• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

چهار شنبه سوری

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع TMNT
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : چهار شنبه سوری

تنها خاطره ام از 4شنبه سوری اینه که هیچ وقت مامانم اجازه نداد برم بیرون!!!و همیشه از پشت پنجره نگا می کردم :((
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

امسال برای اولین بار از این فانوس ها درست کردیم ... بماند که کلی مسخره بازی دراوردیم و بالا نمیرفت ;D آخرش که درست شد، اول رفت سمت راست بعد (به قول پسرخالم) یهو نیتروژن زد رفت سمت چپ ;D خارجی بود! :P
یه سال هم داشتیم منور میزدیم که گرد و خاکش رفت تو چشم پسرخالم ... بیچاره دیگه تا عمر داره منور نمیزنه ;D
زنبوری و اینجور چیزا هم که اصلا انگار دوربین شناسایی دارن! :-??
و در آخر فقط آبشار :x
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

وای امسال من دینامیت اورده بودم با خودم خونه عمم اینا.بعد 4شنبه سوری دخترعمم گیرداده که بده میتونم و اینا بعد 2 تا بهش دادم اولیو زد باکلی ادعا بعد دومیه رو روشن کرد انداخت و پرت کرد بعد یهویی فیتیلش تقریبا تموم شده بود که خاموش شد بعد دیگه نشد روشنش کنیم اینقد حال کردم
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

کلاس ما ذاتاً بوی دود میده :-" میخوان گیر الکی بدنا :-"
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

امسال روز چهارشنبه سوری رفتم خونه ی مامان بزرگم اینا،بعد عمم می خواست رسم و رسومات این روز رو به طور کاملا سنتی به جا بیاره:
اول آش رشته درست کردن،
بعدش با آرد و اینا یه خمیر درست کردن و باهاش یه آدمک ساختن،
آدمک رو انداختن تو آش،
آتیش درست کردن و از روش پریدیم و اینا،
کنار آتیش آش خوردیم،
آدمک خمیری رو در آوردن از تو آش،
پیاده رفتیم آرامگاه سعدی،
بعد(فک کنم البته) اون عروسکه رو انداختن تو آب سعدی(یه جایی که آب ببرتش)،
آخرش هم مجبورمون کردن از آب سعدی بزنیم به صورتمون تا بختمون باز شه.
و مراسم چهارشنبه سوری به پایان رسید! :)
*من تازه فهمیدم که این کارا جزء رسم و رسوماته!! :-" ;D
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

چهارشنبه سوری امسال مادرعروسی ب سرمیبردیم
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

پارسال با دوستمو مامانشو دخترعمه هاش 6نفر تو پراید ساعت 10 خواستیم بریم بیابون اتیش بازی تو راه نیرو انتظامی 4بار گرفتمون ;D
بعدش ترسیدیم سراز منکرات دربیاریم :-ss
ولی بر نگشتیم وبا تعقیب و گریز رفتیم چهارشنبه سوری مون رو گرفتیم و حال کردیم 8-}
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

چهارشنبه سوری دو سال پیش بود که پلیس اشتباهی من و دوستامو به عنوان بر هم زننده ی نظم عمومی گرفت!!!
ما واسه اولین بار رفتیم تو ون پلیس.....همه شیشه ها مات و تاریک بودن...چند نفر از بچه ها افتادن گریه!!!
چه حالی داد!!!یادش بخیر.....منم فقط میخندیدم!!!!!
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

وقتی حرف از چهار شنبه سوری میاد خاطرات زنده میشه ;D

من کل سال تا ساعت 8 شب خونم ولی چهارشنبه سوری تا 1 نصف شب تو خیابونم در حدود دو سال از کل شهر همه ترقه بازا میان فرهنگیان 1 دقیقا سر کوچه ما منم چون شهرمون نزدیک شهرای مرزیه مثل مهاباد بانه پیرانشهر 2 هفته مونده به چهار شنبه سوری می رم در حد المپیک کپسولی و کبریتیو شکلاتی و زنبوری و فش فشه هایی که مثه شکلاتی می ترکن می خرم ;D

و روز چهارشنبه سوری از ساعت 8 تو خیابونیم چون تقریبا 2 سالی میشه کهمرکز ترقه شهر هم محله ما شده که کلا جای تعجب داره چون تو محلهی ما کلا همه جا ساکته جزو محلات ثروتمند نشین شهره ولی بازم پر صدا میشه تو چهارشنبه سوری خب می گفتم ساعت که به 9 رسید ترقه بازی انفجار وصدا شروع میشه تا 12 که پلیس میریزه یعنی ما کلا هنگ کرده بودیم 30 نفر پلیس مجهز به باتون 2000 الی 3000 نفر رو پراکنده کردن منم خب دو تا باتون خوردم دیگه چی کار کنیم X_X X_X

ولی در کل خیلی باحاله مخصوصا این که با تمام دوستامونیم /m\

و هیچ کس جرات نزدیک شدن بهمون رو نداره :) :) ;D ;D ;D
 
پاسخ : چهار شنبه سوری

چهارشنبه سوری دو سال پیش با خالم اینا خونه مامان بزرگم بودیم.بعد یکم زنبوری و آبشاری و از این چیزا گرفته بودیم.بعد بابام رفت یکی از زنبوریها رو روشن کنه.
من کلا از این کارا وآتش بازی خوشم نمیاد.به بابام گفتم بده به پسرخالم روشن کنه.
بعد همه فهمیدن من ترسیدم بترکه میگم بده به اون روشن کن.
همه: =)) =)) =)) =)) =))
خالم: :o :-L :-L X-( X-(
من: :-[ :-[ :-[ :-" :-" :-"
 
Back
بالا