• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جیم زدن

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع melika.m.r
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

تا حالا از مدرسه فرار كردين؟

  • خيلي زياد

    رای‌ها: 56 42.4%
  • اصلا

    رای‌ها: 34 25.8%
  • بش فكر كردم

    رای‌ها: 36 27.3%
  • حتما بش فكر ميكنم

    رای‌ها: 6 4.5%

  • رای‌دهندگان
    132
پاسخ : جیم زدن

سال اول كه بوديم زنگاي زبان كلا واسه پيچوندن قرار داده شده بود!
آقاي تجلي كه معرف حضور بچه هاي مشهد هستن ديگه؟! سال اول من يه جوري كلاس اينو دودر ميكردم كه همه بچه ها در عجب بودن! :)) :))
حالا ديگه هربار به بهانه هاي مختلف!
ولي يه بار يكي دوتا از بچه ها كنفرانس داشتن، بعد اينا از اون خودشيرينا بودن! طرف بعد كنفرانسش رفته بود چسبيده بود به آقاي تجلي و گير داده بود كه من خوب بودم و بهم چند دادينو از اين مزخرف بازيا! :-&
اين آقا داشت با اين دوست ما حرف ميزد كه من و دوستان 5 نفري از كلاس زديم بيرون! البته هممون باهم نه يكي يكي! ;D اون روز از همه ي جيم زدنام بيشتر بهم چسبيد! ;;)
 
پاسخ : جیم زدن

منکه تاحالاجیم نزدم...ولی یه سری ازبچه ها هستن کلا سر کلاس کم میبینیمشون!!جالب اینجاست کسیم نمیفهمه! X-(
حالایه بار امتحان زیست داشتیم چندنفر ازبچه هاواسه اولین بار سرزنگ دفاعی جیم زدن...دقیقا همون روز مدیرمون رفت هرکی جیم زده بود و جمعش کرد :)) :))
نتیجه اخلاقی: زیاد جیم بزنین..هرچی بیشتر جیم بزنین کمتر کسی میفهمه :|
 
پاسخ : جیم زدن

ي بار حوصله ي دبير شيمي نداشتم تو نمازخونه خوابيدم
ناظممون اومد دعوام كرد گفت بدو ب مامانت زنگ بزن بياد مدرسه
منم رلكس رفتم سر كلاس :)))))
ب دبيرمون گفتم حالم بدبود
 
پاسخ : جیم زدن

دوستم خیلی دلش درد میکرد زنگ تفریح باهم رفتیم اتاق که مثلا من اونو برسونو بر گردم زنگ بعد ادبیات داشتیم
خلاصه رفتیم اتاق بهداشت و کل زنگو همون جا موندم و حرف زدیم بعدشم واسه زنگ بعدش باهم رفتیم کلاس...!
 
پاسخ : جیم زدن

يه بار تو راهرو با دوستم داشتيم مي رفتيم سر كلاس، شيمي داشتيم، بعد يهو دوستم گفت ايي شيمي من حالشو ندارم منم گفتم منم همين طور بعد يهو برگشتم ديدم معلممون پشتمونه:(! رفتيم سر كلاس من خودمو زدم به قلب درد با دوستم از كلاسش در رفتيم:))! نميدونستيم با چه رويي بايد بر گرديم سر كلاس
 
پاسخ : جیم زدن

خب من امسال فقط دو سه ماه مدرسه رفتم
بقیش جیم بود.
 
پاسخ : جیم زدن

فردای اون روز امتحان داشتیم بعد همه بچه ها توحیاط ومعلم به تنهایی تو کلاس
 
پاسخ : جیم زدن

وای یه بار ساعت غذا بود بعدش کلاس داشتیم و اجازه نداشتیم بریم بیرون من و یکی از دوستام جیم شدیم داشتم از ترس پس می افتادم.
 
پاسخ : جیم زدن

کلا من تو عمرم یکی دوبار بیش تر جیم نزدم آخریش 18 فروردین روز شنبه بود.همین امسال. راستش ایتقدر بلا از اول عید سرمون اومده بود که کلا من که برنامه داشتم نصف کمپل رو بخونم + Grammar in use حتی به انجام تکلیف هام هم نرسیدم! ;D
کل تکلیفام رو با اسکن کپی و از این و اون و کشت خودم تو 2-3 روز آخر انجام دادم ولی این ریاضی لامصب یه چیزایی داده بود تو کلاس که چه عرض کنم تو هیچ جزوه و کتابی ندیده بودم!

از اونجا که تکلیف ریاضی و تجربی یکی بود من هم تجربی زنگ زدم به یکی از این ریاضی ها که درسش نسبتا خوب بود نگو اون هم خیلی بهتر از من نیست. خلاصه من گفتم چه کنم چه نکنم دیدم که یه برگه فیزیک رو هم ندیدم و فردا هم تا ساعت 4 مدرسه ایم گفتم بذار خودمون رو مریض کنیم!!! >)

خلاصه از ساعت 9 به بعد جمعه همش دنبال ـه راه های مریض شدن بودم و کلی نکات جدید هم یاد گرفتم که اگه کسی نیاز داشت پ.خ بده بهش یاد میدم >) ;D

ولی از اونجا که امکانات در دسترس نبود و از اونجا که تسلطی نسبی بر درس گوارش داشتم ، تصمیم به انجام کاری وحشتناگ گرفتم :-"

رفتم به زور از یه گوشه ی خونه دو سه مشت پر تخمه کدو و یه مشت آلو خشکه برداشتم و اول آلو رو خوردم و یه ساعت بعد همه تخمه ها رو با هم قورت دادم! مغزم(معده ـم نه) از شدت اون همه نمک هنگ کرده بود! :-&
ولی دیدم بالا نیاوردم!

از ساعت 12 تا 3 نصفه شب هر چی موسیقی اعصاب خود کن بود پشت سر هم گوش دادم ! از جمله اون موسیقی از شوپن که شبیه ـه مارش نظامی ـه + موسیقی های روانی کننده مزیثه ای برای یک رویا ! :-\

خلاصه دیگه کلا خستگی و گوش درد و سر درد و دل درد و فشار خون بالا هم باعث شد من :-& بیارم هم خون دماغ بشم :))

حاضرم نبودم که از تخت پاشم! مامانم با اینکه کارش دیر شده بود رفت مدرسه ـمون و توجیه کرد.

* نکته ی جالب تر از همه این بود که اصلا تکالیف عید رو نگاه هم نکردند :| و بدتر از اون اصلا ریاضی تجربی ها رو اشتباه داده بودند :|
 
پاسخ : جیم زدن

.
 
  • لایک
امتیازات: s123
Back
بالا