- ارسالها
- 1,097
- امتیاز
- 6,254
- نام مرکز سمپاد
- علامه حلی 1
- شهر
- کرمان
- سال فارغ التحصیلی
- 1393
- دانشگاه
- دانشگاه شیراز
- رشته دانشگاه
- سخت افزار
پاسخ : سمپادی های کرمان
نه حالا جدی بزار بت بگم ، امنیتش متوسط رو به بالاست به نسبت بقیه کشور ، مردم عصبانی هستن ولی بهم آسیب نمیزنن
اون زیراب هم تیکه بود ، بچه ها اینجا اینققده بدبختن پل میشن واسه هم
خدایی اینو جدی میگما
بعد ببین ، یه پارک هست اسمش پارک مادره ، اون قسمت شهر ماست ، بقیش حواشیه
مدرستون جاش خوبه ، کنار یه پارک بزرگه وسطش یه کتابخونس ، که کم کم داره از علمی فرهنگی به فرهنگی عشقی تغییر کاربری میده ، بعد ببین رو به رو در کتابخونهه واستی ، همون خطو بگیری صاف بری جلو میرسی به قبرستون
اونجا با صفا ترین قسمت این شهره ، جنگله کلن ، معرکس ، کوه و آبشار و اینام هست ، دیگه مسجدو که نگو ، عجقه ما بچه کرمونیا همون مسجدشه ،

در مورد مردمش بگم ، اینجا همه تهرونین هیشکسم لهجه نداره ، اینکه نظر بقیه چیه ، به خودشون مربوطه
بعد یه با قدرت هست ، میری لباس میخری ، عادی بری تو دست فروشا لباس بخری میشه خرجت 100 اما تو این با قدرت با 15 20 میشه سرو تهشو هم آورد
یه میدون ارگم هست ، من حرفی ندارم در موردش
بعد نزدیک ما یه شهر مقدس هست
قناتغستان ، حالا شهر که نه ، یه قنات بوده 
یکم بزرگ شده واس خوش ، اعتبار این استان به همونه ، حتمن برو ، کسیم اعتراض داره شخصاً 11 تا 12 شب بیاد میدون سراسیاب شیتش بدیم 
از سری لغاتی که نیازت میشه بدونی ، کُت : سوراخ ، رشغال ، چغوک ، انتر ، ... که قابل توضیح با کلمات نیس ، باید درک معنایی کنی
"ور" استفاده زیادی داره ، ورخیز --> وخی : پاشو ، ای وربجکی شخمه سگ : عزیزم چقده تو شیطونی
آسمونشم که دیگه نیاز به توضیح من نیست
جون میدی بری زل بزنی بهش ، تا صب ، با انواع رنگ بندی ، از تو ستینگش میتونی تغییر بدی ...
دوستانی داریم ما بافتی ، جیرفتی ، بمی ، کنوجی ، سرسبیلی ، میمندی ، گلبافتی ، کوبنونی ، زرنتی و ...
اینا ر اذیتشون نکن
خدا عذابت میده بس که بر حقن 
http://www.sampadia.com/forum/Smileys/Mohammad/a_6.gif
خدا که هیچی حتی جنتیم شاهده ، خشت به خشت این شهر روی خون بنا شده (واقعاً اینو نمیدونم از کوجام آوردم ، ولی جمله با حالی بود
)
فقط یه نکته هست ، میای فرز انتظار نداشته باش تو شهر کسی تحویلت بگیره
سه چهار سالیه آبشون قطه متاسفانه ، پرچم حلی سایش افتابو از این مد گرفته ، دیگه گفتم در جریان باشی
و من اله توفیق
آها آها یه نمونه از ادبیات غنی این بوم ...
اُلالنگو شدم ور شاخ پسته / بدیدم دختری ور خر نشسته
بگفتم دخترو ماچی نمیدی / بگفتا میدمت ، خر وا نمسته
قرابت معنایی داره با این بیت شعر که البته مسلماً هر مخاطبی تشخیص میده از نظر قوت ادبیاتی ، بیت اول در فلک و دومین از نظر در خاک است ...
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
همینطور که میبینید راه عشق ورزی آسان بود ، ولی مشکل ایستادن خر ، مانع شد
به نقل از شقایق س. :شما کسی رو تصوّر کنید، که قراره بیاد توی شهرتون چندسالی زندگی کنه، و اونجا «کاملاً» غریب ـه.انرژی مثبت بدید بهش.
ترسونید من رو.
هوا رو میشه تحمل کرد، من خودم بچهی یه منطقهی گرمسیرترم.ولی از عدم امنیت بشدت بشدت میترسم.
زیراب هم رو هم نزنید که آدم خاطرهی خوبی ازتون توی ذهنش بمونهزشته، بده
![]()
نه حالا جدی بزار بت بگم ، امنیتش متوسط رو به بالاست به نسبت بقیه کشور ، مردم عصبانی هستن ولی بهم آسیب نمیزنن
اون زیراب هم تیکه بود ، بچه ها اینجا اینققده بدبختن پل میشن واسه هم
خدایی اینو جدی میگما بعد ببین ، یه پارک هست اسمش پارک مادره ، اون قسمت شهر ماست ، بقیش حواشیه
مدرستون جاش خوبه ، کنار یه پارک بزرگه وسطش یه کتابخونس ، که کم کم داره از علمی فرهنگی به فرهنگی عشقی تغییر کاربری میده ، بعد ببین رو به رو در کتابخونهه واستی ، همون خطو بگیری صاف بری جلو میرسی به قبرستون
اونجا با صفا ترین قسمت این شهره ، جنگله کلن ، معرکس ، کوه و آبشار و اینام هست ، دیگه مسجدو که نگو ، عجقه ما بچه کرمونیا همون مسجدشه ،

