• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع nahid
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

به نقل از مُحسن..! :
لیدر اختصاصی که کارش درست بود! ایشون طی العرض هم میکرد، 5 دقیقه دیده نمیشد بعد یه دفعه پیداش میشد، کارش درست بود!اون مراقب هم که گفتم 4 5 تا چون هرجا میرفتم میدیدمشون، آخر سر هم دو نفر اومدن گفتن فلانی ....!!خودتم سومیش بودی از اون جهت گفتم...وگرنه لیدرا که محشر بودن!حداقل اونیکی به من دادید واقعا تو نوع خودش اعجوبه بود!ساکت!بیخیال! طی العرض..عالی:دی
خب بیکار که نبود تمام مدت یه جا وایسه! ;D وقتی کار داشت میرفت دوباره بر میگشت دیگه ;D

:)) اون دو سه نفر آخر که گفتن فلانی؛ خودمم سومیش بودم, دلیل داشت! ببخشیدا, مدرسه بود اونجا ;D
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

باو ما داشتیم میومدیم بیرون ... بعد یه مرده دم در مدرسه تون واستاده بود.. .ما که اومدیم بیرون گفت اویییی ! ( خودکار ) رو کجا میبری ؟
خودکار شما رو پس داده بودیم قبلش... من اعصابم خورد شد به رفیقم گفتم بره یه خودکار بهش بده فکر کنم کمبود خودکار داره این 1...

دوما توی آزمایش های انفجاری هیات ( گز ) گزاشته بودین از دور چشمک میزد... کسی هم نبود آزمایش هارو انجام بده کلا قرفه خالی بود... من رفتم یه گز بردارم بخورم یکی اومده میگه دست نزن ;D این 2 !

کلا فیزیکتون تعطیل بود و همون لیدری که میفرمایید میگفت نمیشه رفت تو فیزیک و از این حرفا و هر چی میپرسیدیم چرا نمیشه رفت تو فیزیک میگفت چون فلانه و بیصاره...

دوما هی به ما میگفتن برین اینور برین اونور !!!! خیلی مواظبت میکردن من که خیلی بدم اومد... به نظر من سال بعد به جای این همه مسخره بازی نزارین ورود برای عموم آزاد باشه...

تازه تو فرزانگان 1 وقتی میبینن تیپ و قیافه ساده است راه میدن ! من و یکی دیگه از دوستام با پیرهن مشکی و ریش سیبیل اومدیم تو هم بمون گیر میدن ;D

ولی پروژه ها انصافا سطحش بالا بود... مخصوصا از یه سری پروژه های کامپیوتر خوشم اومد خیلی...
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

به نقل از محمد حسین :
باو ما داشتیم میومدیم بیرون ... بعد یه مرده دم در مدرسه تون واستاده بود.. .ما که اومدیم بیرون گفت اویییی ! ( خودکار ) رو کجا میبری ؟
خودکار شما رو پس داده بودیم قبلش... من اعصابم خورد شد به رفیقم گفتم بره یه خودکار بهش بده فکر کنم کمبود خودکار داره این 1...

دوما توی آزمایش های انفجاری هیات ( گز ) گزاشته بودین از دور چشمک میزد... کسی هم نبود آزمایش هارو انجام بده کلا قرفه خالی بود... من رفتم یه گز بردارم بخورم یکی اومده میگه دست نزن ;D این 2 !

کلا فیزیکتون تعطیل بود و همون لیدری که میفرمایید میگفت نمیشه رفت تو فیزیک و از این حرفا و هر چی میپرسیدیم چرا نمیشه رفت تو فیزیک میگفت چون فلانه و بیصاره...

دوما هی به ما میگفتن برین اینور برین اونور !!!! خیلی مواظبت میکردن من که خیلی بدم اومد... به نظر من سال بعد به جای این همه مسخره بازی نزارین ورود برای عموم آزاد باشه...

