• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اشعار sayyed

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع sayyed
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : جای من این جا نیست...

به نقل از silence :
شعرات زیبا هستن ولی به نظرم کمی بیش از حد ساده هستن و کمتر آرایه های قوی یا فضاهای شاعرانه توشون دیده می شه.
درضمن مفهوم بعضی قسمت ها رو درک نمی کنم. مثلا: "ز تماشاگه راز آمده ام"؟ تماشاگه راز کجاست که تو ازش اومدی؟ این عبارت هیچ تصور و مفهومی رو غیر از همون شعر حافظ به ذهن من متنقل نمی کنه.
ساده نویسی هم هنری است! ;D ;D(واسه خودم نوشابه باز میکنما!)
تماشاگه راز به نظر من یه ترکیب پارادوکسیکاله! این که راز ها رو به تماشا گذاشتن! یعنی اون جا که من ازش اومدم این قدر با جاهای دیگه فرق می کنه که رازهاشون رو به جای پنهان کردن به تماشای عموم میذارن!
 
پاسخ : جای من این جا نیست...

به نقل از silence :
شعرات زیبا هستن ولی به نظرم کمی بیش از حد ساده هستن و کمتر آرایه های قوی یا فضاهای شاعرانه توشون دیده می شه.
درضمن مفهوم بعضی قسمت ها رو درک نمی کنم. مثلا: "ز تماشاگه راز آمده ام"؟ تماشاگه راز کجاست که تو ازش اومدی؟ این عبارت هیچ تصور و مفهومی رو غیر از همون شعر حافظ به ذهن من متنقل نمی کنه.

+ (این مثبت ینی این مطلب نیز افزوده میشود )

من نمیتونم مفهوم ِ عرفانی ِ خاصی درک کنم

یا اینکه مقصد ِ کجاست تو این کلمات

یا اینکه مقصود این کلمات کجاست

شاید اشکال از من باشه ؛ اما فک میکنم با کلمات فقط بازی شده ...
 
پاسخ : جای من این جا نیست...

از کجا آمده ام آمدن بهر چه بود

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

مثل این شعر بود اما خیلی بی هدف تر از این.بازی با کلمه است.حرف دل رو راست و صاف نمیزنه
 
پاسخ : جای من این جا نیست...

چرا جای من اینجا نیستِ آخر سوالیه ؟ شک کردی ؟
.
دنیای من آنجاست ،
آن دورِدورِ دور
آنجا که لبریز است
از اشک و مهر و نور
آنجا که یک نقطه
اندازه ی دنیاست
از گل جدا ماندن تنبیه آدم هاست ...
 
پاسخ : جای من این جا نیست...

به نقل از marlik :
+ (این مثبت ینی این مطلب نیز افزوده میشود )

من نمیتونم مفهوم ِ عرفانی ِ خاصی درک کنم

یا اینکه مقصد ِ کجاست تو این کلمات

یا اینکه مقصود این کلمات کجاست

شاید اشکال از من باشه ؛ اما فک میکنم با کلمات فقط بازی شده ...
من اهل عرفان نیستم...
به نقل از ساز خاموش :
از کجا آمده ام آمدن بهر چه بود

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

مثل این شعر بود اما خیلی بی هدف تر از این.بازی با کلمه است.حرف دل رو راست و صاف نمیزنه
اصلا هم هم مضمون با اون شعر نیست

به نقل از نسیم :
چرا جای من اینجا نیستِ آخر سوالیه ؟ شک کردی ؟
.
دنیای من آنجاست ،
آن دورِدورِ دور
آنجا که لبریز است
از اشک و مهر و نور
آنجا که یک نقطه
اندازه ی دنیاست
از گل جدا ماندن تنبیه آدم هاست ...
من تو پستای قبلی هم گفتم که مضمون شعر غربت نیست، هجرته!!
 
خواب دیدم...(نسخه ی دوم-کمی هم واقعیت)

بسم الله...

خواب من(کمی هم واقعیت!)

خواب دیدم بی کس و یاور شدم
بی می و بی ساقی و ساغر شدم

خواب دیدم بخت، روی از من گرفت
وین دل بشکسته از ماتم گرفت

خواب دیدم مرگ ساقی سررسید
نوبت بازی به خاکستر رسید

خواب دیدم مرگ خندان گشته است
بزم مان خالی ز رندان گشته است

خواب دیدم یوسف اندر چه بماند
کاروان عشق من در ره بماند

خواب دیدم عهد ها بشکسته است
دیو زشتی ها ز بندش، رسته است

خواب دیدم دست و پا آلوده ام
راه باطل تا به ته پیموده ام

خواب دیدم فخر بی اندازه بود
کبرومستی ها چه پرآوازه بود

خواب دیدم لیلی ام مجنون شده
قلب سردم از غمش پرخون شده

خواب دیدم می فروشم آه و سوز
می فروشم جلوه ی شب را به روز

خواب من! بشنو دمی آواز من
گر چه ظالم، خود تویی همراز من

این دیار هر چند در ظاهر خوش است
هر خوشش اندر دل خود ناخوش است!

sign = shm

23\6\1389

در سایه ی لطف الهی سر فراز باشید...
 
پاسخ : خواب دیدم...(نسخه ی دوم-کمی هم واقعیت)

=D>
شعر خیلی خوبی بود و تا اونجایی که من با دقت خوندم نمیشد بهش ایراد گرفت
غیر از بیت آخر که قافیه تو 2 مصراع یکیه و فقط معکوس همن ( تا اونجایی که من اطلاع دارم این نوع قافیه ها قابل قبول نیست! :-[)
شما که در کل شعرتون بسیار عالی بود
اگه این یه تیکه رو هم درست کنید دیگه خیلی بهتره! ;D (نصیحت کردنم بلد نیستم! ;D)
 
پاسخ : خواب دیدم...(نسخه ی دوم-کمی هم واقعیت)

خیلی خوب بود فقط برا مثنوی یه خورده کمه
 
پاسخ : خواب دیدم...(نسخه ی دوم-کمی هم واقعیت)

خیلی خوب بود
نسبت به شعرای قبلی واقعا بهتر بود
من خیلی ازش خوشم اومد ;D
 
پاسخ : خواب دیدم...(نسخه ی دوم-کمی هم واقعیت)

به نقل از reza.d :
خیلی خوب بود فقط برا مثنوی یه خورده کمه
موافقم باهات! می تونستم یه ده پونزده بیت دیگه آه و ناله بهش اضاف کنم اما فکر کنم کوچک بودنه شعر هم گاهی لازمه!
 
Back
بالا