• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودشون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع مهسـا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

وختی تمرکز ندارین درس نخونین
وختی حواستون به جای دیگست و کتاب جلوتونه کتاب رو ببندین و برید استراحت کنین تا ذهنتون امده درس شه و برگردید.الکی تایم درس خوندن نذارین که بگید ساعت بالا میخونم اما عملن بی نتیجه باشه
وختی تایم خوندنتون کم شد نگران میشید و درصدد جبرانیدن برمیاین

از هر فرصتی برای درس خوندن استفاده کنین
مثلن صبا که دارید میرید مدرسه یه فلش کارتی یا خلاصه ای همراهتون باشه که بخونید.یه مشاور داشتم که میگف هیچ کس از درس و تلاش نمرده
یه سال سختی می ارزه..........

اگه خسته شدین استراحت کنین
وختی خسته این درس نخونین
سعی کنین همیشه با بازدهی بالا یخونین

بین ترم 1 و 2 یه برنامه تفریحی کوتاه بذارین
اگه ترم 1 تلاشتون زیادباشه خسته میشین.برای اینکه بتونین ترم 2 هم مثل یک موفق باشین.یه برنامه استراحت بذارین.مثل یه سفر کوتاه

وختی درس میخونین یه دفترچه مربوط به اون درس کنارتون باشه
هردرسی میخونین چه عمومی چه اختصاصی چه زمان خوندن کتاب درسی چه تست نکات مهم فرمولا رو یادداشت کنین
اینطور باخوندن اون نکات اون مطلب کلش تو ذهنتون میاد
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

از همون اول با جدیت شروع نکردم
پس با جدیت شروع کنید
ارومو پیوسته بخونین یعنی همیشه و هر روز بخون حتی شده واسه ی محدود زمانیه کم!!
همیشه ساعت مطالعه رو بنویسین حتی اگه کم بود.
یه دفتر کوچیک یا ی برگه بذارین کنار دستتون که افکار مزاحمو روش بنویسین.
این کارایی بود که من دیر به به فکرشون افتادم شما هنوز وقت دارین پس بجنبین ;)
 
پاسخ : کارایی که باید می کردم! ولی ...

به نقل از Pn.f :
من یک کار یادم میاد! باید زودتر از اردیبهشت شروع به خوندن میکردم! :( فکر میکردم باید همه امتحانا رو بدیم بعد بشینم تست بزنم و واسه کنکور بخونم!
ینی اردیبهشتی که سال بهد کنکور داشتی یا اردیبهشتی که همون سال کنکورت بود؟؟؟
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

اول و دوم و سوم که تنبلی بود ;D اصن اراده نداشتما کلاس به هم میخورد بچه ها میگفتن تا 12 بریم گیم نت منم بدون مقاومت میرفتم
چارم تخمه بود خوردن تنقلات مخصوصا پوست دار خیلی تمرکزو کاهش میده
پنجم موسیقی اولا حوصله نداشتم درس بخونم با موسیقی خودمو رو صندلی میشوندم بعدش معتاد شدم حواسمم پرت میشد
شیشمم همون موسیقی بود بعد مدتها دوباره رفتم سراغ رپ(ای بر پدر رفیق ناباب) بعد همش پیگیرش بودم
بقیه شو فک میکنم میگم
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

من چند تا نکته به ذهن ناقصم میرٍ3 :

هر زمان دقیقا چیزی رو میخوندم که حسش باشه

اصلا برنامه ریزی روزانه نداشتم (از این برنامه ها که مینویسن مثلا ساعت فلان ،فلان درس ، اون ساعت اون یکی درس و ...)

توی قید و بند فرمول نبودم

تا یه چیز رو نمیفهمیدم سراغ تست نمی رفتم

به ظاهر تکراری : مفهومی می خوندم

خیلی اهل تست های تالیفی نبودم.

هر آزمون سعی میکردم منابعش رو تموم کنم

و ...
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

چرا اینجا همه ناراضی ن ؟
من می خوام ابتدا کمی از علل موفقیت بگم ;D (بعدش علل عدم موفقیتامو هم می گم. چون می تونستم خیلی بهتر بشم ;D)
من اولن از همون اول خیلی جدی درس خوندم. (از همون اول، منظورم اول پیشه وگرنه که تا قبلش شب امتحانی بودم.) چون هدفم معلوم بود و به نظرم کاملا حقم بود که برسم بهش ;D
دومن عاشق رشته ای بودم که داشتم واسش تلاش می کردم. >:D< من اصلن رشته م ریاضی بود دوم دبیرستان. به عشق پزشکی اومدم تجربی. به عبارتی من به خاطر رتبه خوب نرفتم پزشکی، به خاطر پزشکی رتبه م خوب شد (نسبتن البته ;D)
سومن از هر کسی سعی می کردم کسب تجربه کنم. :> تقریبا با همه رتبه های خوب کنکورای سال پیش، هر بار میومدن مدرسه حرف می زدم. از بچه خرخونامون هم همیشه کلی سوال می پرسیدم. چون تا قبلش بچه ی درس خونی نبودم راه های درس خوندنو نمی دونستم
چهارمن سرعتم زیاد بود تو تست زدن ! با تست زدن زیاد می شه سرعتو برد بالا
پنجمن زیاد آدم استرسی ای نبودم. سر کنکور استرس نداشتم زیاد.
ششمن آدمای خوبی دور و برم بودن. هم درس خون بودن و هم کمک می کردن و هم از این رقابتای ناسالم نداشتیم با هم. کلا اگه آدمای درس خون دور و بر آدم باشن و آدم خودشو با اونا مقایسه کنه بهتر می شه

