• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

آقا قبول نیست من اینهمه نشستم شعر سورودم :دی حالا وقتی دارم ارسال میکنم نوشته وقتی در حال خواندن بودی یه پاسخ ارسال شده.ایش!

خب منم مینویسم :دی

آیفون خانه ی ما...آه صدایت غم داشت
آخرین بار صدایت پژمرد
مادرم گفت، که او اینجا نیست
پدرم گفت برو و برنگرد،
دیگر این خانه ی محزون، بی دختر باقیست
آیفون خانه ی ما...آه صدایت گم شد
و من از دست برادر...دستانش نفسم را برید
آیفون خانه ی ما...
و تو رفتی و برادر آزاد کرد مرا
پدر رها کرد مرا
مادرم اشک میریخت، نه به حال من و تو
بلکه یادش آمد
او خواهر نداشت
او مادر نداشت
خانه ی کوچک او، گرچه بی آیفون بود
معشوقش را ربودند، پدر و برادرش...
این وسط، آیفون تنها به من و مادرم و دختر ِ آینده ی من مینگرد...

موضوع بعدیم انار بود... خب بالایی زودتر موضوع داد دیگه :دی تیمارستان!
حالا بین انار و تیمارستان هرکودوم خودتون خواستین بنویسین :-"
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

وقتی رفتی از پیشم گفتی
نگرانم نباش
غصه نخور
بین این دونه های انارو
درسته دورن از هم
ولی
همشون
قلباشون به هم پیوند خورده ...

بعدی آبان
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

سرزمین آبان ، پهناور
سرزمین آبان، پر معنا
چه پر ماجرا عقرب هایت
چه محبوب...فرزندانت
کودکان تو پاکَند ،
همان فرشتگانی که گرداننده ی آبـَند
آبان ، تو همیشه لبریز بودی...

بچه ها، این شعرو میشه تقدیم کنم به چند نفر؟ :)
5 محسن، 6 مینا ، 10 شیدا، 13 آیدا، 23 نکیسا، 25 بهنام



موضوع بعد : گرما
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

در روایت هست از مش ممدلی------ ان حاجی خوب و چاق و تپلی
در سرزمین های چین باستان------ از قضا میگفتند این داستان
که ببوده یک خری در نحرشان------ حاکم ملک و ملوک و شهرشان!
تز بداده این خر ما بس زیاد --------- تا که این خر بودنش کم بش بیاد!
از قضا یک روز گرمایی شدید----------ان چنان کس در جهان ان را ندید
شد خبر در 20 و30 و این خره--------گفت که این گرما تو شهرم نو بره
گر بیاد این جا کند شهرم خراب-------ارزوهایم شود مثله سراب!
بایدی چاره کنم این مشکلو----------تا که ملت کم بگن این اوسکولو!
چاره ی این حادثه پنکه بود---------البته این جا که در تنگه بود
لیک بهتر باشدی که من کمی-----پول را در راه مردم میدمی(فعلو! :)))
جان من کلی بگم باز این خره-----که درون هر چی خر هست نوبره
اشتباه کرد و نفهمید که به کل---------باد اید جانب دشت موغول!
نه به راه چین و چون این چرا!--------هوی بابا جمعش بوکون تو این شرا!
بعدی»سمپاد!
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

ای که اندازه موهای سرم شعبه بداری تو.........ای که صد نکته نهفته همه در آرم تو

+ تنها جهت به کارگیری مجدد تایپیک! ;D

موضوع بعدی: تنهایی :(
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

من چه قدر خوشحالم
فردا امتحانی دارم
که در آن جذر و هندسه خوشحالند
عددها به رقم های دور و دراز پیوستند
من چه قدر خوشحالم
که تو کنار منی ای سمپادیا
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

وای از این الناز
که می خواند آواز...
یکی نیست گوید به او:
که موضوع شعر بعدی کو؟؟ :-w

بعدی:اردو
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

وای ای فرزانگان
نخواهی بری تو ما را به دشت و بستان؟
پوسیدیم اندر این چهار دیواری
بس که درس خواندیم و شب ها را سپری کردیم در بیداری؟
ببر ما را به یک اردو
تا شویم ما نیز کمی خوش رو
بعدی:آهن ربا
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

يه آهن ربا دارم نعليه
رنگشم سرخ و آبيه
ميزنم زمين ميشكنه ;D
معلم فيزيكم عصبانيه :-w

بعدي:گواهينامه ;D
 
پاسخ : شعر 3 دقیقه ای خلاقانه !

به نقل از Elnaz.gh :
يه آهن ربا دارم نعليه
رنگشم سرخ و آبيه
ميزنم زمين ميشكنه ;D
معلم فيزيكم عصبانيه :-w

بعدي:گواهينامه ;D
گواهینامه ندارم

یه ادم بیکار و علافم

نه ماشینی نه تصدیقی نه چیزی

چه دختری جاش تو چیه تو دیزی

میگن که عقلامون اندازه نیس

وگرنه میدن مارو دست پلیس

من خیلی استعداد شعر دارم

تابلو هستش با این شعر ضایم

بعدی=دستگاه گوارش
 
Back
بالا