• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کارگاه سؤالات علمی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hespride
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : کارگاه سوالات

دارسی:
ببین این قضیه و بازکردن علیت و اینا در اصل به اینجا خیلی مربوط نیستش; اما من بدلیل مخاطب بودن مطلبم پاسخش رو میدم; منتها بعد تابستون که بیکارم میام درانجمن فلسفه راجب این موضوعات بصورت کاملتر بحث بکنیم و چه بسا دلایل شما کامل و خوب باشندو من رو قانع کنند، اما پیشنهاد من ادامه ندادن در این تاپیکه;)
.
کلن نقض همه-شمولی قانون علیت (چون جوابت مربوط به فلسفه بود من هم صرفا علمی جواب نمیدم) تو خود برهان علیت نهفتس و نیاز به این سختیا نداره :د
ما در جهان هستی علت و معلوم میبینیم=> همه چیز در وجود نیازمند علتی است=> تسلسلی برای این زنجیره ی به هم وابسته بوجود میاد که برای فرار از اون علت نخست رو میگذاریم (بعد هرکسی میگه خدای خودش همون علت نخست بوده)
ولی به پرسش پس علت علت نخست چیست؟ ناچار باید جواب بدیم علتی ندارد و همیشه بوده.
=>یک چیز هست که علت ندارد و اینکه بگیم همه چیز دروجود نیازمند علتی است با نتیجه اجباری خود برهان نقض شد => علیت همه-شمول نیست.
بعدش ما گرفتار دو نکته هستم:
۱) اگر یک چیز هست که علت ندارد(علت نخست) چرا چیزهای دیگری نباشند که بی علت باشند و چرا این زنجیر رو ادامه بدیم؟
اگر میتونیم فک کنیم علت نخست بی نیاز از علت بوده و همیشه بوده چرا گمان نکنیم خود جهان همیشه بوده و دنبال علت های فراتر و سخت تر باشیم؟(مث قانون بقای ماده-انرژی که همینه) +بعدنا من اینو بیشتر باز میکنم و توضیح میدل چرا بسیار منطقی تره.
۲) در مرحله بعد که علت نخست بودن به خدا نسبت داده میشه مستقل از خود برهانه و اینجا برا هرچیز خیالی یا هرخدایی بازه. (باز بعد بیشتر توضیح میدم)
نتیجتن اینکه ما با برهان علیت درست سرجای اول واستادیم، و نه پیشرفتی در استدلال منطقی و نه پی بردن به جهان هستی داشتیم.
.
برای من در عبارات "مقدم در وجود و وجوب وجود ولی نه از حیث زمانی" و "قدیم علی نه زمانی" بدون استفاده کردن از مفهوم زمان بگو "مقدم" و "قدیم" ینی چی و چه مفهومی میتونند داشته باشند؟ که اگر منطقی بودن بریم مسائلی که بالا گفتم راجبشون برسی کنیم +جواب اینو اگه میخوای برام پ.خ کن چون سوال مستقیم ازت کردم اما بقیه بحث باشه بعدن در جای مناسبش ادامه میدیم;)
 
پاسخ : کارگاه سوالات

به نقل از August McJoseph :
دارسی:
ببین این قضیه و بازکردن علیت و اینا در اصل به اینجا خیلی مربوط نیستش; اما من بدلیل مخاطب بودن مطلبم پاسخش رو میدم; منتها بعد تابستون که بیکارم میام درانجمن فلسفه راجب این موضوعات بصورت کاملتر بحث بکنیم و چه بسا دلایل شما کامل و خوب باشندو من رو قانع کنند، اما پیشنهاد من ادامه ندادن در این تاپیکه;)
.
کلن نقض همه-شمولی قانون علیت (چون جوابت مربوط به فلسفه بود من هم صرفا علمی جواب نمیدم) تو خود برهان علیت نهفتس و نیاز به این سختیا نداره :د
ما در جهان هستی علت و معلوم میبینیم=> همه چیز در وجود نیازمند علتی است=> تسلسلی برای این زنجیره ی به هم وابسته بوجود میاد که برای فرار از اون علت نخست رو میگذاریم (بعد هرکسی میگه خدای خودش همون علت نخست بوده)
ولی به پرسش پس علت علت نخست چیست؟ ناچار باید جواب بدیم علتی ندارد و همیشه بوده.
=>یک چیز هست که علت ندارد و اینکه بگیم همه چیز دروجود نیازمند علتی است با نتیجه اجباری خود برهان نقض شد => علیت همه-شمول نیست.

