• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دژاوو يا آشنا پنداري

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sampadik
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

آره دیگه دقیقا همین.
این کتاب دقیقا داستانش در مورد همینه.
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

خب ما امسال یکم دور و بر این موضوع گشتیم...چیز باحالیه...
میشه باهاش علمی برخورد کرد میشه هم خرافی ولی به هرحال هیچکدوم ثابت یا رد نشدن ;D

علت هاش زیاد بودن میکس کردم با هم گفتم :

1.خوندم بچه ها نوشته بودن ...اینه که ما قبل اینکه وارد جسم مادیمون بشیم روحمون یه برنامه کلی دریافت کرده ( شاید الهامی که میگن شده ) و این دژاوو نشانه ای از اینه که رو برنامه داریم پیش میریم ;) نظریه مشابهی هم هست که میگه آینده به ما گفته شده ولی ما موظفیم فراموش کنیم و وقتی دژاوو اتفاق میفته یعنی سیستم سوتی داده :-"

2.ناخودآگاه ما با ذخیره ی گذشته، حال و آینده ی ما در ارتباطه ووقتی ما دژاوو رو تجربه میکنیم درواقع ذهنمون گریزی زده به اونور .... یه جور دیگه هم میشه گفت : در ناخودآگاه ما زمان پیوسته است و گذشته آینده و این نوع تقسیم بندی کلآ معنی نداره ! ( یه تیوری معروفه این ! ;D)


3.خواب هامون....بعضی از اونا درباره ی آینده ممکنه باشن و ما فراموششون میکنیم تا اینکه اون آینده اتفاق بیفته این خواب ها سوتی سیستمن که وقتی ما با خستگی میخوابیم دیده میشن...;D

4.تناسخ !

5.خرافه همیشه با مردم بوده تو داستاناشون و حتی عقاید خیلی تا الان....اینکه دژاوو نشانه ی حضور شیطان / فرشته /.. در کنار ماست و خیلیا ی دیگه به نظر مسخره میان دیگه برای آدمای امروز !

6.من به این ایمان آوردم به شخصه : مغز ما عنصری از یه بخش کل رو دریافت میکنه و مطابق با تجربیاتش کل رو میسازه...واضح ترش اینکه به طور مثال شما وارد یه خونه میشید که تا حالا نشدید و یه بوی خاصی ( بوی غذا مثلآ :-" ) میاد...مغز شما این عنصر رو میگیره ...کل رو میسازه بعد میگه اِ من که اینجا بودم که ! ;D

یه چیز جالب اینکه در لحظه ی دژاوو خیلی از ما سعی کردیم چیزی رو تغییر بدیم یا اتفاق ثانیه بعد رو حدس بزنیم ولی این امکان وجود نداره

یه چیز دیگه اینکه سوال خودمم هست : حیوونا هم بله ؟ یعنی دژاوو دارن ؟ :-" باحال میشه ها !
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

خیلی ها به قضیه زندگی شیش گانه و اینکه چند بار به دنیا میایم ربطش دادن.
غیر منطقی میاد به نظرم.
 
  • لایک
امتیازات: ZOP
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

منم فکر میکنم مربوط به همین زندگی ششگانست
چرا غیر منطقیه؟؟دلیل لطفا ;D
چون تو قبولش نداری؟؟ ;D
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

نه خیر ؛
در زندگی شیش گانه مطرح میشه که شما واردیک جسم جدید و یک زندگی جدید می شید ، خب ؟
ولی طبق آشنا پنداری ، باید جوری باشه که شما در زندگی قبلیتون دقیقا با همون جسم قبلیتون ، با زندگی ـی کاملا شییه زندگی قبلیتون ، با اون اتفاقات رو به رو بشید .
که در تناقض هستن این دو بنظرم .
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

متنت خیلی جالب بود.
برای من خیـــــلی این اتفاق هر روز رخ میده. البته مامانمم همین طوریه.
یه چیزایی مث اینکه هس به اسم رویای صادقه و اینکه توی خواب، یه سری از اتفاقات مربوط به آینده رو می بینیم؛ برا همینم وقتی تو بیداری(!) همون اتفاق برامون می افته احساس میکنیم قبلا اون صحنه رو دیدیم! من بیشتر از این چیزی نمیدونم راستش! :-??
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

من جدیدن تو هفته 5-6 بار و گاهی روزی 2-3 باز اینجوری میشم....اصن احساس میکنم پیوندم با جهان سست میشه!.....یجور حس معلق بودن....
دلایلی که اینجا گفته شد قانعم نکرد....حالا باز خودم میرم سراغش.... :-?
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

[-o<من مطمئنم قبلا برام اتفاق افتاده،يعنى خواب نبوده..از مهد كودك اينطورى ميشدم..

