• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بررسی موسيقي كلاسيك

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع armita
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
خب بچه ها پیشنهاد میکنم یه چند دقیقه وی پی ان هاتونو وصل کنید و یه اجرای خوب از این قطعه رو تو یوتیوب ببینید شاید درصدی از لذت واقعی قطعه رو درک کنید.
مثلا این اجرا رو پیشنهاد میکنم ببینید
من هر بار از نزدیک تو موسسه اجرای پیانوی این قطعه رو که میبینم به وجد میاد حقیقتا...

اینم یه ورژن کوتاه از ویولنش

+آه کاش من حوصله کنم و بیام راجع به چندتا قطعه از ویوالدی عزیزم بنویسم...
 
چارداش شاید تنها اثر معروف مونتی باشه. در ایران و آذربایجان هم خیلی طرفدار داره و کیوان ساکت به طرز فجیعی این اثر زیبارو اجرا کرده :-"

اجرای عالی و بیظیر:

گیتار پاکو:
و:
 
روزی چندبار لیبرتانگو گوش کنید واجب قربة الی الله


لیبرتانگو واقعاااا از اون قطعه های دیوونه کننده است *____*
پیاتزولا با ترکیب جاز و کلاسیک تأثیر عجیبی رو موسیقی تانگو داشته...خلاقیتش معرکه اس.
مرسی که این قطعه رو گذاشتی علیرضا.
 
سونات شماره 17 بتهوون در ر مینور اپوس شماره 31 شماره 2 ( Piano Sonata No. 17 in D minor, Opus 31 No. 2 ) در سال 1802 توسط لودویگ وان بتهوون ساخته شد . معمولا از این سونات تحت عنوان "سونات تمپست " به معنای طوفان یاد میشود . البته این نام رو خود بتهوون به سوناتش نداده بلکه یکی از دوستاش به اسم آنتوان شیندلر پس از مرگ او مدعی شد که این سونات از یکی از نمایشنامه های شکسپیر به نام طوفان اقتباس شده و از آن پس این سونات طوفان نام گرفت .
این سونات در سه موومان نوشته شده و اجراش حداقل 25 دقیقه زمان می بره . هر سه موومان در یک گام مشخص نوشته شده است...
موومان سومش بیشتر شنیده شده...اجرای والنتینا لیسیتسیا از موومان سوم این سونات:
 
آخرین ویرایش:
مارش ایرانی (Persischer Marsch)، اُپوس شماره 289 . نام مارشی است که یوهان اشتراوس (پسر) ارتشی در 1869 تنظیم کرد.او این اثر را در ابتدا مارش قشون ایرانی (Persischer Armee-Marsch) نامگذاری کرده بود.
مارش ایرانی اثر محبوب سازنده‌اش در تمام زندگی‌ اش بود.
بعدها وقتی ناصرالدین شاه برای بازدید از نمایشگاه جهان در سال ۱۸۷۳ به وین آمده بود یک گروه موسیقی نظامی که نتوانسته بودند سرود ملی ایران را پیدا کنند، به جای آن این مارش را برای ورود شاه اجرا کردند.
این مارش، شعری به زبان فرانسوی دارد که سروده ی میرزا رضاخان دانش(پرنس ارفع) است و در آلبوم‌های نت به‌دست‌آمده از کاخ گلستان که متعلق به دوران قاجار هستند، عنوان این مارش «سرود ملی ایران» است.

 
لا کامپانلا (به معنی زنگ کوچک) اثر نیکولا پاگانینی.
خیلی توضیحی واسه این قطعه ندارم...من عاشق کارای پاگانینی ام؛ تأثیر عجیب این فرد در تاریخ موسیقی کلاسیک و جایگاه ساز ویولن غیرقابل انکاره...قطعاتش محشرن و معمولا جز سخت ترین قطعات واسه نوازندگی هستن و معروف ترین نوازنده های جهان وقتی میخوان خودشون رو به چالش بکشن پاگانینی همیشه جز انتخاب هاشونه...
همین قطعه از سخت ترین قطعاته هم برای ویولن و هم پیانو.
 
