• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ديالوگ‌های ماندگار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

"وقتي جوون بودم، دوست داشتم هر کسِ ديگه اي باشم به جز خودم. دکتر برنارد هازلهاف گفت اگه توي يه جزيره وسط دريا بودم مجبور مي شدم به همنشيني با خودم عادت کنم. فقط من و نارگیل ها. اون گفت که بايد با خودم کنار بيام، با تمام عيب و نقص ها. ما خودمون نيستيم که عيب و نقص رو انتخاب مي کنيم اونا بخشي از وجود ما هستن و بايد باهاشون کنار بيايم. اگرچه دوستامون رو مي تونيم انتخاب کنيم و من خوشحالم که تورو انتخاب کردم. دکتر برنارد هازلهاف يه چيزِ ديگه هم ميگه اينکه زندگي هر کس مثل يه راهِ بي انتهاست. بعضي هاشون صاف و آسفالت شده هستن و بعضي ديگه مثل مالِ من پر از شکاف و پوست موز و ته سيگارن. راهِ تو هم احتمالا مثلِ راه منه البته با شکاف هاي کمتر. اميدوارم يه روزي راهِ ما به هم برسه و بتونیم باهم شیر غلیظ شیرین بخوریم."
30508681308503674673.jpg
MARY & MAX​
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

میدونی چرا آدما تو صحرا گم میشن ؟
.
.
برای اینکه سرنوشتشونو دست سراب میسپارن

"یکی از ما دو نفر"

31552319846682742677.jpg
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

یه لیوان از تو اون کابینته بردار.
+خب.
_پرتش کن زمین.
+خب.
_شکست؟
+آره.
_حالا ازش عذر خواهی کن.
+ببخشید لیوان منظوری نداشتم.
_دوباره درست شد؟
+نه...
_متوجه میشی؟


دربـاره الـــی
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

Inception :
آدریان:چرا اینقدر برات مهمه که خواب ببینی؟
کاب:بخاطر اینکه فقط توی رؤیاهام هممون با همیم!

جدایی نادر از سیمین :
نادر: ببین می‏دونی مشکلی تو چیه؟ تو هر موقع هر مشکلی پیدا کردی توی زندگیت، جای اینکه وایستی مشکلتو حل کنی، یا فرار کردی ازش یا دستاتو آوردی بالا و تسلیم شدی!
سیمین: درسته، درسته، آره!
نادر: صبر کن، ببین... تو یه کلمه به من بگو واسه چی می‏خوای از این مملکت بری؟ ها؟ چون می‏ترسی وایستی!

City of God:
ساندرو: عقلتو از دست دادی؟ تو فقط یه بچه‏ای!
پسربچه: یه بچه؟ من سیگار می‏کشم، مست می‏کنم و عربده می‏کشم. آدم هم کشتم، دزدی هم کردم. من یه مردم!!

Sin City :
لوسیل:
زندون برات جهنم بود مارو؛ این‏بار حبس ابد می‏گیری!
مارو:
جهنم اینه که هر روز از خواب بیدار بشی و حتی ندونی چرا زنده‏ای!!


ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺑﺪﻩ, ﺑﻌﺪﻫﺎ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﺨﺼﺺ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺳﺖ،
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺩﺯﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺸﻪ.
دیالوگ ماندگار آل پاچینو
فیلمش یادم نمیاد

به نظرمن یکی از بهترین دیالوگ ها اینه :
النا : چرا اجازه نمیدی همه روی خوب تو رو هم ببینند ؟
دیمن : چون از اون به بعد مردم از من انتظار خوبی دارن و من نمیتونم زندگیم رو بر پایه ی انتظار اون ها بگذرونم

یوی(ناتالی پورتمن):تو کی هستی؟
وی(هوگو ویوینگ) : مردی که نقاب بر چهره داره
ناتالی : این رو میبینم
وی : میدونم که میبینی
من نمی خواستم قدرت بیناییت رو زیر سوال ببرم
فقط می خواستم بگم از شخصی که ماسک بر چهره داره تا کسی اونو نشناسه چرا میپرسی تو کی هستی!
V for Vendetta-2005
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

زنی که موهاش رو کوتاه میکنه تصمیم گرفته تو زندگیش تغییر بوجود بیاره!
Coco Before Chanel_2009
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار


ویل: انسان ها از چیزی که فهمی ازش ندارن، میترسن ...


(transcendence)

transcendence.jpg
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

لگولاس:این جنگ ما نیست.

تائوریل:این جنگ ماست.قضیه اینجا تموم نمیشه.باهر پیروزی،این پلیدی رشد میکنه.اگه پدرت به راه خودش ادامه بده،ما هیچ کاری نمیکنیم.پشت دیوارهای خودمون مخفی میشیم .

زندگی خودمون رو به دور از روشنایی ادامه میدیم و اجازه میدیم تاریکی بر ما مسلط بشه.مگه ما جزئی از این دنیا نیستیم؟

بهم بگو دوست من،کی اجازه دادیم پلیدی از ما قوی تر بشه؟

هابیت( ویرانی اسماگ )
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

د احمق
اینجا ایرانه
هرچی بیشتر تلاش کنی بیشتر می زنن توی سرت

نفوذی
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

".Gus:"You are so busy being YOU that you have no idea how utterly unprecedented you are

the_fault_in_our_stars_fan_art.jpg
The fault in our stars​
 
پاسخ : ديالوگ های ماندگار

دین وینچستر : هر تصمیمی میگیری ، بگیر .
ولی یا با تمام وجود پاش بمون ، یا کاملا بیخیال شو!
دودل بودن ، آدمو نابود میکنه.

Supernatural
 
Back
بالا