در مورد مردمش بگم ، اینجا همه تهرونین هیشکسم لهجه نداره ، اینکه نظر بقیه چیه ، به خودشون مربوطه
بعد یه با قدرت هست ، میری لباس میخری ، عادی بری تو دست فروشا لباس بخری میشه خرجت 100 اما تو این با قدرت با 15 20 میشه سرو تهشو هم آورد
یه میدون ارگم هست ، من حرفی ندارم در موردش
بعد نزدیک ما یه شهر مقدس هست
قناتغستان ، حالا شهر که نه ، یه قنات بوده 
یکم بزرگ شده واس خوش ، اعتبار این استان به همونه ، حتمن برو ، کسیم اعتراض داره شخصاً 11 تا 12 شب بیاد میدون سراسیاب شیتش بدیم 
از سری لغاتی که نیازت میشه بدونی ، کُت : سوراخ ، رشغال ، چغوک ، انتر ، ... که قابل توضیح با کلمات نیس ، باید درک معنایی کنی
"ور" استفاده زیادی داره ، ورخیز --> وخی : پاشو ، ای وربجکی شخمه سگ : عزیزم چقده تو شیطونی
آسمونشم که دیگه نیاز به توضیح من نیست
جون میدی بری زل بزنی بهش ، تا صب ، با انواع رنگ بندی ، از تو ستینگش میتونی تغییر بدی ...دوستانی داریم ما بافتی ، جیرفتی ، بمی ، کنوجی ، سرسبیلی ، میمندی ، گلبافتی ، کوبنونی ، زرنتی و ...
اینا ر اذیتشون نکن
خدا عذابت میده بس که بر حقن 
http://www.sampadia.com/forum/Smileys/Mohammad/a_6.gif
خدا که هیچی حتی جنتیم شاهده ، خشت به خشت این شهر روی خون بنا شده (واقعاً اینو نمیدونم از کوجام آوردم ، ولی جمله با حالی بود
)فقط یه نکته هست ، میای فرز انتظار نداشته باش تو شهر کسی تحویلت بگیره
سه چهار سالیه آبشون قطه متاسفانه ، پرچم حلی سایش افتابو از این مد گرفته ، دیگه گفتم در جریان باشی و من اله توفیق
آها آها یه نمونه از ادبیات غنی این بوم ...
اُلالنگو شدم ور شاخ پسته / بدیدم دختری ور خر نشسته
بگفتم دخترو ماچی نمیدی / بگفتا میدمت ، خر وا نمسته
قرابت معنایی داره با این بیت شعر که البته مسلماً هر مخاطبی تشخیص میده از نظر قوت ادبیاتی ، بیت اول در فلک و دومین از نظر در خاک است ...
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
همینطور که میبینید راه عشق ورزی آسان بود ، ولی مشکل ایستادن خر ، مانع شد



پست خودمه،دلم میخواد طولانی باشه 