قطعه ی آوازیِ O Fortuna رو همه ی ما قبلا شنیدیم، بدون اینکه اسمش رو بدونیم!
جزو معروف ترین و قوی ترین قطعه های موسیقی کلاسیک تاریخ ـه و موسیقیِ باشکوه و پرابهتش تقریبا برای همه شناخته شده ـست.
شعرِ O Fortuna یکی از معروف ترین و قدیمی ترین شعر های لاتین ـه که تو قرن 13 میلادی سروده شده. از این شعرِ زیبا قطعه های زیادی اجرا شده که تک تکشون واقعا قابل تحسینه!

Fortuna، الهه ی شانس و سرنوشت در اساطیرِ روم باستان ـه. و این شعر، شکایت و اعتراض خطاب به این الهه ـست!
+یکی از اجراهای زنده ی قوی
______________________________
O Fortuna
velut luna
statu variabilis,
semper crescis
aut decrescis;
vita detestabilis
nunc obdurat
et tunc curat
ludo mentis aciem,
egestatem,
potestatem
dissolvit ut glaciem.

Sors immanis
et inanis,
rota tu volubilis,
status malus,
vana salus
semper dissolubilis,
obumbrata
et velata
michi quoque niteris;
nunc per ludum
dorsum nudum
fero tui sceleris.

Sors salutis
et virtutis
michi nunc contraria,
est affectus
et defectus
semper in angaria.
Hac in hora
sine mora
corde pulsum tangite;
quod per sortem
sternit fortem,
mecum omnes plangite!
O Fortune,
like the moon
you are changeable,
ever waxing
ever waning;
hateful life
first oppresses
and then soothes
playing with mental clarity;
poverty
and power
it melts them like ice.

Fate – monstrous
and empty,
you whirling wheel,
you are malevolent,
well-being is vain
and always fades to nothing,
shadowed
and veiled
you plague me too;
now through the game
I bring my bare back
to your villainy.

Fate is against me
in health
and virtue,
driven on
and weighted down,
always enslaved.
So at this hour
without delay
pluck the vibrating strings;
since Fate
strikes down the strong,
everyone weep with me!
ای بخت
همانند ماه
دگرگون می‌شوی،
همواره در حال کامل شدنی
یا هلال باریک شدن؛
زندگی نفرت‌انگیز
نخست ستم می‌کند
سپس تسکین می‌دهد
برای اینکه با ذهن بازی کند،
تنگدستی،
و قدرت
مانند یخ آب می‌شود.




سرنوشت دیوسرشت
و توخالی،
تو ای چرخ گردون،
بدنهاد هستی،
آسایش بی‌معنیست
و همیشه محو می‌شود،
در سایه
و حجاب
به من سرایت می‌کنی؛
اکنون از روی سرخوشی
پشت برهنهٔ خود را
به پیشگاه پلید تو خم می‌کنم.




در تندرستی
و معنویت
اکنون علیه من هستی،
همیشه اول می‌دهی
سپس بازپس می‌گیری
مانند یک برده.
در این ساعت
بی‌درنگ
ساز زهی خود را برمی‌دارم؛
زیرا که سرنوشت
نیرومند را به زمین می‌زند،
همه با من اشک بریزید!
 
آخرین ویرایش:
چارداش مونتی
به شدت دوستش دارم.
«چارداش» (مجاری: Csárdás) یک قطعه ی موسیقی از آهنگساز ایتالیایی، ویتوریو مونتی هست. این کار یه کنسرت راپسودیه. مونتی در ۱۹۰۴ میلادی این قطعه رو برپایه ی یک چارداش از موسیقی مردمی مجاری تصنیف کرده‌.
اثری تکموومانی و اپیزودیک است با اپیزودهایی که به‌لحاظ حالت، تونالیته و رنگ موسیقایی بسیار متنوع‌اند اما کلیتی یکپارچه را تشکیل می‌دهند.
اجرای گرت جان
 
Back
بالا