حالا عدم موفقیتا ;D
مهمترینش اعتماد به نفسم بود :| ! اعتماد به نفس خیلی خیلی مهمه که من نداشتم زیاد
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

سر کنکور استرس زیادی نداشتی ، اما میگی که ، اعتماد به نفس نداشتی ؟!
میشه توضیح بدی ؟ ممنون .
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

به نقل از dark-night :
سر کنکور استرس زیادی نداشتی ، اما میگی که ، اعتماد به نفس نداشتی ؟!
میشه توضیح بدی ؟ ممنون .
خب اینا زیاد ربطی به هم ندارن ;D
من مثلا درصدای رتبه های یه رقمی رو که نگاه می کردم، می دیدم خیلی چیزای عجیبی نیست. ولی وقتی به این فک می کردم که می تونم این درصدا رو بزنم به خودم می گفتم برو بابا ;D
استرس نداشتم چون دلم می خواست زودتر کنکورو بدیم راحت شیم و به این فک می کردم که اگه سخت باشه واسه همه سخته و کلا چون زیاد آزمون داده بودم (قلم چی و آزمونای مدرسه) واسم عادی شده بود تقریبا
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

منم بگم؟

من از همون اول درس خون بودم. اصن عاشق درس خوندن بودم. ولی اصلن خودمو خسته نمیکردم. من ساعت مطالعم خیلی کم بود. حتی سال کنکور. ولی 100% یا 90درصدش مفید بود. ینی وقتی حس میکردم حوصله ندارم یا بازدهم پایینه اصلن نمیخوندم. وقتی هم خوابم میومد میخوابیدم. خوابمم کم نبود. عادت بدنم این بود و من چون نمیخواستم با خواب آلودگی درس بخونم، خوابمو کم نمیکردم. البته اینا رو نمیگم که هر وقت عشقتون کشید برین بخوابین و تفریح کنید ;D و یا هی توهم داشته باشید که خسته اید و باید استراحت کنید.

ببینید شما باید خودتونو بشناسید. هر کسی یه عاداتی داره. مثلن من اینجوری راحت بودم که هروقت خسته میشدم باید استراحت میکردم. ولی شاید یکی دیگه بخواد این کارو انجام بده میبینه تمام مدتشو به استراحت یا خواب گذرونده! پس هر چی که ماها میگیم لزوما برای همه چاره ساز نیست

مشکلی که من داشتم این بود که چون تو مدرسه و شهر همه روی نتیجم حساس بودن، خیلی بهم استرس وارد میشد واین باعث میشد بعصی وقتا نتونم نتیجه ی مناسبی بگیرم. که در آخر تو نتیجه ی کنکورمم تاحدودی تاثیر داشت... [-(

بعد اینکه وقتی نتیجه ی خوب نمیگرفتم چن روز اول خیلی ناراحت میشدم ولی بعدش سعیمو زیاد میکردم و آزمون بعدشو خیلی خوب میدادم! ولی وقتی نتیجه ی خوب میگرفتم، بعضی وقتا جو گیر میشدم و نمیخوندم! ;D

بعد اینکه من همش نیاز داشتم روی هدفای کوتاه مدت متمرکز بشم. ینی هی میگفتم حالا کو تا کنکور! ینی اگه آزمونای دو هفته یکبار قلمچی نبود من نمیتونستم نتیجه ی خوب بگیرم. ولی همین آزمونا باعث شد من خبلی خوب بخونم.

ولی خب من این اواخر نتونستم خوب جمبندی کنم و بعد ازعید افت کردم. علتشم این بود که بابام مریض شد و دچار شوک روحی شدم واقعا. ینی خرداد ماه رو باعذاب و گریه گذروندم من... البته دست خودم که نبود... خداخواسته بود حتمن
 
پاسخ : عوامل موفقیت و عدم موفقیت پشتیبان‌ها از نظر خودش

فرصت دو هفته ي آخر تابستان را جدي بگيريد .
 
Back
بالا