• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

پنجره که شتر داره همینه
با دماغ وصل شده به دستگیره
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

امروز،
عقربه های ساعت چه قدر مثل چاقو می مانند،
مثل زنگ آن کلیسا زیر درخت نارون،
که اصرار داشت گذر زمان را به همه یاد آوری کند ،
مثل آن فیل هایی که خواهرم _ دیروز_ توی دفترش کشیده بود،
فیل هایی که با گذار زمان توی دفتر نقاشی کوچک خواهرم
"کوچک" می شدند ...
.
امروز چرا همه چیز
این زمان لعنتی را ، مثل چاقو ی لبه بلند می کوبد توی سرم ؟
..
کاری- دلار- نا- بستنی
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

یه نامرد داره از مردم دلار میگیره B-)
یه بچه از بی کسی داره میمیره :((

بستنی تو دست من آب شده X-(
کاری کردن که دل کسی آروم نگیره :(( :(( :(( :((



زندان-تن-قفس-پرنده
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

تو این زندان تن دیگه دارم میمیرم
برو قفس رو بیار می خوام پرنده بگیرم ;D


انگشت دونه کیبورد سوسن ;D
 
  • لایک
امتیازات: HHH
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

سوسن با انگشت دونه نقش کیبورد می دوزه / همیشه درس می خونه تا که نشه رفوزه

پسته - دیوانه - کلاه - گوشواره
 
  • لایک
امتیازات: HHH
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

دیوونه های کوچمون کلاه گذاشتن سرمون
ما رو کله پوک فرض کردن کلک زدن به هممون
گوشواره خان جونمو قایم کردن توی کوچه
پسته میخورن میخندن،میگن پیداش کن فنچ ِ جوجه


چه شر و وری گفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم
دمم سوزناک :))
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

کلاه من یه دونه س ،
گوشواره ام تو خونه س !
پسته می خوام دیوونه !
پاشو بریم تو لونه !
----
من بیشتر شر گفتم یا بالاییم خداییش ؟؟ :دی

کبود - شلنگ - نخ - مامان بزرگ
 
  • لایک
امتیازات: HHH
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

می رم سمته خونه ی مادر بزرگ
میاد می کنه منو کبود با شلنگ
می خوام بدوزم با نخ یه شال قشنگ
افرین!افرین به این همه قافیه و محتوای سرشاری که شعرم داره!
سرما - بی روح - متافیزیک - بزی
 
  • لایک
امتیازات: HHH
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

به نقل از نسیم :
کلاه من یه دونه س ،
گوشواره ام تو خونه س !
پسته می خوام دیوونه !
پاشو بریم تو لونه !
----
من بیشتر شر گفتم یا بالاییم خداییش ؟؟ :دی

کبود - شلنگ - نخ - مامان بزرگ
خداییش خودت ;D
به نقل از کلــــــــــــــوز...! :
سرما - بی روح - متافیزیک - بزی

تن بی روحم به دنبال دری میگردد
تک و تنها از پس در به دری میگردد
کاش میشد باز آیم سوی متافیزیک
ساعت از اشکم بیشتر میزند تیک و تیک
دلم تنگ لحظه های متافیزیکیست
آنکه از سرمای روح من خبر دارد کیست؟
مانده ام در عجبی از سحر آن همچون بزی
بهتر آنکست که جای اندوه بخورم چیتوزی
نظرت در مورد شعرم چطور است کلوزی؟


شاید باورتون نشه ولی حرف دلم بود این شعره :( (من متافیزیک میخوااااااااااااااااااااااام :(( )

ویرایش: ا! کلمه یادم رفت بگم

سوز ،دفتر،جامدادی،خودکار (رحم کردم به نفر بعدی کلمه های مربوط گفتم)
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

از سوز دلم جامدادی را باز میکنم
خودکاری بر میدارم-نوشتن را آغاز میکنم
در دفتر مینویسم تا میتوانم بنویسم
عقده هایه دلم را خالی میکنم :(( :(( :(( :(( :(( :((
------------------------------------------------------------
زندگی-خستگی-بندگی- ;D
 
  • لایک
امتیازات: HHH
Back
بالا