پاسخ : ماه عسل
گذشت واقعن کار بزرگیه ...خیلیا میگن اگه ما بودیم میبخشیدیم اما تو اون موقعیت قرار گرفتن تن آدم رو میلرزونه

برادر کشی ...به چ قیمتی ؟وقتی خانومه داشت تعریف میکرد مو ب تنم سیخ شده بود

وحشتناکه وحشتناک ...یک لحظه عصبانیت
خلاصه برنامه (عادت کردم دیگه

) :
مهمونای اول برنامه خانومی بود که به همراه پسر(فک کنم)12سالشون اومده بود .شوهر این خانوم (مهدی)پسر کوچیک خانواده و بچه ی پنجم بوده ولی از اونجوری ک میگفتن مثه یه پدر بوده برای خانواده اش

پدر این خانواده فوت شده بوده و مادرشون هنوز زنده هستن.برادر بزرگتر ادعای سهم میکرده و بقیه ی بچه ها مخالف بودن که خونه رو بفروشن (به خاطر مادرشون).برادر بزرگتر طبقه پایین خونه ی مادری زندگی میکرده ... یه روز مهدی میاد خونه ی مادرش و میشنوه که دوباره حرف ارث و اینا رو زده میره طبقه پایین و دیگه کار به جر و بحث کشیده میشه و برادر بزرگتر با چاقو مهدی رو میکشه و مهدی حتی ب بیمارستان هم نمیرسه ...خانواده اش اون رو بخشیدن به شرطی که دیگه هیچوقت نبیننش
مهمونای دوم برنامه هم پدر و مادر پسر جوونی بودن (حدودا 23 24 ساله ) که پسرشون سرباز کلانتری بوده و به یه نفر مشکوک میشه باهم درگیر میشن و اون شخص برای دفاع از خودش پسر رو باچاقو میزنه و پسره میمیره .

پدر و مادرش رضایت نمیدادن طرف و رو دار میزنن و در ثانیه 60ام رضایت میدن ...(قسمتهایی از صحنه های اعدام و رضایت دادن رو نشون دادن)
احسان یه حرف قشنگی زد : واقعن مگه صحنه ی اعدام پیک نیکه که از ساعت پنج با بچه های کوچیک وایمیسن واسه تماشا و از دیدنش لذت میبرن ؟ [-( به خدا از انسانیت ب دوره ...