- ارسالها
- 3,306
- امتیاز
- 12,663
- نام مرکز سمپاد
- دبیرستان فرزانگان ۱
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1394
- دانشگاه
- دانشگاه تهران
- رشته دانشگاه
- علوم اجتماعی (انسانشناسی)
پاسخ : ساختمان پزشکان
واااااااااای ! این چیه ؟!
"همون قسمت هاي اول اين سريال اگر يادتون باشه برادر نيما (يعني ناصر) از زندان آزاد شده و اومده بود خونه نيما . حالا چه جوري اومده بود ؟ نيما بيدار شد ديد ناصر نشسته توي خونشون داره يک چيزي مي خوره ! زن نيما هم توي اتاق ديگري خوابيده بود . حالا نيما ميخواست بره سر کار ولي ناصر اصرار داشت من مي خوام بمونم خونه و زن داداشم رو ببينم و نيما ميگفت حالا برو خونه ي بابا من شب اومدم بيا ببين ولي ناصر اصرار داشت بمونه توي خونه تا نازنين بيدار بشه و ببينتش . البته قربون صدقه هاي نازنين و ناصر در قسمت بعد و اينکه نازنين چقدر ايشون رو قبول داره هم در ادامه همين اصرار ها بود."
اینجاس : http://www.takhribchimajazi.ir/hamsangaran/45-jelveha/1269-sakhteman-pezeshkan
ینی اصن فک نمیکنن که این فیلمه ! فک کنم توقع داشتن نویسنده رساله بزاره جلوش از رو اون فیلم نامرو بنویسه ! #
واااااااااای ! این چیه ؟!
"همون قسمت هاي اول اين سريال اگر يادتون باشه برادر نيما (يعني ناصر) از زندان آزاد شده و اومده بود خونه نيما . حالا چه جوري اومده بود ؟ نيما بيدار شد ديد ناصر نشسته توي خونشون داره يک چيزي مي خوره ! زن نيما هم توي اتاق ديگري خوابيده بود . حالا نيما ميخواست بره سر کار ولي ناصر اصرار داشت من مي خوام بمونم خونه و زن داداشم رو ببينم و نيما ميگفت حالا برو خونه ي بابا من شب اومدم بيا ببين ولي ناصر اصرار داشت بمونه توي خونه تا نازنين بيدار بشه و ببينتش . البته قربون صدقه هاي نازنين و ناصر در قسمت بعد و اينکه نازنين چقدر ايشون رو قبول داره هم در ادامه همين اصرار ها بود."
اینجاس : http://www.takhribchimajazi.ir/hamsangaran/45-jelveha/1269-sakhteman-pezeshkan
ینی اصن فک نمیکنن که این فیلمه ! فک کنم توقع داشتن نویسنده رساله بزاره جلوش از رو اون فیلم نامرو بنویسه ! #









(فقط واسه خندست و ادم هميشه به مغزش شك ميكنه 





اصولَن در همین حد می مونه =>