milad_khatmi
کاربر فعال

- ارسالها
- 57
- امتیاز
- 265
- نام مرکز سمپاد
- علامه جعفری
- شهر
- مرند
- مدال المپیاد
- با شکست مواجه شد
- دانشگاه
- دانشگاه امیرکبیر
- رشته دانشگاه
- مهندسی شیمی
پاسخ : گنجینه خاطرات
ما یه روز تو کلاس بی کار بودیم یکی از بچه ها که تو موسیقی استعداد خاصی داره شروع کرد به آهنگ زدن روی صندلیش ما هم که از خدا خواسته پاشدیم شروع کردیم رقصیدن
که یه دفعه معاون اومد تو کلاس گفت دستتون درد نکنه و با یه حالت چندش آوری از کلاس رفت بیرون
همین که رفت بیرون ما دوباره برنامه رو ادامه دادیم مث اینکه وایستاده بود پشت در باز درو باز کرد اومد تو ایندفعه قیافش کم مونده بود اینطوری شه
گفت من عوضشو در میارم من عوضشو در میارم حالا میبینین

خلاصه کلی خندیده بودیم

ولی آخرش
به قول خودش عوضشو در آورد(حالا بماند چطوری) اما به عصبانی کردنش میارزید خیلی خوش گذشت 
قربون همتون
ما یه روز تو کلاس بی کار بودیم یکی از بچه ها که تو موسیقی استعداد خاصی داره شروع کرد به آهنگ زدن روی صندلیش ما هم که از خدا خواسته پاشدیم شروع کردیم رقصیدن
که یه دفعه معاون اومد تو کلاس گفت دستتون درد نکنه و با یه حالت چندش آوری از کلاس رفت بیرون
همین که رفت بیرون ما دوباره برنامه رو ادامه دادیم مث اینکه وایستاده بود پشت در باز درو باز کرد اومد تو ایندفعه قیافش کم مونده بود اینطوری شه
گفت من عوضشو در میارم من عوضشو در میارم حالا میبینین

خلاصه کلی خندیده بودیم

ولی آخرش
به قول خودش عوضشو در آورد(حالا بماند چطوری) اما به عصبانی کردنش میارزید خیلی خوش گذشت 
قربون همتون










گفتم اا ، این که الان سالم بود ، دوباره زدم ، باز دیدم اخطار میاد ، میگه تا 5 ساعت هیچ پسووردی رو وارد نکنید ، گفتم اینجوری میگه ایناها ، گفت کو ؟ نشونش دادم ، (انگیلیسی بود) ، گفت نه من چشم نمی بینه ، حرفتم باور ندارم ، پس بشین تا 5 ساعت دیگه که درست شه ، من اینجوری :
!!! آقای ... چه کاریه ؟ من میرم ، دفعه بعدی که اومدم بازی رو نشوتنوت میدم
، خدافظ