• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گشت ارشاد

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع shekoofeh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است.
چیزی که ایشون گفتن چندان مربوط به چیزی که ازش نقل قول کردید نداشت
ایشون دارن میگن عمل متقابل (=واکنش) یک مسئله فرهنگی، برخورد فرهنگیه
و عمل متقابل (=واکنش) یک مسئله‌ای که با جون انسان‌ها طرفه، برخورد جسمیه
پس نباید در مقابل فرد بی حجاب (که اگر بی حجابی رو یک ضدارزش در نظر بگیریم) به صورت جسمی پاسخ بدیم - مثالش میشه اینکه نباید اونو ببریم داخل ون
ولی اگه کسی داشت شخص دیگری رو با کمربند میزد، اون موقع باید به صورت جسمی (یعنی برخورد فیزیکی) باهاش رفتار کرد
برادر من چرا توضیح واضحات می‌دی؟
خیلیم ربط داره. ایشون می‌فرمایند حجاب مسئله‌ای‌ست فرهنگی و خود فرد باید به درک از آن برسد.
منم دارم می‌گم اگه نرسید اون‌وقت راه چاره چیه؟
 
برادر من چرا توضیح واضحات می‌دی؟
خیلیم ربط داره. ایشون می‌فرمایند حجاب مسئله‌ای‌ست فرهنگی و خود فرد باید به درک از آن برسد.
منم دارم می‌گم اگه نرسید اون‌وقت راه چاره چیه؟
من توضیح حرف ایشون رو زدم که یک تحلیل خوب جامعه شناختی از این پدیده دادن
درست میگید ایشون هم گفتن حجاب یک مسئله فرهنگیه و هم گفتن باید متقاعد کرد دیگران رو که حجاب بپوشن نه اینکه تحمیل کنن
ولی اشتباه حرفشون چیه؟
وقتی میگن مسئله فرهنگیه منظورشون این نیست که خیلی حساسه و بخاطر همین باید سفت و سخت باهاش برخورد کرد، اتفاقا دارن میگن باید به روش فرهنگی باهاش برخورد کرد
وقتی میگن دیگران رو متقاعد کنید منظورش این نیست که *مجبورش* کنید به این درک برسه، بلکه منظورشون چیزی شبیه امر به معروف هست که این هم یک برخورد فرهنگیه
 
من توضیح حرف ایشون رو زدم که یک تحلیل خوب جامعه شناختی از این پدیده دادن
درست میگید ایشون هم گفتن حجاب یک مسئله فرهنگیه و هم گفتن باید متقاعد کرد دیگران رو که حجاب بپوشن نه اینکه تحمیل کنن
ولی اشتباه حرفشون چیه؟
وقتی میگن مسئله فرهنگیه منظورشون این نیست که خیلی حساسه و بخاطر همین باید سفت و سخت باهاش برخورد کرد، اتفاقا دارن میگن باید به روش فرهنگی باهاش برخورد کرد
وقتی میگن دیگران رو متقاعد کنید منظورش این نیست که *مجبورش* کنید به این درک برسه، بلکه منظورشون چیزی شبیه امر به معروف هست که این هم یک برخورد فرهنگیه
مع الاسف من هر چی می‌گم شما می‌زنی جاده خاکی.
ممنون هم متن رو ترجمه می‌کنی هم اشتباهاتو تحلیل می‌کنی. عزیز من این‌جا رو با آزمون عربی قلمچی اشتباه گرفتی؟
دارم می‌گم خب، بعد این برخورد فرهنگی اگه طرف گفت نه نمی‌زنم، خب بعدش چی؟
 
این موارد باعث میشن به تمام جزئیات احاطه داشته باشن و همچنین باعث میشه متوجه بشن که موضوعات به یکنواختی چیزی که فکر میکنن نیست چون گذر زمان خودش گویای ماجراست
یه چیزی شبیه تمرین و تکرار تو درس خوندنه که باعث تسلط میشه و با استثنات آشنا
جدا ازینکه باید "احاطه به جزئیات" و "یکنواختی" رو تعریف کنید، سؤال اینه که چرا این‌ها باعث دانش بیشتر میشن؟ (راهنمایی: شما دانش رو هم تعریف نکردید، تعریف‌ش می‌تونه جلو بندازه‌تتون)
 
