• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گند های دوران كودكی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع alemzadeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : گند های دوران كودكی

ای بابا من هرچی دارم فک میکنم یه گندی یادم بیاد یادم نمیاد مثه اینکه من بچه بودم کلا گند نمیزدم ! ;D
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

خیلی بچه بود شیشه عطر اصل مامانمو قشــــنگ خالی کردم رو موکت!!
....
یه بارم مامانم یه علمه رژلب خارجی داشت..تو تک تکش انگشتم ( :x) و فرو کردم!!! ;)) 8-^
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

كلاس اول بودم بعد يه راننده سرويس داشتيم بعد اين خيلي بي ادب بود خلاصه كلي به دايره لغاتمون اضافه شد! :-"
يه بار رفته بوديم يه مهمومي خيلي رسمي و رو درواسي دار!
بعد من با يه بچه اي اونجا دعوام شد بعد از بي تربيت و اينا شروع شد رسيد به كره خر اينا بعدم كه با نهايت ولوم فوشاي راننده سرويسه رو مي دادم!
اونجام كه سكوت صداي منم طنين انداز شده بود كاملا X_X
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

من بیش از 11 دفعه توی کودکی گم شدم :-ss >) <:-P /m\
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

آقا من چتری هامو از ته زدم
فرداش هم عروسی خالم بود
میخواستم خوشگل شم خوب
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

يکي از گند هاي مشهود من تو درست کردن تخم مرغ توبچگي بود

من ميخواستم تخم مرغ درست کنم تابه رو ميذاشتم رو گاز بعد چون اون موقع ميترسيدم روغن روم بريزه روغن نميريختم
تخم مرغ هم توي يه ظرف ديگه ميشکستم
اصولا 80%مواقع هم يادم ميرفت نمک بريزم
بعد سريع خالي ميکردم تو تابه و ميرفتم تو حال کارتون ببينم
بوي سوختن رو که حس ميکردم ميومدم زيرشو خاموش ميکردم
نميتونين تصور کنين چه نيمرو جزقاله شده اي بود


واقعا شاهکار بودن
الانم که يادش ميفتم خنده ام ميگيره :))
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

من...ببخشیدا اما رو صندلی یه جا که رفته بودیم مهمونی ××× کردم X_X
آبروم رفت از اون به بعد بچه های فامیل بهم میگفتن ×××وک :-w
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

يه زماني مامانم سعي داشت بم آشپزي ياد بده يه روز بم گفت برو يه كم پياز خرد كن,تف بده
پيازو خرد كردم بعد گفتم حالا تف دادن يعني چي?سرخ كردن كه نيس,آبپز هم نيست لابد همين جوري ميريزي تو قابلمه تف ميخوره!
قابلمه رو گذاشتم رو گاز پياز هم ريختم رفتم,بعد 2 دقيقه اومدم ديدم كل آشپزخونه رو دود برداشته!
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

نمیدونم بچه بودم چه مرضی داشتم که همش رو دیوار نقاشی میکردما.......از کمبود امکانات بود فک کنم......
 
پاسخ : گند های دوران كودكی

یادمه بچه بودم.......رفتیم خونه عمه اینام.....شوهر عمم اینجوری :-L

بعد من داشتم با پاک کن و خط کشم یه الکلنگ درست میکردم......پاک کنو گذاشتم یه سره خط کش بعد یه محکم کوبیدم یه سره دیگه و پاک کن پرت شد تو هوا.........از شانس بدم یه راست افتاد تو چاییه شوهر عمه اخموهه :o......

هیچ وقت یادم نمیره.......دور و بریا و اونایی که اونجا بودن به جز شوهر عمم =)) :)) =))...................من :-[ X_X............شوهر عمم X-( X-(
 
Back
بالا