طولانى ترينش حدود يه بع طول كشيد.تو نماز خونه بوديم(سوم ابتدايى بودم اگه اشتباه نكنم :-?)بد من روميز نشسته بودم بچه هاداشتن دنبال هم ميدويدن ،يكى مقنعه اون يكى رو از پشت محكم كشيد اونم سرش خورد به ستون و شكست ويه عالمه خون اومد.بعد من از روي ميز پريدم پاين حدود دو متر از ميزدور شدم بعد يه دفعه دوباره روى ميز بودم :-\
اون دختره هم دقيقا همون مسيرى رو كه دفعه پيش رفته بود رفت .حتى بادى كه دفعه قبلش بهم خورده بود دوباره وزيد(فعلو!!)ميخواستم بگم مواظب باشوولى اصلا انگار كنترل بدنم رو نداشتم،اون افتاد،رد خون سرش هم مثه دفعه پيش بود...من دوباره از رو ميز اودم پايين،همش ميترسيدم دوباره تكرار شه..ولى خدارو شكر نشد..خييلى ترسيدم..به كسى هم چيزى نگفتم ولى تا يه مدت زيادى همش منتظر بودم اتفاقا دوباره تكرار شه...

واقعا ترسناكه..
هفته اى سه چهار بار ميشه..ولى اين بد ترينش بود
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

آخرین توافق علمی که شده اینه که دژاوو یک خطای حافظس مغز جهان اطراف رو به عنوان یه مفهوم قدیمی و آشنا ثبت می کنه. حتی وقتی تمام شواهد وجود اونا رو انکار می کنه.
مغز دائما به گذشته و آینده سفر میکنه و حین انجام این کار از دو تا عملیات شناختی مختلف استفاده می کنه: یادآوری و آشنایی.
اولین نوع به یادآوری، یادآوری ساده است. مثلا شما یه نفرو تو خیابون میبینید و میدونین که اون فرد رو مثلا دیروز تو مدرسه تو فلان جا و فلان ساعت دیدین.پس اون اتفاق رو به طور کامل یادتون میاد.
دومین نوع یاد آوری یه کم ناآشناتره و فقط یه حس مبهم وجود داره.دلیلشم اینه که خیلی از خاطراتی که ما ثبت می کنیم با جزئیات کامل نیستن
حالا تو این حالت شما اون فرد رو میبینید حس میکنین که طرف اشناست ولی هیچ ایده ای ندارین که کجا دیدینش اصن قبلا دیدینش یا نه فقط یه حسه.ینی همه چی مبهمه.
بیترین اتفاقی که بره خیلیا افتاده اینه که یه جا بره اولین بار میرن ولی حس میکنن قبلا دقیقا با همون صحنه اونجا بودن.این توهم حتی می تونه در مورد مفاهیم پیچیده ترم اتفاق بیفته.
درواقع بعضی از مردم فقط بر اساس بخش بصری از یه تجربه قبلی، یه نوع حس آشنایی با تصاویر کاملا جدید از خودشون بروز می دن. مثلا یه شکل هندسی واحد می تونه این احساس رو ایجاد کنه که یه صحنه ی کاملا جدید قبلا تجربه شدس.
 
پاسخ : دژاوو يا آشنا پنداري

یه سوالی برام پیش اومده....
اینکه فکر می کنیم بعضی از صحنه ها رو توی خواب دیدیم هم جزو همین دسته قرار میگیره؟
آخه برای من فرق می کنه این 2 تا چیز....
یه سری چیزی یا اتفاقات هست که حس می کنم آشناست اما بعضی از چیزا هست که میدونم توی خواب دیدم(یا خودم اینطوری فکر میکنم)
اینا جفتش یه جور دسته بندی میشه؟
 
Back
بالا