• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قسمـت‌های جالـبِ کتـاب‌ها

یاد دارم که در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شب ها بر می خاستم و نماز می گزاردم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم.
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته، می خواندم. در آن حال دیدم که همه آنان که گرد ما هستند، خوابیده اند.
پدر را گفتم: از اینان کسی سر بر نمی دارد که نمازی بخواند. خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفته اند، بلکه مرده اند.
پدر گفت: تو نیز اگر می خفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی!

| گلستان سعدی |
 
مهمترین نکته‌ای که در مدرسه یاد می‌گیریم آن است که مهمترین نکته‌ها را در مدرسه نمی‌توان یاد گرفت.
#هاروکی_موراکامی
از دو که حرف میزنم،از چه حرف میزنم(ترجمه مجتبی ویسی)
 
همه میگفتند که کلاه زیبایی کشیده ام و از آن تعریف میکردند
اما من از تعریف آن ها لذت نمیبردم که هیچ ناراحت میشدم
آخر نقاشی من اصلا یک کلاه نبود
ماری بود که فیلی را قورت داده باشد
اما هیچ کس اینگونه نمیدیدش....
شازده کوچولو/ پارت اول!
 
جستجو نکردن و نخواستن بی فایده است چون وقتی که دیگر دست از جستجو برمیداری یافتن اغاز میشود و وقتی دست از خواستن برمیداری انوقت زندگی شروع میکند به چپوندن ماهی با سیب زمینی سرخ کرده در حلقومت
وات _ساموئول بکت
 
علت اینکه دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده این است که همه کارشان را نیمه کاره انجام می دهند؛ افکارشان را نیمه کاره بیان می کنند و گناهکار بودن یا پرهیزگار بودنشان هم نیمه کاره است. ای بابا! تا آخر برو و محکم بکوب و نترس، موفق خواهی شد. خداوند از نیمه شیطان بسیار بیش از شیطان تمام عیار نفرت دارد.

زوربای یونانی | نیکوس کازانتزاکیس
 
آخرین ویرایش:
عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.
یک روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
می‌دانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانی‌ای بود، فقط من و خودکارها...
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لب هایم آبی شده، می‌خواستم بگویم برای این‌که او آبی می‌نویسد,
همیشه آبی...

جزء از کل
استیو تولتز
 
در گذشته به چیزی به نام امید دلبستگی داشتم. به عبارت دیگر، در گذشته آدمی امیدوار بودم.
امید چیز بسیار بدی است. چشم امید به آینده ای بهتر دوختن، معنایش این است که انسان نمیتواند در حال حاضر آن چیزی باشد که دلش میخواهد؛ معنایش این است که بخشی از وجود او مرده است اگر نگوئیم تمام وجودش؛ معنایش این است که انسان در توهم زندگی میکند. امید مثل یک سوزاک روحی است.

من نویسنده ای جهانی هستم
هنری میلر
 
انسان در کلمات نیست که بیان منحصر می یابد، بلکه انسان در ناگفته هایش نهفته است که محرم ترین شخص شاید از ناگفته هایش او را بشناسد. عاطفه ی آدمی را می توان در مویرگ چشمان او هم بازیافت...

محموددولت آبادى
آن ماديان سرخ يال
 
خرمگس پیراهنش را پاره کرد و داغ های وحشتناک را نشان داد.
- پدر خدای تو دزد است، زخم هایش ساختگی است. رنجش سر تا پا مسخره است! این منم که در قلب تو حق دارم. پدر شکنجه ای نیست که به من نداده باشی. کاش میدانستی که زندگی من چگونه بوده است... با این حال نمردم! همه چیز را تحمل کردم و در همه شرایط شکیبایی نشان دادم. چون میخواستم به زندگی برگردم و با خدای شما بجنگم. من این هدف را مانند سپری مقابل قلب خود گرفتم و این کار مرا از دیوانگی و مرگ دوباره نجات داد. حالا که بازگشته ام میبینم که او همچنان جای مرا گرفته. این قربانی دروغین که تنها شش ساعت به صلیب کشیده شد و باز از مرگ برخاست! با من چه میخواهی بکنی؟ با من چه میکنی...
خرمگس
اتل لیلیان ووینیچ
 
"ازاین رو کمتر ایده ای به اندازه دویدن،یگانه علاقه ام،دیوانه وار است.این راه دشوار،دردناک و پر خطر است پاداش های این ایده ها اندک اند و تضمینی برایشان نیست. وقتی گِرد یک مسیر بیضی شکل،یادرامتداد یک جاده خلوت میدوید،مقصد مشخصی ندارید.یاحداقل چیزی وجود ندارد که بتواند تکاپویتان را به تمامی توجیه کند.دراین شرایط،نفسِ عمل میشود مقصد شما.نه ازان رو که هیچ خط پایانی وجود ندارد؛بلکه از این روکه شما هستید که خط پایان را تعریف میکنید. هرگونه لذت یامنفعت ناشی از دویدن را باید درون خود جست وجو کنیداین رااین طور باید برای خود تعریف کنید و به خود به قبولانید
کفش باز،خاطرات فیل نایتnike
 
Back
بالا