fiona
کاربر نیمهفعال

- ارسالها
- 12
- امتیاز
- 151
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان 1
- شهر
- مشهد
- سال فارغ التحصیلی
- 97
تولدم اواخر خرداده 
[مادر من ناموسا زمان زاییدن بود اونموقع؟؟]
سال کنکورم هیچی نگفتم و هیچیم نخواستم ازشون چون اگه کنکورو خراب میکردم زهرمار میشد واسم اون تولد
مامان و خواهرمم رفته بودن ی شهر دیگه چون کار داشتن اونجا
ساعتای 8 از اتاق اومدم بیرون
بابامم بیرون بود و خونه نبود
ما دو تا یخچال داریم , توو یکی خوراکی ها و چیزای خوبو میذاریم
توو یکی دیگه ترشی مرشی و هر چی ک باعث میشه یخچال بو بگیره
خلاصه از اتاقم اومدم بیرون
و ب طرز عجیبی ی راست رفتم سر اون یخچال ترشی اینا [ آخه من اکثرا سراغ اون نمیرم]
توش ی جعبه کیک تولد دیدم
و من ذوق مرگ ب خاطر بابام
با اینکه وانیلی بود کیکش
[آخه پدر من وانیلی !!!!!!!؟؟؟ هیچ مزه ای نمیداد , امیدم فقط ب توت فرنگیای روش بود]ولی خوشحال شدم
+راستی تولدم روز جهانی بیابان زدایی عه

[مادر من ناموسا زمان زاییدن بود اونموقع؟؟]سال کنکورم هیچی نگفتم و هیچیم نخواستم ازشون چون اگه کنکورو خراب میکردم زهرمار میشد واسم اون تولد
مامان و خواهرمم رفته بودن ی شهر دیگه چون کار داشتن اونجا
ساعتای 8 از اتاق اومدم بیرون
بابامم بیرون بود و خونه نبود
ما دو تا یخچال داریم , توو یکی خوراکی ها و چیزای خوبو میذاریم

توو یکی دیگه ترشی مرشی و هر چی ک باعث میشه یخچال بو بگیره
خلاصه از اتاقم اومدم بیرون
و ب طرز عجیبی ی راست رفتم سر اون یخچال ترشی اینا [ آخه من اکثرا سراغ اون نمیرم]
توش ی جعبه کیک تولد دیدم
و من ذوق مرگ ب خاطر بابام

با اینکه وانیلی بود کیکش
[آخه پدر من وانیلی !!!!!!!؟؟؟ هیچ مزه ای نمیداد , امیدم فقط ب توت فرنگیای روش بود]ولی خوشحال شدم+راستی تولدم روز جهانی بیابان زدایی عه

آخرین ویرایش:
