• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

صدای خنده و ضبحه، فریادو گریه،ناله و شلاق و باز هم چکه ی آب!
ژرف- متین سرمد
 
شیرجه های نرفته گاهی اوقات کوفتگی های عجیبی به جا میگذارند
سقوط - آلبر کامو
 
دو زنی که در اصل، دلیل این همه خشونت بودند! دو دو زنی ک یکی نزدیک ده سال بود، کنار نوزادی که تولد را هم تجربه نکرد، زیر خروارها خاک بدون اینکه کسی یادش کند، خوابیده بود و زن دیگری که تمام جوانی اش رویِ تخت یک اسایشگاه گذشت. زنی که انگ دیوانگی رویش گذاشتند تا هرزه به حساب نیاید..

پایگاه ویژه-جلد یک- سارا هاشمی
 
فکر کردم همه‌مان در داستانی عجیب زندگی می‌کنیم، با این وجود اکثر آدم‌ها معتقدند که این دنیا کاملا طبیعی است و یکسره دنبال چیزهایی هستند که غیر طبیعی باشند، مثل فرشته و آدم فضایی، فقط به این دلیل که نمی‌توانند ببینند دنیا خودش یک معمای بزرگ است.
راز فال ورق
یاستین گوردر
 
"امروز سخت است و فردا بسیار سخت تر.پس فردا بسیار زیبا خواهد بود اما بیشتر مردم فردا عصر تسلیم می شوند." (پ.ن:این یه نوشته بود که یادم نیست از کجاس ولی جادوییه به نظرم.)
 
هیچوقت هیچ فرصتی رو برای افسانه ای شدن از دست نده

کاش وقتی ۲۰ ساله بودم میدانستم
تینا سیلیگ
 
طنز تلخ ماجرا این است: معمولاً امید ریشه افسردگی است
دلایل خوب برای احساس های بد
راندولف ام
 
بیکاری حاصل کمبود کار نیست بلکه نتیجه گستردگی بیش از حد آن است
نتیجه حاکمیت این تفکر ناسالم که باید کار کنیم تا بتوانیم زندگی کنیم و حق زیستن را برای خود بخریم
فرسودگی - کریستین بوبن
 
تو این تاپیک از هر جای کتابی که خوشتون اومد متنشو با اسم کتاب و نویسندشو بگین ;;)
فکر کردن به این که من این پست رو ۱۲ سال پیش نوشتم اذیتم میکنه. زندگی چقدر عجیب غریب گذشت در این ۱۲ سال :)))

آدم از روی بهت سر می‌جنباند و در دل می‌گوید که عمر چه زود می‌گذرد! آدم از خود می‌پرسد که تو با این سال‌ها چه کردی ؟ بهترین سال‌های عمرت را در کجا حاک کردی ؟ زندگی کردی یا نه ؟ با خود می‌گویی نگاه کن ببین این دنیا چه سرد می‌شود…

سال‌ها همچنان می‌گذرد و بعد از آن‌ها تنهایی غمبار است و عصای نا استوار پیری به دستت می‌دهند و بعد حسرت است و نومیدی، دنیای رویاهای رنگین رنگ می‌بازد… رویاهایت مثل گل‌های پژمرده گردن خم می‌کند و مثل برگ‌های زرد از درختِ خزان زده می‌ریزند.


وای ناستنکا تنها ماندن سخت محزون خواهد بود ، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری . هیچ هیچ هیچ ، زیرا آن‌چه بر باد رفته چیزی نبوده است. هیچ، یک “هیج” احمقانه و بی معنی، همه خواب بوده است .

شب های روشن، داستایوفسکی
 
Back
بالا