• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز زنگ آمار تقریبا هیچ کس کتاب نداشت بعد معلممون گفت یکی بخونه

بعد گفت اونایی هم که کتاب ندارن خط ببرن =)) =))

ما داشتیم از خنده میمردیم
 
پاسخ : سوتی‌ها

جاتون خالی ...سر کلاس ادبیات شنبه بازم با سوتی های همیشگی من و سمی (سمیه) کلاس رفت رو هوا
دبیر ادبیاتمون که صدای وحشتناک رو اعصابی داره یه شعر ی رو خوند تا بگه شعر نو از لحاظ معنایی بهتره و شعر کهن از لحاظ زیبایی ظاهری.
شعر نویی که خوند خیلی چرت بود.
منم در اوج اینکه فکر نمی کردم کسی صدامو بشنوه اومدم به دوستم گفتم این شعر بود یا ...شعر؟اونم بلافاصله گفت فکر کردی خودت بلدی ...شعر بگی؟
یهو کلاس منفجر شد. :)) :))دبیرمونم سرشو انداخت پایین و خندید.
"ببخشید اگه نکته اخلاقی داشت"
 
پاسخ : سوتی‌ها

قبل از عید روز آخر موقع خدافظی یکی از بچه های کلاسمون به دوستم گفت عید خوش بگذره اینم که حواسش نبود گفت: باشه حتما!!!!! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر کلاس زبان دوستم یه چیزی به معلممون گفت(بالای سرمون وایساده بود)
بعد من یهو برگشتم گفتم:«زر می زنه :o،باور کنید!!!!»
بعد: :-" :«یعنی مزخرف میگه... :-s :-ss ;D ...یعنی... :-[ (در حال تفکر که معادل مودبانه ی "زر زدن"چیه) :-/ آها!! :) اشتباه می کنه!!! =D> =D> =D>»
معلممون هم داشت منو با نگاهش قورت می داد!! :-w
بعد که پشتشو کرد همه ترکیدیم! :)) :)) =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سره کلاس شیمی بودیم معلم گفت ی مادی رنگ بر نام ببر گفتم آب هیدروژنه
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبير درس شيرين آمادگي دفاعي سر كلاس ميخواست بكه زلزله زدگان بم گفت:بم زدگان!
مثل هميشه كلاس تا حد انفجار رفت،بعد سكوت عجيبي همه ي كلاسو پر كرد و يه هو خود معلم زد زير خنده!
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم شیمی ما یه تکه کلام داره به اسم

نه عزیزم ...

امروز بغل دستیم داشت اداشو درمیاورد 8-}

یهور هردوتامون برگشتیم سر میزمونه داره نگامون میکنه! :o
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبیر ریاضی در و باز کرد ,اومد تو کلاس. یکی از بچه ها پا شد براش دست زد!
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند روزیه سر کلاس المپیاد داریم با مدیر چک و چونه میز زنیم . امروز دوستم بعد چند روز تازه اومده بود مدرسه پرسید چه خیر ؟ گفتم کلید کلاسای طبقه سومو نمی دن . گفت چرا ؟ گفتم چمیدونم بابا این مدیره دورباره چل شده مالیخولیا گرفته !!!!بلند هم گفتم یهو دیدم مدیر به فاصله 5-6 قدمی مونه و اومد طرفون و گفت نکیسا برای کلاس شیمی چه تصمیمی گرفتید؟ اصلا باورم نمی شد مدیری که از اول سال تا حالا پاشو طبقه 2 نذاشته امروز جلوم سبز شد . منم از کنار دوتاشون پررو پررو گذشتم و جیم شدم !
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلمی که برای اردوی دفاعیمون بود گفت میخوام براتون وصیت نامه شهید بخونم یکی از بچه ها گفت:اِ ایرانی بوده؟!
معلممون گفت اگه ستون درجه رو روی 3 بذاریم بُرد سلاح 3 متر میشه اگه روی 10 بذاریم 1000 متر!بعد میخواست تصحیح کنه گفت نه ببخشید 10 رو در 10 ضرب میکنیم که بشه 1000!
بعد از تموم شدن درس هم پرسید:کسی هست اسمشو ندونه؟!!!×بعدها کشف کردیم که منظورشون این بوده که کسی هست اسم قسمتی از سلاحو یاد نگرفته باشه!×
یکی از بچه ها داشت اسم قسمتای سلاحو میگفت به جای مگسک گفت مگس کش!همون اولِ کلاسم من داشتم تاریخچه کلاشینکُف رو توضیح میدادم به جای شعله پوش گفتم تن پوش سلاح!
آخرِ کلاسم داشتم اسلحه میبستم روپوش محافظ رو میخواستم بذارم سر جاش بدون اینکه سر روپوش محافظ رو ثابت نگه دارم محکم مشت میزدم به اسلحه که بره سرِ جاش!پرت میشد یکم منم دوباره همونکارو میکردم!آخرش معلمه بهم گفت:تو یا نمیفهمی یا واقعا دلت نمیخواد درست انجام بدی!!
 
Back
بالا