تازه تو فرزانگان 1 وقتی میبینن تیپ و قیافه ساده است راه میدن ! من و یکی دیگه از دوستام با پیرهن مشکی و ریش سیبیل اومدیم تو هم بمون گیر میدن ;D

ولی پروژه ها انصافا سطحش بالا بود... مخصوصا از یه سری پروژه های کامپیوتر خوشم اومد خیلی...
:))))) اون آقای دم در کلاً اینجوریه (با خودمون هم همینجوریه ;D ) و ربطی به کارگاه نداره! :-??
اون غرفه ی شیمی (قرفه نه :-" ) تعطیل بود چون کلاً برنامه های توی حیاط (رصد خورشید و مانور هاور کرافت و آزمایش های انفجاری ;)) ) دوره ای بودن! یعنی توی ساعات خاصی فقط برگزار میشدن ;D

فیزیک؟ IYPT منظورتونه؟ :o هم به نظر خود من, هم طبق برگه های نظر سنجی, IYPT یکی از بهترین غرفه هامون بود! :-??

دلیل اینکه گفته دست نزن, دیگه اینا اخلاقیات شخصی آدم هاست و به کارگاه ربطی نداره بازم :)) ;))

ببینید, در مورد این مواظبت, به آقای علیایی هم گفتم توی پست قبلیم!
اون موقعی که شما اونجا بودین حتماً دیدید که چه وضعی بود... یه سری اراذل و اوباش هم بودن و اوضاع باید کنترل میشد #:-S به هر حال ببخشید ;D
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2


راستش 1 لیدر که نبود، فک کنم به تعداد 2 برابر گروهی که اومده بودیم بالا سرمون لیدر بود ;D به شخصه 3 تا لیدر دیدم کنار خودمون که هی چپ و راستمون میکردن. بشمار یادت میاد

گزم که خوردیم دست نزن چیه. تازه من 2 تا خوردم :))

آخرشم که همتون رفتین جای 5 خودکار 7 تا موند دستم، همشو تحویل دادم پیرمرده کلی تشکر کرد :))


البت رفیقاتون به اون اراذل مراذل میگفتن رفیق ما :-"
سطح پروژههاتون خیلی خوب بود ولی 2 تا مورد:
1.تقریبا نصف پروژه ها به صورت تئوری ارائه میشد، یعنی اینکه اگه میگفتیم مثلا نشون بدید چجوری اجرا میشه میفتن به مرحله ی اجرا نرسیده یا یه همچین چیزی.
2.سیستم برگذاری خیلی هچلهف بود ;D (یه لیدر خشن، یه لیدر بی اعصاب، یکیم که ولمون کرد ول شدیم رفت! :)))
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

به نقل از MєYσ :
راستش 1 لیدر که نبود، فک کنم به تعداد 2 برابر گروهی که اومده بودیم بالا سرمون لیدر بود ;D به شخصه 3 تا لیدر دیدم کنار خودمون که هی چپ و راستمون میکردن. بشمار یادت میاد

گزم که خوردیم دست نزن چیه. تازه من 2 تا خوردم :))

آخرشم که همتون رفتین جای 5 خودکار 7 تا موند دستم، همشو تحویل دادم پیرمرده کلی تشکر کرد :))

البت رفیقاتون به اون اراذل مراذل میگفتن رفیق ما :-"
سطح پروژههاتون خیلی خوب بود ولی 2 تا مورد:
1.تقریبا نصف پروژه ها به صورت تئوری ارائه میشد، یعنی اینکه اگه میگفتیم مثلا نشون بدید چجوری اجرا میشه میفتن به مرحله ی اجرا نرسیده یا یه همچین چیزی.
2.سیستم برگذاری خیلی هچلهف بود ;D (یه لیدر خشن، یه لیدر بی اعصاب، یکیم که ولمون کرد ول شدیم رفت! :)))
لیدر شما (نیلوفر) نمیدونم چه کار کرده که خودش هم عذاب وجدان گرفته :))

اون اراذلی که منظورم بود رو شما ندیدین :-" موقعی که اومدن شما اونجا نبودین.
اون موقع خیلی شلوغ بود, و هیچ لیدری هم خالی نبود, مسئول پژوهشمون هم تا ریخت و قیافشون رو دید به من گفت که خودم شخصاً اونا رو اسکورت کنم :)) تقریباً 1 ساعت مدرسه رو گشتن, بعد گفتن میخوایم بریم غرفه ی شیطان پرستی (که توی حیاط بود). بردمشون اونجا, وقتی کارشون تموم شد گفتن میخوایم بریم دستشویی ;)) منم گفتم دستشویی تعطیله =))))))))
خلاصه رفتن از مدرسه بیرون, نیم ساعت بعد دوباره برگشتن :(( باز من شدم مسئولشون. 1 ساعت دیگه هم گشتن, کل غرفه ها رو دیدن, بعضی ها رو هم دو بار دیدن, به جز زیست و ریاضی رو که پیچوندمشون گفتم خیلی شلوغه ازدحام میشه و اینا, خلاصه تا دم در همراهشون رفتم تا بالاخره رفتن بیرون.
دوباره 5 دقیقه بعد برگشتن گفتن جامدادیمون رو جا گذاشتیم =)))))

