اينم از خاطره من :
از اونجايي كه تو ابتدايي 11 هم مي شدي بهت 20 مي دادن فكر كرده بودم راهنمايي اونم تو فرزانگان هم همينطوره!!! پس تو ترم اول مثل ابتدايي درس خوندم و رفتم سر امتحان!!!
-واااااااااي اينا چين، سوالن؟؟؟؟!!!
خلاصه كارنامم اومد و معدلم شد 19.31 واااااااااااااااااي الان خيلي نمره خوبيه به نظرم ولي فك كن از يه جا كه 20 بارون بود بياي يهو پايين 19.5 بگيري!!!!!!!! به هر حال گذشت!!!!
اولین نمره ی بدی رو که نشون مامانم دادم 16 از عربی بود مامانم یه حال حسابی بهم داد کامپیوترمو جمع کرد تا یک هفته هم نزاشت تلوزیون نگاه کنم اما نمره های عربی من هیه افت میکردن به جای این که پیشرفت داشته باشم
من کلاس اول بودم ریاضی
19 شده بودم
اونم جای به اضافه
منها کرده بودم
چه میشه کرد
دعوام نکرد اما کلی تمرین بالا بردن دقت و کلی کشمش و مویز بهم خوروند [-(
... یادمه اول ِ ابتدایی بودَم ، همون مواقعی که خانوم از رو الفبا بمون سر مشق می داد بنویسیم ، بـ این مدلی بدون نقطه رو باید یه صفحه می نوشتیم . من یکیشو کج نوشتـم طوریکه بجای بـ شبیه ِ زاویه 120 درجه بود .خانوم معلمم زیرش نوشت بیشتر دقت کن ، منم عین چیـا! ( عین هَمین ) گفتم : مامان ، یه چیزی بت بگم ناراحت نمی شی ؟ گف نه و من این سوال رو پرسیدم ُ پرسیدم تا دیگه جوابی نگرفتم : و گفتم جریان این بوده ... حالا واکنش مامان قابل پیش بینی ِ دیگه ! ...هر وَخ بش فک می کنم فکر ترک تحصیل تو ذهنم قوی تر و قوی تر می ش ِ !
ولی خُب از راهنمایی به بَد که هیچ وَخ نه کارنامه های مستمرم ُ مامانم دید نه جواب امتحانا ر ُ !
کلاس اول دبستان نمره املامو 14 گرفتم!
بعد ظهر که بابام اومد دونبالم گفتم :سلام!خوبی بابا؟!من املامو 14 شدم
بابامم در این حالت( ) بهم نگه کرد ...
خلاصه مشکل از طرف بابام حل شد...! B-)
بعد رفتیم خونه مامانم درو که باز کرد پریدم بغلشو کلی از مدرسه و اینا گفتم بعد آروم آروم بحثو به سمت املا و نمره و اینا بردم...!
بعدم گفتم راستی املامم 14 شدم!!!
بعدم که دیدم اوضاع داره خطری میشه و ...
رفتم تو اتاقم!!!
× الان که رفتم دوباره دفتر املا کلاس اولمو نگاه کردم(هنوز نگه ِش داشتم!!!) دیدم 12 شده بودم!!!
خوش به حال خودم که مامان بابام هیچی بهم نمیگن!
فقط وقتی کم شده باشم بهشون میگم کم شدم اگه ازم پرسیدن چند شدی میگم حالا!
دیگه هیچی نمیگن!
تازه معدل ترم اولم رو هم مامانم گفت خودت بگیرخودم گرفتم بعدبابام گفت بیار ببینم گفتم باباجان معدلم....شده دیگه کارنامه رو بیخیال!
بابام هم دیگه چیزی نگفت!
تازه معلم زیستمون گفت بایدمامانتون نمره تونو بدونه و ابنویسه من نمره رو دیدم!
من رفتم به مامانم گفتم مامان من نمره مو کم شدم بیا اینجارو همچین چیزی بنویس که اطلاع داری
مامانم گفت من دروغ نمیگم چندبار خواهش کردم نوشت وامضاء کرد بدون اینکه نمرمو بدونه!
مامان بابارو حال میکنی؟؟ B-) B-)
پارسال نمره زیستمو 12 شدم
منم قصد نداشتم بگم ولی معللمون دید سطح نمره ها کمه گفت امضا کنین بیارین
منم با جرئت تمام البته یکمم ناراحت بودم ولی مطمئن بودم مامانم هیچی بهم نمیگه
بهش گفتم مامان زیست 12 شدم ( تازه من در حد5 بلد بودم(کلیم خر زده بودما) اون7 نمرم تقلب کردم )
مامانمم گفت درس نخوندی دیگه میخواستی بخونی
منم گفتم خوندم و یادم رفته سخت بوده (جدا معلم زیستمون سخت ترین سوالا رو در میاره) خلاصه مامانم گفت حالا اشکال نداره جبران می کنی (من کلا درگیری زیادی با زیست دارم)
ولی کلا خیلی خوبه مامانم بهم گیر نمیده وقتی کم میشم
چون میگه تو درس میخنی حالا نمرم نمیاری دیگه خری
یادمه پنجم ابتدایی بودم
املا گرفته بودم 18.5
اون موقع حالم خیلی خراب بود
معلمه می گفت چرا ه پایانی رو شبیه ر مینویسی
وقتی به مامانم گفتم همچین از پشتم در اومد خودم کف کردم
خلاصه اصلاح شد
ممم درس یادم نیس من هر نمره گرفتم زیر 20 تو ذوقم خورد البته دبیرستان تقریبا خوب شد همه چی ولی فقط در حد 1 نمره! زیر 19 مساوی با گیر دادن!! فک کمیکنم 1ساعت داشتم سر اینکه چرا این اتفاق افتاد بحث میکردیم!