بازی ریاضی دانشگاه فردوسی آقایی به ما گفت از پشت برین تو سایت...ما رو بگین اینجوری
کلی گشتیم و به نتیجه نرسیدیم..به آقای جوونی گفتم: ببخشید ما چجوری می تونیم از پشت بریم تو سایت؟؟؟؟؟؟
آقاهه زد زیر خنده.....گفت کی به شما همچین حرفی زده؟من:یعنی نمیشه از پشت بریم توش؟
آقاهه:
ما:
امروز سر کلاس دینی، معلمه داشت درمورد خداشناسی حرف میزد میگفت مثلا اگه الان شما منو بیشتربشناسین ممکنه بگین اه این دیگه چه ادمیه.
بعد من به هوای اینکه صدام یواشه گفتم همینقدرم که میشناسیمت زیاد ازت خوشمون نمیاد.بعد دیدم کلاس رفت هوا...
هیچی دیگه فکرکنم دین و زندگی بندازتم!!!!
سر کلاس بودیم
دارم با دوستم میحرفم بهش گفتم:توی خیابون با یک بنده خدایی دیدمت(الکی گفتما)
گف:جدی دیدی؟؟؟کسی باهات بود؟
من:نه تنها بودم
دوستم:خدا را شکر کار خاصی انجام نمیدادیم رفته بودیم پاساژ(فک کرد من با دوس پسرش دیدمش )
من:دروغ گفتم خودتو لو دادی!!!
اون:
من:
سر کلاس المپیاد بودیم
یه بچه ها هیچی نمی فهمید
من اروم بهش گفتم چقدر خری
که یه وقت معلممون نشنوه
دیدم همینجوری بالا سرم وایساده
میگه خیلی اروم گفتی هیشکی نفهمید
من
داشتم با مدیر مدرسمون راجعبه پروژم میحرفیدم آخرش بش گفتم : ایشالا من فردا تشریف میارم پیشتون
کلی بهم خندید!!!! کلی هم ضایع شدم!!!
البته این قضیه مال 2 سال پیشه