ناگزیرم این غلط مصطلح رو با اینکه قبلا هم برات گفته بودم، دوباره توضیح بدم .. بعدش دگ فعلا میتونیم بحثو بذاریم کنار! :-"
_______________

این مثلا ایراد و تناقض که امثال راسل هم گفتن درباره علیت، ناشی از بازم قرائت نادرست علیت لااقل در فلسفه اروپا ست (که اگ حافظه م یاری کنه! ایرادات رو از بیان آکویناس گرفتن و اون بیان به اون شکل واقعا ایرادم داره خب!) ؛

در علیت، هرگز گفته نـشده و نـمیشه «هر چیز» علت میخواهند، که حال سوال پیش بیاد علتِ علت چیست؟! بیان درست این هست که «هر معلول» علت میخواهد.

=> درین حالت اگر شما چیزی رو فرض و اثبات کنی که معلول نـباشد (و معلول بودن نشانه و تعریف و .. دارد) ؛ پس چیزی یافتی که علت نـدارد و در ضمن، علیت رو هم نقض نکرده. براحتی می بینیم که اصن تناقضی درون دل علیت نـیست و اون اشتباه، ناشی از بدفهمی علیت هست. ;)
________________
اگر میتونیم فک کنیم علت نخست بی نیاز از علت بوده و همیشه بوده چرا گمان نکنیم خود جهان همیشه بوده

فرضِ همیشه بودنِ جهان، باز هم در حکمت اسلامی (و نه در کلام، چون متکلمین خلاف این نظرو داشتن!) ؛ با معلول بودنش و بازهم وجود خدا اصن در تناقض نـیست => یعنی قرار نـیست نام هرچیز ازلی که همیشه بوده از قدیم رو، خدا بذاریم و این، نشونه خدایی نـیست به تنهایی! و ما در علیت، ازلی بودن یک موجود رو بعنوان دلیلی بر خدا بودنش معرفی نکردیم که حالا با جانشینی خود جهان بجای اونچه خدا نامیده شده، خدا حذف شه!

پ.ن: و اتفاقا حکمای اسلامی قائل به همین، همیشه بودن جهان(البته با مراتبش، نه فقط جهان مادی!) و ازلی بودنش هستن.

نقل از شهید مطهری :

«اغلب افراد اين‏طور فكر مى‏كنند كه اختلاف نظرى كه ميان موحدين و ماديين در باب پيدايش عالم وجود دارد، اين است كه موحدين چون قائل به خدا هستند، عالم را حادث مى‏دانند ولی ماديين عالم را قديم مى‏دانند .. نه! اين را لااقل تا اين مقدار بگوييم كه لازم نـيست چنين عقيده ‏اى داشته باشيم. اگر ما برسيم و معتقد شويم به آنچه حكما مى‏گويند، اتفاقا لازم است خلافش را (قائل به قدیمِ زمانی بودن جهان) معتقد باشيم! »
______________
در مرحله بعد که علت نخست بودن به خدا نسبت داده میشه مستقل از خود برهانه و اینجا برا هرچیز خیالی یا هرخدایی بازه.

خب اصن برهان وجوب - امکان که تقریبا بر علیت استواره دگ، حرف اصلیش اثبات وجود یک ذات مستقل از همه چیز، همان علتی که دیگر معلول هم نـیست، هستش.

سایر صفات و ویژگی های این موجود که نامِ خدا میگیره، مثل یکتا بودن، عالم مطلق بودن و .. اش، یا در حاشیهِ همین برهان یا پس از این برهان با دلایل منطقیِ دگ اثبات میشه.
پس اگ میگی ما صرفا ثابت میکنیم یک موجود هست که فقط علته و نه معلول، اما از کجا معلوم همان خدای ادیان باشه و مثلا یک چیز دگ و خیالی تر بقول تو نباشه! ؛ اگر اختلاف سر اسم هست (الله، یهوه یا هر چیز دگ!) که واضحه لااقل درین مورد و فعلا، مهم نیس .. اگرم اختلاف سر صفات و ویژگی هاست، اونارم یکی یکی در مراحل بعد میشه اثبات کرد و راه رو برای پذیرفتنِ بقول تو «هرخدایی» بیشتر و بیشتر بست.

.
 
پاسخ : کارگاه سوالات

منم ناگزیر کردی نظرم راجب غلط ایراد تو بر از نظر تو غلط(مصطلح) من رو توضیح بدم:د (این داستان ادامه دارد تا بیان جمعمون کنن گویا :-")
یه بخشیشم اتقاقن من هم قبلن بعد این قبلنی که تو گفته بودی گفته بدم بت:د #چه تفاهمی :-"