اما یه سوال چرا عوض ابنکه جواب طرف مقابل رو بدید بیشترش رو پاس میکنین طرق مقابل ؟چرا هر چی میشه سوال میپرسید واسه سوال هایی که کاملا واضحه؟
چیزی که شما "کاملاً واضح" می‌نامیدش در بهترین حالت چیزیه که در محدوده‌ی شهود مشترک اکثر انسان‌ها قرار داره، که خب در شهود من نیست. بابت همین باید برای من تعریفش کنید تا بتونم راجع بهش صحبت کنم.
واضحه که خشونت در هر موضوعی زشت دیده میشه
"زشت" یعنی چی؟
اگر انسان باشی و کمی از فضایل اخلاقی انسانی رو داشته باشی متوجه میشی که خشونت ظلم دعوا زور عصبانیت زشت و امید و مهربانی و...زیبا هستن دقیقا همون فضایل خدایی که به موجودات رسیده.
تا جایی که بهم اطّلاع دادن هوموساپینسم.
منتها هیچ‌کدوم از ویژگی‌هایی که شما "فضائل اخلاقی" می‌نامید رو ندارم، و سؤال بعدی اینه که فضیلت و اخلاق چین که این ویژگی‌ها فضائل اخلاقی محسوب میشن؟
گشت ارشاد از زور خشونت و عصبانیت استفاده میکنه
هر سه‌ی زور، خشونت و عصبانیت رو تعریف کنید.
 
پیش‌فرض هر گونه گفتگو و تعامل بین انسان‌ها و امکانش مبتنی بر توافق در بدیهیات زبان‌ه، مثل دستور زبان، معنی کلمات و اصطلاحات و غیره.
من این پیش‌فرض رو ندارم.
گاهی در بحث‌های تخصصی‌تر افراد برای هماهنگی، کلمات چندمعنی یا مبهم رو تعریف و به طور دقیق مشخص می‌کنند‌.
من لازم می‌دونم توی بحث با افراد، تک‌تک کلمات به یک معنی (=در اشاره به یک مفهوم) استفاده بشن، تا بحث به دقیق‌ترین شکل جلو بره.
اگه کسی سر بدیهیات زبان مشکل داره و معنی کلمات رو ندونه باید قید گفتگو و بحث و مکالمه با انسان‌ها رو بزنه چون پیش‌فرضش رو نداره و یا همیشه فرهنگ لغت به دست باشه و سر تعاریف وقت بقیه رو نگیره.
طرف حساب من توی بحث‌های مختلف افراد مختلفن نه فرهنگ لغت. طرف رو به روی من می‌تونه فلان کلمه رو برای اشاره به هر مفهومی استفاده کنه، و من باید بدونم این شخص داره به چه مفهومی اشاره می‌کنه.
 
یسری چیزا توی دسته بدیهیات قرار میگیرن مثل ذات انسان بودن.
من هیچ پیش‌فرضی (شامل اونایی که شما "بدیهیات" می‌نامید) ندارم.
تعریف من از انسان بودن که تو شاملش نمیشی:

موجودی مختار و عاقل که از این دو ابزار برای بقا و ادامه حیات خود استفاده میکند. زیاد درگیر این مورد عقل نشو چون درکش برات سخته
لطفاً "اختیار"، "عقل"، "بقا" و "حیات" رو تعریف کنید.
دقیقا کار تو نمونه بارز ترویج و تشویق خشونت علیه مردمه. دفاع کردن از این عمل یعنی تحمیل عقاید.
"خشونت" رو تعریف کنید.
آوردن دلیل و مدرک از اسلامت دلیلی بر دفاع نیست؟ میدونی مشکلت اینه که حتی خودت نمیدونی داری از چی دفاع میکنی و طرف کجایی؟
من دلیل و مدرکی از اسلام آوردم؟
 
سلام
خب ببینید، اینی که می‌گید منطقیه و من باهاش موافقم.( اگه فکر می‌کنیم کسی داره آسیب می‌بینه سعی کنیم بهش کمک کنیم) فقط شما دو چیز رو در نظر نمی‌گیرید:
۱. نحوه‌ی کمک: نحوه‌ی کمک، نباید طوری باشه که باعث آسیب بیشتر باشه، مثلاً فردی که داره با کمربند بهش آسیب زده می‌شه رو نباید بکشیم که بهش آسیب نخوره دیگه!
مسئله اینه که برای اینکه بتونید این رو بگید، باید در ابتدا هم "آسیب" رو تعریف کنید. (که من عمداً تعریف‌ش رو از کسی نخواستم تا بتونم بحث رو به طور حداکثری کش بدم، بله؛ مرض دارم)
۲‌. صورت مسئله: حجاب داشتن یا نداشتن یک مسئله‌ی فرهنگیه و "حتی اگه فرض کنیم" باعث آسیب می‌شه در وهله‌ی اول آسیب روانی و فرهنگیه، در حالی که کتک خوردن تا حد زیادی آسیب جسمی هست و تا حد زیادی با جون افراد سر‌وکار داره. نحوه‌ی این‌که شما بخواهید جلوی این دو مسئله رو بگیرید نباید یکسان باشه!
تقسیم‌بندی‌تون بر چه اسّاسیه؟ فرق آسیب فرهنگی، جسمی و روانی با هم چی‌ن؟
 
من موضع شما رو کامل متوجه نشدم.
سلام نرگس.
موضع من اینه که مخالفم که البته موضع کاملاً شخصی‌ای هست.
آقا شما می‌گید مسئله‌ی فرهنگیه. قانون می‌گه باید حجاب بزنی، بایده. بعد میاید پاسخ می‌دید فرد باید خودش به این درک برسه که بپوشه.
خب اگه نپوشید، چی؟
چی‌کار می‌کنید اگه بعد اون کارای فرهنگی مد نظر نپوشید؟
راستش این الآن به این بر می‌گرده که آیا حجاب باید حتما قانون باشه؟ راستش نمی‌دونم، حتی اگه چیز خوبی باشه نمی‌شه آدما رو مجبور کرد‌.
اگه نپوشید چی؟ بازهم نمی‌دونم. راستش این خیلی پیچیده‌ست و به نظرم دانش کافی رو ندارم که چیزی بگم. ولی اگه نظر شخصیم رو بخواین، هیچی. اگه نپوشید، خب نپوشیده.
ببخشید اگه یکم زیادی خلاصه جواب دادم.
من فکر می‌کنم جامعه مثل یک توده‌ی زنده‌ست یه جورایی مثل ماهیچه‌ی قلب که پیام انقباض و استراحت بین سلول‌ها رد و بدل می‌شه.
شاید ارزش ها و قانون ها از دل همین جامعه متولد می‌شن. مثلا تقریباً همه قبول دارن که قتل عمد کار درستی نیست و منطق هم همین رو می‌گه. پس قتل عمد یک ضدارزشه و قانون می‌شه که قتل عمد مجازات داره. این یه مثال واضحش بود.
ولی در موارد حساس تر مثل حجاب، خب انقدر واضح نیست که آیا لازمه، اصلا نباید باشه یا اختیاریه‌. ( فکر کنم الان اکثرا نظرمون اینه که اختیاری بهتره)

حالا اینا به کنار چیزی که منو گیج می‌کنه اینه که چی می‌شه اگه این توده‌ی زنده، تصمیم بگیره که مثلا دزدی کار خوبیه؟ باید چیکار کرد؟
یا اینکه مثلا اکثریت جامعه ورزش نمی‌کنن و با این کار به خودشون آسیب می‌زنن. آیا قانون باید کاری کنه تا از شهروندان محافظت کنه؟ کار فرهنگی هم که انجام می‌شه، ولی جواب نمی‌ده.
البته اینا کاملا جاده خاکین و ربطی به بحث مربوطه ندارن‌. :))
کار فرهنگی یعنی چی؟
فکر می‌کنم توضیح موضوع مورد نظر و گفتن مزایا و معایبش، کار فرهنگی خوبی باشه.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
Back
بالا