یه بار اردو رفته بودیم تهران تو جاده هر ماشینی که از کنار اتوبوسمون رد میشد من و چندتا از دوستام چاقو میوه خوری میذاشتیم زیر گلوی دوستم اونم از پشت پنجره جیغ میزد و به شیشه چنگ میزد و از راننده کمک میخاست!! # # # :-s :-s :-s :-ss :-ss
یه سری که خیلی بیخیال لبخند زدند و برامون دست تکون دادن!!
ولی چند تاشون جدی باور کردن!!!نزدیک بود کار به پلیس بکشه!!!
من با همسایه بالایمون وقتی کوچکتر بودیم
همسایه بغلی رو که از ما چند سال کوچکتر بود می انداختیم زمین بعد بهش میگفتیم جادوگر ها تورو انداختند اون هم باور میکرد
اگر هم دستش درد میگرفت چند تا برگ روش می زاشتیم میگفتیم خوب میشه
راهنمایی بودیم تو سرویس سرامون بیرون بود ملتو سرکار میذاشتیم
یه بار وسط چهارراه یه موتوریه کچل با دمپایی داشت میرفت ما صداش کردیم:کــــــچچچــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــههههه روووووو!!!!
یارو اومد برگرده دمپاییاش افتاد وسط چارراه
چند روز بعد از امتحانات دوستم اومده بود خونمون . تا حدود صبح بیدار بودیم . ساعت 3 که شد زنگ زدیم به اطلاعات آب و فاضلاب ( آبمیوه گیری ) تا بنده خدارو سر کار بذاریم . (البته با لهجه نیشابوری تا طرف باورش بشه )
من- آقا خسته نباشی
- سلامت باشی
-خونمون بوی گند گرفته جان من پاشو بیا درستش کن
- نصف شب ؟
- جان من خیلی بو بدی می کنه!
- حالا یک امشبو تحمل کن دیگه
- نمی تونم
- مگه شما پای دسشوییتون می خوابین ؟ برو دیگه منو اذیت نکن خودم فردا ساعت 5 صبح میام خونتون
بعدش ما اینجوری بودیم اونم که صدامونو میشنید اینجوری X-( X-( X-( X-( X-( X-( X-(
یکی از دوستام خیلی وسواسه (تو لیوانی که مامانش توش آب خورده بوده،آب نمی خوره:تا این حد) یه روز داشت آدامس می جوید چون می خاست میوه بخوره آدامسشو گذاشت گوشه ی بشقاب منم عمدا با آدامس جویده شده ی خودم عوضش کردم همین که آدامسشو برداشت گذاشت تو دهنش بهش گفتم وای چشتون روز بد نبینه میخاست منو بکشه تا یه ساعت جلو روشویی بود به دهنش آب میزد
من مردم آزاری هایی کردم که حتی شما فکرشم نمیکنین! از کجاش بگم؟ از اونجایی که منو دوستم دختر همسایه رو بردیم بالا پشت بوم و پرتش کردیم پایین و پاش شکست و کلی دعوا شد بین داداشام و اون همسایهه؟ خرج پاشو دادیم بالاخره!
از اون جا بگم که پستونک و دمپایی همون دختر رو میداختم تو چاه وسط کوچمون؟
از اون جا بگم که لامپ های پارک کوچمون رو شکستم و هنوزم که هنوزه بچه های محلمون نمیدونن کاره کی بوده؟
از اونجا بگم که دوستم گفت برام فیلم بریز با خانواده ببینم ...منم فیلم مبتذل ریختم و داداشش گرفته بود به باد کتک و هنوزم باهام قهره؟
کلا من دیوونه ی این کارم که تا دم در دستشویی مخصوصا اگه تو حیاط یا باغ باشه پشت طرف برم و تا اومد بیرون و چراغو خاموش کرد بپرم پشتش!(البته عواقبی هم این کارم داشته تا الان!)
کار دیگه ای هم که خیلی لذت بخشه اینه که چراغ کسی که تو حمومه رو از پشت در خاموش کنی!
یه بارم نصف شب از تو اتاقم زنگ زدم به تلفن خونه و خودمو زدم به خواب!بابام کلی غرغر کرد و پا شد تا جواب بده که من یک دفعه قطع کردم!
دوباره زنگ زدم این دفعه هم مامانم هم بابام هم خواهرم بیدار شدن همه دنبال تلفن منم که مثلا خواب! که بازم قطع کردم،دفعه سوم اومدم زنگ بزنم بابام شمارمو دید و دیگه...