- ارسالها
- 611
- امتیاز
- 12,769
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- بابل
- سال فارغ التحصیلی
- 1395
- رشته دانشگاه
- پزشکی
پاسخ : گند های دوران كودكی
مامانم هنر خونده بچه که بودم همیشه دوست داشتم مثل مامانم رو بوم با رنگ روغن نقاشی کنم اما هیچ وقت نمیذاشت!
بجاش من یکبار که مامانم خونه نبود تمام لاکهامو جمع کردم بردم رو یخچالمون اثر هنری خلق کردم! :-[
مامانم وقتی اثرمو دید: :-\

مامانم هنر خونده بچه که بودم همیشه دوست داشتم مثل مامانم رو بوم با رنگ روغن نقاشی کنم اما هیچ وقت نمیذاشت!
بجاش من یکبار که مامانم خونه نبود تمام لاکهامو جمع کردم بردم رو یخچالمون اثر هنری خلق کردم! :-[مامانم وقتی اثرمو دید: :-\




بعد بابا بزرگم هی دنبال ساعتش میگشت ما هم که بچه بودیم نمیفهمیدیم از الکی بهش گفتیم باد ساعتو برده زمین بغلی اون بنده خدا هم رفت ساعتو برداشت و اصلا به روی ما نیاورد.
بله دیگه
:-s 


. مادرم اومد و دید چه فاجعه ای به بار اوردم . با هزار زحمت سوزن رو از ناخنم در آورد . ولی شانس اوردم رو استخوانی عصبی . ... نرفت . وگر نه الآن ناخن نداشتم . (عالم بچگی بودو خریت ) 


