- ارسالها
- 525
- امتیاز
- 4,313
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان یک
- شهر
- سیرجان-کرمان
- سال فارغ التحصیلی
- 1392
- دانشگاه
- شیراز
- رشته دانشگاه
- مهندسی شیمی
پاسخ : خوابگاه و مشکلاتش
در مورد پست رادیکال،خواستم یه سری چیزا رو ذکر کنم
در مورد محدودیت خوابگاها،ساعت ورود و خروج هر جایی متفاوته.واقعا خوابگاه همه دانشگاها ساعت شیش و نیم مثلا بسته نمیشه.تهران که عمرا نمیشه با این ساعت زندگی کرد :د خود من که شیرازم،تا قبل عید ساعت 9 و بعد عید 10 بود. کسایی که امسال میخوان بیان دانشگاه و تصمیمشونه که خوابگاه بگیرن،نسبت به هر جمله ای که راجع به خوابگاه گفته میشه حساس میشن
دیدم که می گم.اینو خواستم تصحیح کنم که فک نکنین دارین میرین یه جای زندان طور :د
می دونین کلا تو خوابگاه نمیشه یه چیزو مطلق بیان کرد.که مثلا آره صدای آهنگ بلند باشه گیر میدن.بستگی به اینکه خوابگاه کدوم شهر باشه،آدمای دور و برتون کیا باشن،می رن اعتراض کنن،نمی رن اعتراض کنن
سرپرست چه جور آدمی باشه،خیلی چیزا فرق می کنه.اتاق ما جزو اتاقایی بود که کلا صدا آهنگش بلند بود
شکر خدا تا این لحظه هیچ تذکر و اتفاقی نبوده
اینه که می گم مطلق نیس.ولی خب بله تو خونه شما کاملا مختاری هر کاری دلت می خواد بکنی
درس خوندن تو خوابگاه سخت تره مسلما.شنیدم که برای بچه های پزشکی و دارو و اینا،تو خوابگاه درس خوندن واقعا سخته و خیلی از دوستام بعد یه ترم،خونه گرفتن.ولی راجع به مهندسیا فرق می کنه یه کم.هم اتاقیای خوبی اگه داشته باشین با توافق میتونین تو همون اتق درستونو بخونین،نشدم میرین سالن مطالعه.یعنی میخوام بگم جوری نیس که فکر کنین اگه اومدین خوابگاه،شرایطتون با هم کلاسیی که خونه داره یا دانشگاه تو شهر خودشه،اونقدر تفاوت بکنه که شما از لحاظ درس و مطالعه عقب بیفتین.تو رشته ما که شاگرد اولا همه خوابگاهین :د
من یه آدم به شدت درونگرا هستم
( شاهدم دارم همین جا
) ولی برام شکنجه آور نشد.از این جمله ام نترسین. بهم کمک کرد که کنار بیام با شرایط و مدلای زندگی کردن بقیه رو ببینم. بعضیاش به درد آدم می خوره 
در کل اینکه با اینکه خونه از لحاظ راحتی،چه تو درس خوندن،چه زندگی کردن کلا،چه حریم خصوصی و همه ی مزایایی که رادیکالم گفت،برتری داره،ولی به نظرم تجربه ی خوابگاه خیلی چیزا یاد می ده به آدم. ( این تیکه رو با ریاضیا بودم فقط
)
در مورد پست رادیکال،خواستم یه سری چیزا رو ذکر کنم

در مورد محدودیت خوابگاها،ساعت ورود و خروج هر جایی متفاوته.واقعا خوابگاه همه دانشگاها ساعت شیش و نیم مثلا بسته نمیشه.تهران که عمرا نمیشه با این ساعت زندگی کرد :د خود من که شیرازم،تا قبل عید ساعت 9 و بعد عید 10 بود. کسایی که امسال میخوان بیان دانشگاه و تصمیمشونه که خوابگاه بگیرن،نسبت به هر جمله ای که راجع به خوابگاه گفته میشه حساس میشن
دیدم که می گم.اینو خواستم تصحیح کنم که فک نکنین دارین میرین یه جای زندان طور :دمی دونین کلا تو خوابگاه نمیشه یه چیزو مطلق بیان کرد.که مثلا آره صدای آهنگ بلند باشه گیر میدن.بستگی به اینکه خوابگاه کدوم شهر باشه،آدمای دور و برتون کیا باشن،می رن اعتراض کنن،نمی رن اعتراض کنن
سرپرست چه جور آدمی باشه،خیلی چیزا فرق می کنه.اتاق ما جزو اتاقایی بود که کلا صدا آهنگش بلند بود
شکر خدا تا این لحظه هیچ تذکر و اتفاقی نبوده
اینه که می گم مطلق نیس.ولی خب بله تو خونه شما کاملا مختاری هر کاری دلت می خواد بکنی
درس خوندن تو خوابگاه سخت تره مسلما.شنیدم که برای بچه های پزشکی و دارو و اینا،تو خوابگاه درس خوندن واقعا سخته و خیلی از دوستام بعد یه ترم،خونه گرفتن.ولی راجع به مهندسیا فرق می کنه یه کم.هم اتاقیای خوبی اگه داشته باشین با توافق میتونین تو همون اتق درستونو بخونین،نشدم میرین سالن مطالعه.یعنی میخوام بگم جوری نیس که فکر کنین اگه اومدین خوابگاه،شرایطتون با هم کلاسیی که خونه داره یا دانشگاه تو شهر خودشه،اونقدر تفاوت بکنه که شما از لحاظ درس و مطالعه عقب بیفتین.تو رشته ما که شاگرد اولا همه خوابگاهین :د
من یه آدم به شدت درونگرا هستم
( شاهدم دارم همین جا
) ولی برام شکنجه آور نشد.از این جمله ام نترسین. بهم کمک کرد که کنار بیام با شرایط و مدلای زندگی کردن بقیه رو ببینم. بعضیاش به درد آدم می خوره 
در کل اینکه با اینکه خونه از لحاظ راحتی،چه تو درس خوندن،چه زندگی کردن کلا،چه حریم خصوصی و همه ی مزایایی که رادیکالم گفت،برتری داره،ولی به نظرم تجربه ی خوابگاه خیلی چیزا یاد می ده به آدم. ( این تیکه رو با ریاضیا بودم فقط
)









