- ارسالها
- 2,075
- امتیاز
- 17,661
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگـان
- شهر
- شهرستان
- سال فارغ التحصیلی
- 1394
- دانشگاه
- ایران
- رشته دانشگاه
- پزشکی
پاسخ : 5 كيلومتر تا بهشت
چار تا !
صه دونگ صه دونگ فراموش شد :
بنظر من که پدرش هم به مامانش میگه یااصن نمی گه مامانه میگه این بچمونه نرو بگو و ای حرفا
تهشم پلیسا خودشون می فهمن همایونم می گیرن شیش ماه حبس ِ تعزیری ! ، او وخ ته تهش ،
شش ماه بعد رو نشون می ده که امیرحسین خوب شده و آیدا رو گرفته ،
آیدا با چادر پشت ِ شیشه زندانه داره با باباش حرف می زنه
بد باباش می گه عزیزم جمشید مرد ، بَداونام خوشحال می شن که به سزای اعمالش رسیده
بَد صحنه آخر ، بابا و آیدا و امیرحسین و بچه کوچیکشون به خونه می رن ( با همون صحنه معروف باز شدن در ِ قزل حصار )
مامانشونم فلج می شه
*پ.ن : بَد او وخ چه اسمای ِ بی ربطی .جمشید ، ایدا ؟
به نقل از ریــحــانــه :یه فیلم ؟!
کاش یه فیلم بود !
الان 3 تا فیلم توش روحُ شیطونُ جن داره !![]()
چار تا !
صه دونگ صه دونگ فراموش شد :

به نقل از !Poorya! :فرزند خلف به این میگن دیدید چجوری همه چیز رو به باباش گفت![]()
![]()
بنظر من که پدرش هم به مامانش میگه یااصن نمی گه مامانه میگه این بچمونه نرو بگو و ای حرفا
تهشم پلیسا خودشون می فهمن همایونم می گیرن شیش ماه حبس ِ تعزیری ! ، او وخ ته تهش ،
شش ماه بعد رو نشون می ده که امیرحسین خوب شده و آیدا رو گرفته ،
آیدا با چادر پشت ِ شیشه زندانه داره با باباش حرف می زنه
بد باباش می گه عزیزم جمشید مرد ، بَداونام خوشحال می شن که به سزای اعمالش رسیده
بَد صحنه آخر ، بابا و آیدا و امیرحسین و بچه کوچیکشون به خونه می رن ( با همون صحنه معروف باز شدن در ِ قزل حصار )
مامانشونم فلج می شه

*پ.ن : بَد او وخ چه اسمای ِ بی ربطی .جمشید ، ایدا ؟












