• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سرکار گذاری!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Samaneh.Z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سرکار گذاری !

این مربوط به ما نیس....
ولی یکی کرده دیگه!! :-"
تولیوان چای یکی از استادا یه نفر تف کرده بود!!!!!!استاده چه با حالم میخورد...با لذت تمام! ;D
سر کلاس ریاضی...کاغذ تیکه پاره میکرد یم...ما که ردیف آخر بودیم میزدم تو سر وصورت ریدف های جلو! ;D
لیزر تو صورت معلم انداختیم!!!! >) ;D
بعد تو یه تیکه کاغذ مینوشتیم((حراج...99.9%))میچسبوندیم به مقنعه ی ردیف های جلو!!!خیلی کار جالبیه!! ;D >)
ما که ردیف آخر میشدیم...کت بچه هارو به کیقشون گره میزدیم!!!!! ;D
یا بند کفش بچه هارو به هم میبستیم...طرف با کله میخورد زمین....
دیگه..... ;D ;D
 
پاسخ : سرکار گذاری !

با کل بچه های محل میرفتیم کلاس نقاشی :x ظهرا که برمیگشتیم بلا استثنا زنگ همه خونه های تو راهمونو میزدیم ;D
ی اقاهه بود همش دنبالمون میکرد ما هم فرار.... =))
 
پاسخ : سرکار گذاری !

آقا رفته بوديم مشهد اردو . شب كه خوابيدن يه عده رفتيم تو مود مردم آزاري

يه معجون درست كرديم به اين محتوا :‌ تخم مرغ خام ‌،‌ آب به مقدار كافي ،‌ مايع دستشويي

وقتي همه خوابيدن ريختيم رو شلوار يكي كه حساس بود و مطمئن بوديم با يه چيز ديگه ;D اشتباه مي گيره !‌

صبح بيدار شديم. يه يارو گفتيم بريم حرم ؟‌‌ :-" گفت نه !‌ من سرم درد مي كنه. مي خوام برم دوش بگيرم. شما برين ;D

بيچاره رفت همه ي لباساي زير و روشو شست !‌ ;D


بسي حال داد !‌
 
پاسخ : سرکار گذاری !

یادم اومد بازم ;D
مشد بودیم بعد این مسئولای هتل-مسافر خونه ;D پایین پنجره اتاق ما مینشستن ما هم هی شیشه نوشابه هامونو پرت میکردیم 2متر میپریدن هوا :))
 
پاسخ : سرکار گذاری !

مشد=>رضاصادقی امسال=>خوابگاه:

طرف سر شب ساعت 3 گرفت خوابید اونم نه تو اتاق وسط هال که ما داشتیم بازی می کردیم

حس خباثت قلقلکمان داد

دماغشو گرفتم"توصیه می کنم حتما امتحان کنین مخصوصا بر کسایی که خرخر می کنن"قفسه ی سینه ش اومد بالا اومد بالا... یهو گفت هوووووووووووووووو بیدار شد باز خوابید
مقادیری دسمال چپوندیم تو دماغش"دمش گرم بیدار نشد خودمون دراوردیم"


نشستیم کف پاش با روان نویس نقاشی کشیدیم ناخناشم با لاک غلط گیر لاک زدیم
یادگاریم نوشتیم
مدارک موجوده هرکی می خواد بگه....


"خدایی اسطوره بود رو نوک انگشتشم چیزی کشیدیمو بیدار نشد!"

بعدشم موبایل گذاشتیم زیر گوشش که بیدار نشد و خودمون از رو رفتیم و نهایتا از آب بهره بردیم!

گفتم خواب
پهلو کسی که خوابیدین رو متکاش ناخن بکشین خیلی صفا داره ;D
 
پاسخ : سرکار گذاری !

متاسفانه خلاقیت چندانی در این زمینه نداشتم... :-<

_ زنگ در خونه مردمو میزدم،بعد خودم میگفم
:"فلانی وایسا الان پدرتو در میارم...زنگ خونه مردمو میزنی در میری؟" :دی

با این کار هم اون که زنگ خونشو زده بودم آزار میدید،هم آبرو اون فلانی میرفت! :>

دیگه!
_ آها پشت در کلاس منتظر میموندم هر کی میومد درو میکوبیدم تو صورتش >)

_ تو دسشویی مدرسه از بالا رو سر یارو آب ریخته میشد :دی

فعلا دیگه چیزی یادم نمیاد ...
 
پاسخ : سرکار گذاری !

خدا از سر تقصيراتمون بگذره ;D
ما ساختمون سامان بوديم، طبقه 22 وم. بعد از اون بالا، يه دوربين دو چشمي داشتيم، نگاه ميكرديم ملتي كه داشتن توي بلواركشاورز راه ميرفتن، هروقت ميرسيدن، يه شيشه آب از بالا ميريختيم پايين ;D اما خب از اونجايي كه فاصله زياد بود و ما هم بچه، هيچوقت آبه نميريخت روشون. يا ميريخت روي بالكن طبقه اول، يا يه ربع بعد از يارو، ميرسيد به زمين :-"
خلاصه من هم خير سرم ابتكار زدم، ديگه ميرفتم طبقه پنجم، با يه سطل آب ;D
فوقع ما وقع....

البته ناگفته نماند كه به جز آب، از گوجه و پرتقال هم استفاده ميكرديم براي اين كار :-"

-----------------
يه بار هم معلم ابتداييمون كه خونشون دوتا كوچه با ما فاصله داشت، نزاشت من نقاشي بكشم اگه اشتباه نكنم، منم خيلي حرصم گرفت. يه پسره بود توي كلاس كه تقريبا 5 سال بزرگتر از ما بود ;D
منم بهش گفتم، اونم گفت چسب مايع بيار از خونتون. رفت همشو خالي كرد روي زنگ خونشون ;D
فرداش زنگشونو عوض كرده بودن :))
 
پاسخ : سرکار گذاری !

عملکرد جدید یک پسر در خر کردن بنده
پسر:دیشب خوابتو دیدم
من:واقعااااااااااااا
پسر:اره عزیز
من:خب حالا چی دیدی؟
پسر:دیدم باهم دیگه رفتیم فست فود
من: ^-^
پسر:عزیزم باور نمی کنی؟
من:ببین بچه من خرم؟
پسر:شاید
من:برو یکی دیگه رو سر کار بزار :))
پسر:چشم عزیزم
بعد از 3دقیقه
من:می بینی توروخدا تو روز روشنم سرکارت می زارن ~X( :-w
 
پاسخ : سرکار گذاری !

از همش بیش تر اینی حال میده که زنگ چند تا خونه رو با دوستات هماهنگ بزنی بعد به یکی نگین که زیدن بعد بیارینش دم در اون خونه ها و خودتون فرار کنین ;D
با یک تیر 2 نشون زدن به این میگن!
 
  • لایک
امتیازات: Zr74
پاسخ : سرکار گذاری !

درمورد خواب

این یکی ی کم خبیثانه تره

میدونستین اگه پاتون بسوزه چن لحظه طول میکشه تا بفهمین؟؟

رو قالی دس بکشین پرز جمع شه بعد پرزارو ورز بدین=>ی فیتیله ی خوب دارم! >)
بذارین لای انگشت یکیو ... آتیشو .... فرار از صحنه!مطمئن باشین وقت کافی برا فرار دارین!بیدار میشه و میبینه پاش میسوزه ولی خبری از چیزی نیست! >)
 
Back
بالا