sim sim
کاربر نیمهحرفهای

- ارسالها
- 206
- امتیاز
- 22
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- مشهد
- دانشگاه
- انشالله شریف
پاسخ : اشعار طنز
فيلم هندي
دوش آن دوست من "رضا سی دی"
آمد ، آورد یکی " دی وی دی"
فیلم هندی پر از آن کرده به زور
تا سحر گرم تماشا و سرور
صبح آنروز که میرفتم من
پی متراژ خیابان وطن
در یکی کوچه بدیدم مردی
کیف از دخترکی زد ، جلدی
یاد آن فیلم بیفتادم من
که چه میکرد "باچان" با دشمن
خر و جوگیر و ز "فردین بازی"
سر راهش شده بودم قاضی
سر آن کیف گلاویزشدم
صحنه اکشن یک فیلم شدم
آخر از او دوتا چاقو خوردم
گرچه از دست و ز بازو خوردم
دزد بی معرفت آخر بگریخت
رشته الفت ما را بگسیخت
دخترک چون که بیامد طرفم
به خیالم که طرف شد تو کفم
چون دوان آمد و بر من برسید
سر فحش از لب و لوچش بکشید
به من او گفت نداری عرضه
مثل یک دختر بی جربزه
تن زخمی و دلی بشکسته
شدم از زندگی کردن خسته
در دوسالی که جومنگ میدیدم
دیگه جوگیر نشدم ، ترسیدم
با جومنگ بازی و فردین بودن
کس نگوید که تویی در دل من
من هم آموختم از این نامردم
فکر خود باش نه کیف مردم
نمیدونم شاعرش کیه
فيلم هندي
دوش آن دوست من "رضا سی دی"
آمد ، آورد یکی " دی وی دی"
فیلم هندی پر از آن کرده به زور
تا سحر گرم تماشا و سرور
صبح آنروز که میرفتم من
پی متراژ خیابان وطن
در یکی کوچه بدیدم مردی
کیف از دخترکی زد ، جلدی
یاد آن فیلم بیفتادم من
که چه میکرد "باچان" با دشمن
خر و جوگیر و ز "فردین بازی"
سر راهش شده بودم قاضی
سر آن کیف گلاویزشدم
صحنه اکشن یک فیلم شدم
آخر از او دوتا چاقو خوردم
گرچه از دست و ز بازو خوردم
دزد بی معرفت آخر بگریخت
رشته الفت ما را بگسیخت
دخترک چون که بیامد طرفم
به خیالم که طرف شد تو کفم
چون دوان آمد و بر من برسید
سر فحش از لب و لوچش بکشید
به من او گفت نداری عرضه
مثل یک دختر بی جربزه
تن زخمی و دلی بشکسته
شدم از زندگی کردن خسته
در دوسالی که جومنگ میدیدم
دیگه جوگیر نشدم ، ترسیدم
با جومنگ بازی و فردین بودن
کس نگوید که تویی در دل من
من هم آموختم از این نامردم
فکر خود باش نه کیف مردم
نمیدونم شاعرش کیه

( داره اوضاع ايرانو توصيف ميكنه ، واقعا شكر 
:) )


