• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ديالوگ‌های ماندگار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

ترانه علیدوستی(در نقش شهرزاد) : میون این همه نشونه های خوب من کجا وایسادم؟

مصطفی زمانی (در نقش فرهاد) : راستشو بگم؟...تو بهترین نشونه ی این روزای منی...یک دست جام باده و یک دست زلف یار/ رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست

سریال شهرزاد​
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار


Whiplash_2014_BluRay_1080p_Ganool_02_15_28_.JPG


."There are no two words in the English language more harmful than "good job
[Whiplash-2014]​
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

The_Imitation_Game_2014_DVDScr_Ganool_04_05_08_.JPG

.Sometimes it is the people who no one imagines anything of who do the things no one can imagine
[The imitation game - 2014]​
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

آذر (خزر معصومی): زنا زود پیر می‌شن، می‌دونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب می‌شه.
از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون
پرستاری یه مادرو می‌خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر
پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه‌های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.

باغ‌های کندلوس – ایرج کریمی
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

Some Advice About Keeping Secrets: It's a Lot Easier IF You Don't
.Know Them IN The First Place

------------------
The Imitation Game- 2014​


یک نصیحت درمورد رازداری: خیلی راحتتره اگه اون رازو از اول ندونید
(ترجمه ی همینطوری)​

--------------------
بازی تقلید- 2014



×مرسی از دوستی که معرفیش کرد؛ و مستند بودن خوابای سریالیمو ثابت کرد :-"
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

تواین دنیا ازیک نفر که معذرت میخوای بقیه وایمیسن توصف
سگ کشی
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

هاشم:همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه...برای همیشه حتی اگه همدیگرو ترک کنن...اما..این فقط ی طرف سکه است پسرم!

فرهاد:و اون طرف سکه؟!؟

هاشم:اینکه اگه دنیات اندازه ی نفر واست کوچیک بشه یا اون یه نفر اندازه خدا واست بزرگ بشه..اگه ی روزی ترکت کنه وبره ..اونوقت..دین و دنیات باهم میبازی!

سریال شهرزاد
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

سارا: ببخشیدا، ماشین‌تون رو هم خونی کردیم، دودی کردیم...
حامد: شما دودی کن؛ خونی کن؛ نزن ما رو.
سارا: [مکث] چرا یه کاری تو رشته‌ی خودت نمی‌کنی؟ تاکسی آخه؟...
حامد: خیـلی پیشنهاد خوبی بودا! من تعجب می‌کنم چرا یه همچین چیزی به فکر خودم نرسیده هیچ‌وقت! [مکث] قشنگ یه جوری حرف می‌زنین انگار تو این مملکت زندگی نمی‌کنینا! خانوم کو کار؟!
سارا: نه می‌گم ینی سه سال درس خوندی، خب یه کاری با اون سه سال بکن...
حامد: [وسط حرف سارا می‌پرد] نه خب؛ چرا فکر می‌کنین که مثن من با خودم یه قراری گذاشتم، درس و دانشگاه و همه‌چی رو ول کنم، بلند شم برم رو تاکسیِ مردم کار کنم، مثن برم به بچه‌های مردم درس بدم و سرویسِ بچه‌ها شم، بیام تاکسیِ گاهی‌دراختیارِ شما و موسسه بشم، که خرجِ خونواده‌م رو بدم؟!
سارا: نه، ولی از این تریپِ مسافرکش تحصیل‌کرده‌ی اخراجی بدتم نمی‌یاد.

[ قصه‌ها؛ رخشان بنی‌اعتماد؛ 1387 ]
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

آخه بنده ی خدا....تو که واسه مردم زندگی نمیکنی!
فقط واسه خودت....بذار بقیه هرچی میخوان بگن،بگن
چون تنها کسی که قاضی ما میشه خداست...همینو بس :)


محسن تنابنده_شاهگوش
 
Back
بالا