بله تناقص که تک کاره ad hoc بودن برهان علیت رو نشون میده براساس قرائت توماس آکویناس(در فلسفه اروپا جایگاهی مشابه ابن سینا ما داره) هست که توسط فلاسفه ی آزاداندیش مطرح شده.
اما اتفاقن میخوام بگم از این قرائتی که استفاده میکنم ایراد کمتری نسبت به اون داره که شما طرفدارشین و جمع جور هم هست.
بله راس میگی و توی حرفات با ارائه ی این قرائت قدیمی تر علیت که میفرمایید "هرمعلول نیازمند علتی است" میشه که این شکل ایراد تک کارگی رو که وارد هست به نحوی دورش زد; اما مرتکب اشتباهات منطقی دیگری میشیم که واضح تر هستن، این شکل برهان مصادره به مطلوب داره begging the qustion رو تو خودش داره، معلول بودن جهان یک بدیهی منطقی نیست و نمیشه همینطور فرضش کرد و درواقع بخشی از نتیجس. در اصل برعکس اینکه من چیز غیرعلت داری رو پیدا کنم شما باید اول اثبات کنی جهان معلوله، که اگر حداقل درگذشته دلایلی برای این بود با یافته های جدید الان کاربردی نداره(که بعدن مفصل هم توضیح میدم که چرا)
.
بله میدونم که بطور مثال ابن سینا به قدیم بودن جهان معتقد بود و بخاطر همین چیزا هم در دوره ی خودش تکفیر شد و امام محمد غزالی سرکرده ظلال خوندش. اما من جواب سوالی که از شما کرده بودم و با این موضوع مرتبط هست رو نگرفتم، شما منظور از 'مقدم وجودی' و کلمه ی 'قدیم غیر زمانی' رو برای من بدون استفاده از زمان توضیح بده; یعنی چطور مثلا من علت وجود چیزی هستم و اون در به وجود اومدن نیازمند من بوده ولی اون چیز همیشه بوده و هیچ سرآغاز وجودی در زمان نداره؟
‏‎.‎بله قرار 'نبود' هر ازلی خدا باشه بدلیل اینکه با توجه به یک برهان مبتنی بر فرض غلطی(همه خصوصیات معلول در علت هست) که ما الان در جهان نقیضش رو مشاهده کردیم و ناشی از پیش فرض نادرستی بوده، یسری صفات اجباری در خدا تعریف کرده بودیم; حال اونکه با غلط در اومدن اون فرض و کنار رفتن نتایج اون برهان حالا ویژگی علت نخست بودن برای جهان تنها به ازلی بودن کاهش پیدا کرده (ایه قبلن براتون توضیح داده بودم و بعدن مفصلتر توضیح میدم)
. درمورد بعدی هم جواب قبل کافی بودن.
‏#پست آخرم
 
پاسخ : کارگاه سؤالات علمی

به نقل از ZedZi :
میدان مورفیک یا مورفیک رزونانس نظریه‌ی روپرت شلدریک چه قدر صحت علمی داره؟
راستش منبع فارسی خوبی برای نظریش یافت نشد برای همین به سایت خود همین شخص رجوعتون میدم.
با توجه به تاپیک شبه علم، به من یه حسّ شبه علمی می‌داد برای همین کنجکاو شدم بدونم نظر شما چیه؟
ببینید، در علم اگر فرضیه ای مطرح می شود باید با آزماش های مختلف تایید شود. این مساله در زمینه هایی مثل زیست شناسی نمود بیشتری داره، به دلیل اینکه همه چی قابل دیدن و آزماش کردن است.وقتی یک فرضیه مطرح می شود، باید روش آزمایش های متعددی انجام بشه تا صحت یا عدم صحت اون تایید شه.
اولین اشکال این نظریه اینه که آزمایش مستقلی از خودش نداره و صرفا یک حرف است، پس نظریه نیست.
دومین اشکال اینه که ایشون از یکسری آزمایش که در فیلد متفاوتی انجام شده، یک نتیجه غلط و متفاوت برداشت کرده، در حالی که حداقل باید یک آزمایش تایید شده مستقل از خودش داشته باشه.
حالا می رسیم به خود نظریه.
در زیست شناسی تکاملی مبحثی است به نام تکامل همگرا.بدین معنی که اگر به طور مثال یک سنجاب در قطب شمال رنگ پوستش در نسل های متمادی تغییر کنه و به رنگ سفید در بیاد، و به طور همزمان یک سنجاب هم در قطب جنوب این اتفاق براش بیوفته، تکامل این دو تا به هم ربطی نداره و دلیل شباهت تکاملیشون شرایط یکسان بوده.و دلیل نمیشه که بگیم چون که سنجاب ها در قطب شمال رنگشون تغییر کرده پس سنجاب های قطب دیگر به دلیل تغییر رنگ اون سنجاب ها رنگشون تغییر کرده.
یکی دیگه از مسائلی که این فرضیه به اون استناد میکنه اینه که بعضی از دانشمندان و مخترعین همزمان چیزی رو کشف و اختراع کرده اند، پس دلیل بر وجود میدان شکل ساز میشه.در جواب این حرف باید گفت که در بعضی مواقع یک علم و دانشمندان اون بر روی یک مبحث زوم میکنند، و طبیعیه که بعضی از اکتشافات همزمان باشه، مثلا در زمانی که دانشمندان زیست شناسی بر مبحث ماده ژنتیک زوم کرده بودند، طبیعیه که بعضی از اکتشافات همزمان باشه.
حالا اگر خودتون بر روی مساله خاصی از این فرضیه مشکل دارید، عنوان کنید تا بررسی کنیم.
 
