی بالش خال های سرخ و زرده
با بال های قشنگش میرو وبر می گرده(2)
شاپرک خسته میشه، بال هاشو زود می بنده، روی گل ها میشینه،شعر می خونه میخنده (2)

اونم که اینه
تو خوض خونه ی ما ماهی های رنگارنگ اصلا گلی در کار نیست
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

قدقدقداا منم من مرغ پا کوتاه منم من .......(این جاهاش یادم نیست)جوجه دارم طلا طلا تخم میزارم برای شما :-w
یعنی خدا وکیلی من موندم مارو چی فرض میکردن اینم شد شعر :-L
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

دایره شعریم خیلی غنیه

بنازم به آن درس خواندن تو من خیلی خیلی زرنگی این طور که می گن .....

چیکه چیکه داره آب میچیکه از دوش حموم داره آب میچیکه....

چوپونه کجاس تو صحراس مواظبه گله هاس گله باید چرا کنه بع و بع و بع صدا کنه یونجه و شبدر بخوره علف های تر بخوره.......

فصل بهاره هی عید دوباره هی فصل بهاره آره بابا عید دوباره باز عمو نوروز برامون عیدی میاره عمو نوروز برا مون عیدی میاره.....

اردک تک تک تک تک تردک اردک تک تک تک اردک اردکی تنها به روی آبه پراشو بسته می خواد بخوابه......

آهویی دارم خوشگله فرار کرده زدستم دوریش برایم مشکله کاشکی اونو می بستم......

توی ده شلمرود حسنی تک و تنها بود حسنی نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو موی بلند روی سیاه ناخن دراز واه و واه و واه...

مامانی ناهار چی داریم کوفته نخود چی داریم مامانی ناهار دیر نشه بابا که میاد گشنه شه...

اینو حدودش یادمه گربه مهدی ناقلاس دشمن مرغ و جوجه هاس...

به مادرم گفتم آخر این خدا کیست که هم در خانه ی ما هست و هم نیست...

با چشمم دنیا رو می بینم این جارا آن جا را می بینم با پایم دنیا را می گردم...

لا لا لایی گل لالا مهتاب اومده بالا موقعه خوابه حالا...
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

من یه شعر اختراع کرده بودم...وقتی میرفتیم تو تونل میخوندمش مخصوصا کندوان!
تونیل من بزرگه،هه هه هه...تونیل من بزرگه... ;D

یه شعر هم بود...
ده بیست سی چهل پنجاه شست،هفتاد هشتاد نود صد،هر کی میگه که صد نیس،هفده هجده نوزده بیست،خاله پیرزن خونه نیس،رفته انگلیس،تا بخره خودنویس،خودنویسش گرون بود،اگه گفتی که چند بود... :-"
 
Back
بالا