گاهي دلم مي گيرد.........

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع baroon
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

بیخود
ینی چی هی دلت میگیره؟
ضعف کن دلتو خوب.اه
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلم که میگیرد...به غرور میگوید هه، و میبارم،و میبارم.
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلم گرفته بود
ی فال شاخه نبات از دست یه پسربچه....
حافظ فقط تو میفهمیم
دلم باز شد
مرسی کوچولو
مرسی حافظ
خدای شکرت
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دز تنهایی وسکوت در این دنیای بیگانه گاه دلم میگیرد می روم سراغ قلم وکاغذم....
عالم کلمات هم با من بیگانه شده ....
برمی گردم و.....
بیشتر دلم می گیرد
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

حتی حافظ هم دروغ بود
بدجوری...........................
من گاهی دلم میگیرد
نه
من گاهی دلم باز میشود.......
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلم بی هوا،با هوا...بی باران،زیر باران...شب، روز،.. حالا...فردا...
میگیرد
میگیرد
.
.
.
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دل اگر نگیرد که دل نیست
بگذار بگیرد
و بگذار که بگرید
...
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

راستی تو میدانی چرا دلم اینهمه میگیرد؟
دلم گاهی ناسزا میگوید به خود ، که اینهمه خاکستریست
ولی چاره ای نیست
دل است دیگر! میگیرد! از تو ، و از خودش، و از آنچه میخواستش و از آنچه نخواهدت گفت!
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلم گرفته ای دوست

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندانم

که دیده برگشودم به کنج تنگنا من

نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها، من

ز من هر آنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک، از او جدا، جدا، من

نه چشم دل به سوئی، نه باده در سبوئی

که تر کنم گلوئی بیاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟

که گویدم به پاسخ؟ که زنده ام چرا من؟

ستاره ها نهفتم، در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلم..دلم....نمیگذارم و دیگر هرگز نمیخوام بگیرد
اما این دل است.....بی اختیا.دست من که نیست
کاهی وقت ها دلم میگیرد
حرف هایم زیاد میشود... قدر یک دریا
دلم میخواهد فریاد بزنم
شاید شبی در دل تاریکی که چشمانی اشک هایم را نبیند
نمیگویم نگیرد چون این دل است و کارش گرفتن است غصه و اشک
حال باید فالی بگیرم دلم از گذشته گرفته شاید در اینده خبری از خوشی باشد
دل نوشته هایم را به دست اب میسپارم شاید این اب به دریا برسد
او انقدر بزرگ است که میدانم در دلش جا برای غصه هایم دارد
دلم گرفته اما حیف که این سقف خاکتری اسمان نمیگذارد حتی با ستارگان سخن گویم
و بمز امشب هم دلم گرفته
چه سخت است تنهایی و دل تنگ :((
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

بر صندلی تاوان نشسته ام
اب می شوم
و از هر ذره وجودم
اسطوره ای پدیدار می گردد.....


پ ن:فک کنم من باید وقتی دلم باز میشه بنویسم....
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

کاغذ دلتنگی هایم همیشه از جنس آسمان است

کاغذ دلتنگی هایم از جنس آسمان سفید است که انتهایی ندارد
کاغذی که برای نوشتن حرفهای دل تنگ من جا کم دارد
زیرا هر روز که از خواب برمیخیزم میبینم که آسمان سیاهی شب حرفهای دلتنگی ام را با خود برده است
و من روزم را زیباتر از قبل آغاز می کنم
آری به خاطر همین کاغذ دردودل هایم ،همیشه از جنس آسمان است.
از: الهام عباسپور
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

همین الان الان الان دلم گرفت
و به کسی ربطی ندارد
وقتی دلم میگیرد.
چون که دلم میخواهد.
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

این روزا دنبال ثانیه هایی میگردم که دلم نگرفته باشه.....
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلم مي گيرد از باراني نبودن آسمان
ميخواهم ببارم
ولي افسوس از خشكي نفس هاي زمين ترك مي خورم
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

امشب دلم از دست یک نفر گرفت ‏!‏
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

گاهی دلم می گیرد
که چرا پشت دلواپسی هایت جایی برایم نیست؟ :-<
برای من منی که این روز ها بیشتر از همیشه در خودم گم می شوم :(
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلم وقتی آن ترانه ها را گوش میدهم میگیرد...
این وقت صبح بیشتر میگیرد
وقتی به زور میخندم ، میگیرد
دلم خیلی میگیرد
دلم ...
 
پاسخ : گاهي دلم مي گيرد.........

دلگیرم از دست خودم

کاش عاشقت نمی شدم

هرجوری می خواستم نشد

از غم یذره ام کم نشد

من موندمو تنهایی یام

از دنیا هیچی نمی خوام

عاقبت منو نگا

اشتباه پشت اشتباه :-<
 
Back
بالا