  • لایک
امتیازات: Zed
پاسخ : کارگاه سؤالات علمی

به نقل از ZedZi :
صرفاً خواستم صحت علمیش رو بدونم که ظاهراً نداره. و خوب خیلی در رابطه با مواردی که گفته شده تو این نظریه اطلاعی نداشتم ولی حدس می‌زدم باید حتماً دلیل منطقی دیگه‌ای داشته باشند.
ممنون بابت جوابتون.
فقط اگر منبعی هم در این رابطه هست خوش‌حال می‌شم معرفی کنید.
اگر منظورتون از منبع درباره حرف های منه، که بیشتر حرف های من توضیح برای بسط ماجرا بود و بیشتر استدلال هایی بود که من براتون گفتم.
منبع برای تکامل همگرا هم باید به کتاب های عمومی زیست شناسی مراجع کنی، ولی من لینک ویکیپدیای تکامل همگراه رو براتون میزارم[nb] https://en.m.wikipedia.org/wiki/Convergent_evolution [/nb]
 
  • لایک
امتیازات: Zed
آیا انسان‌ها از یک زن و مرد واحد به وجود آمده‌اند؟

انسان فلورسی، با نام علمی Homo floresiensis گونه‌ای منقرض‌شده از انسان است. بازمانده‌هایش در جزیرهٔ فلورس در اندونزی به دست آمده‌است. کم‌ترین قدمت نمونه‌های به دست‌آمده حدود ۱۲۰۰۰ سال است. پس انسان خردمند با انسان فلورسی هزاران سال اشتراک زیست‌گاهی می‌داشتند. فلورسی از چند نظر شگرف است. نخست اینکه بسیار اخیر است. دوم اینکه جثه‌ای بس کوچک و به تبع آن کاسهٔ سر کم‌گنجایشی (به اندازهٔ آنِ شمپانزه) می‌دارد. سوم اینکه ابزارهای سنگی و دیگر نشانه‌های به‌دست‌امده مبین هوشمندی بسیار بالای این انسان است که با توجه به کوچکی مغز شگفت‌انگیزتر می‌شود.


سوالی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که ایا ما همگی از یک زن و مرد واحد به وجود امدیم یا از گونه های مختلف؟ :-/
 
پاسخ : آیاماهمگی از یک زن و مرد واحد به وجود امدیم یا از

لطفا اگر چنین مطالبی مطرح می کنید، به یک مقاله یا کتاب یا یک منبع معتبر ارجاع بدید تا بشه در این مورد بحث کرد.و گرنه اینجوری نمیشه زیاد بطور صحیح در این باره بحث کرد.
 
پاسخ : آیاماهمگی از یک زن و مرد واحد به وجود امدیم یا از

خب الآن حسش نیست که کامل جواب بدم. :D ولی درباره گونه ای که مطرح کردید باید بگم این گونه یک نوع هومینیون ناشناخته است.
 
پاسخ : کارگاه سؤالات علمی

صرفا جهت بالا آوردن تاپیک :D

اگه سوال عمومی علمی دارید،میتونید اینجا مطرحش کنیم تا با کمک هم بهش پاسخ بدیم.
 
پاسخ : کارگاه سؤالات علمی

یک سوال در رابطه با تکامل:

من همه چیز انتخاب طبیعی را می فهمم که میگه اگر خصوصیت مفیدی ظاهر شه به طور طبیعی انتخاب میشه و به حیات ادامه می دهد و تولید نسل می کند و.....
ولی مشکلم توی اینه که اون تغییر(خیلی کوچک) چه طور ایجاد میشه (داوکینز میگه که خوب اون تکثیر کننده های ژن امکان خطا دارند (هر چند خیلی کم) و هم اینکه توی زیست راهنمایی هم یادمه خوندم مواد شیمیایی و تشعشعات هسته و اینا هم موثره)
ولی من مشکلم سر اینه که خوب فرض کنیم در یک نفر این تغییر مثبت تکاملی(خیلی کوچک) ایجاد بشه آیا این یک نفر برای راه انداختن تکامل در اون جهت کافیه؟
یا چطور ممکنه تغییر تو چند نفر همزمان اتفاق بیفته؟

##البته این مشکل از کمبود اطلاعا منه که میخوام جبران شه
توی درستی تکامل و اینا که شکی نیست و من به هیچ وجه قصد سؤ ندارم :D##
 
Back
بالا