در مورد 1: پروژه های کامپیوتر فقط اینجوری بود به نظرم :-??
2: شما فقط یه لیدر داشتین که در موردش توضیح دادم ;D ;))
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

برا ما که ته دیگش رسید.آخرش رسیدیم که دیگه هر پروژه ای رو میدیدیم فک کنم بعدش جمع کرد و رفت.
تو بحث لیدر ها هم دخالت نمیکنم.دوستان میدونن خودشون.
در مورد مسیرش هم برا من خوب بود.چون گاج داشتم و بعدش مترو نزدیک بود راحت اومدم.
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

ميگما ناهيد يه تاپيك بزن از نظر بچه هايي كه اومدن بهترين پروژه چي بوده
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

به نقل از Nahid :
لیدر شما (نیلوفر) نمیدونم چه کار کرده که خودش هم عذاب وجدان گرفته :))

اون اراذلی که منظورم بود رو شما ندیدین :-" موقعی که اومدن شما اونجا نبودین.
اون موقع خیلی شلوغ بود, و هیچ لیدری هم خالی نبود, مسئول پژوهشمون هم تا ریخت و قیافشون رو دید به من گفت که خودم شخصاً اونا رو اسکورت کنم :)) تقریباً 1 ساعت مدرسه رو گشتن, بعد گفتن میخوایم بریم غرفه ی شیطان پرستی (که توی حیاط بود). بردمشون اونجا, وقتی کارشون تموم شد گفتن میخوایم بریم دستشویی ;)) منم گفتم دستشویی تعطیله =))))))))
خلاصه رفتن از مدرسه بیرون, نیم ساعت بعد دوباره برگشتن :(( باز من شدم مسئولشون. 1 ساعت دیگه هم گشتن, کل غرفه ها رو دیدن, بعضی ها رو هم دو بار دیدن, به جز زیست و ریاضی رو که پیچوندمشون گفتم خیلی شلوغه ازدحام میشه و اینا, خلاصه تا دم در همراهشون رفتم تا بالاخره رفتن بیرون.
دوباره 5 دقیقه بعد برگشتن گفتن جامدادیمون رو جا گذاشتیم =)))))

در مورد 1: پروژه های کامپیوتر فقط اینجوری بود به نظرم :-??
2: شما فقط یه لیدر داشتین که در موردش توضیح دادم ;D ;))

نوپچ ! یکی دیگه هم بود اون اوایل لیدر ما بود بعد عوض شد !
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

کارگاه خیلی خوب بوووود!
دست دوم ها درد نکنه اولا هم تجربه کسب کردن!
ما سوم ها هم کمک کردیم....
انتظاماتش ما بودیم که اگه نبودیم گندش در میومد



×فینگلیش تایپ نکنید !!!
 
پاسخ : دومین کارگاه علوم فرزانگان 2

به نقل از محمد حسین :
:)) واییییییییییی خدایییی من ! چقدر وحشتناک بود !!!! ;D

ترسیدیم به خدا ! لیدر هم لیدر های قدیم ! یه آدم مهربون تر میزاشتین لیدرمون ! ;D من با این قیافه برا خودم ابهتی دارم مثلا ! میترسیدم از ایشون ;D یه ذره اعصابم خورد شد خدا وکیلی... یه مقدار تو انتخاب لیدرا تجدید نظر پیلیز !!!!

به عنوان لیدر مذکور می تونم بگم بعد دیدن اون همه اوباش تو 5 پنج دقیقه وسط مدرسه آدم سخت گیر می شه، کاملن طبیعیه و چون این اولین سری ای بود که این همه بازدید عمومی داشتیم باید گربه رو دم حجله می کشتیم.
 
Back
بالا