• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطره هامون با معلم ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع ستی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : خاطراتتون از بهترین معلماتون

من همه معلمامو دوست داشتم بجز خانم پرده شناس (معلم کلاس دوم ابتدایی)که ازش متنفرم.........!!!!
 
پاسخ : خاطراتتون از بهترین معلماتون

من معلم خوب زياد داشتم و دارم.بنظرم همه ي معلما در جاي خود بهترينن. من كه شخصا همشونو دوست دارم و بعنوان معلم ستايش ميكنم...
اما هميشه استثنا هايي هم وجود دارن كه بيش از بقيه ارزش دارنن
مثلا من معاون مدرسمو از اعماق وجودم دوست دارم و براش احترام زيادي قايلم اميدوارم كه اونم لا اقل كمي منو بعنوان يه دانش آموز دوست داشته باشه...
يه نكته اي هست كه دلم ميخواد بنويسم اونم اينه كه خواهشا به كسايي كه معلمشون رو خيلي دوست دارن و سعي ميكنن بيشتر كنار اون معلم باشن,الفاظي مثل خود شيرين و...نديد . اين كلمات و القاب جدا از زير سوال بردن شخصيتتون,باعث شكستن دل دوستتون ميشه و ممكنه تا سالها دل اون شخص با شما صاف نشه.
...البته اينا نظرات شخصي منه و هر كس نظر خودشو داره
 
پاسخ : معلم جان بگو....

معلم ادبیات سال سومم میگفتن که :(از زبان معلم ادبیات )
یه روز امتحان داشتم و کلاس مام کلاسی بود که بچه ها خیلی تقلب میکردن و نمازخونه ای داشتیم که موکت داشت هنوز فرش نداشته مام همه بچه ها با خودکار اومدیم و روی موکت ها تقلب نوشتیم خود من هم ی دوسه جمله ای نوشته بودم و هممون کاغذامونو گذاشتیم روش تا معلم بیاد و امتحان و بگه
معلممونم که نمیدونیم از کجا فهمیده بود اومد تو نمازخونه (اقا بودن )و زیر دست همه ی ما رو نگاه کردن و مارو بردن تو کلاس تا امتحان بدیم و از همه ما دونمره کم کردن :D
 
پاسخ : خاطره هامون با معلم ها

امسال پیش دانشگاهی بود
علاقه بسیار زیاد و متقابل من و معلم جغرافی
روز اخر و جلسه اخر سر کلاسش نشسته بودیم
داشت تعریف میکرد
من بغض کردمو صورتم اون طرف کردم ک منو ننبینه
اما ید اونم بغض کرد....وبحثو عوض کرد
.
.
.
یادش بخیر ی بارم رضایت ناممو امضا کرد ....
 
پاسخ : خاطره هامون با معلم ها

معلم زیست سال اول دبیرستانمون خیلیییی باحال بود
خیلیییی درس دادنش پر مفهوم و دقیق بود طوری که مثلا فصل میتوز و میوز رو در حد سوم درس میداد یا ژنتیک رو خیلی کامل درس داد همون سال اول
یه چیزی که بود خیلی خانوم ارومی بود و لحن صداش اروم و یکنواخت بود ( مث لالایی :D)
یه نکته مثبت دیگشون هم این بود که اصلا هیچ کدوم از دانش اموزا رو به اسم نمیشناختن
خودم ۳ بار قبل از کلاس رفتم پیشش گفتم میشه امروز از من نپرسین ؟ گفت اسمت چیه؟ بعد گفت باشه این جلسه نمیپرسم ازت :D و این روند نزدیک ۴ بار تکرار شد :))
بعد به خاطر لحن صداشون :D و البته اینکه ما هم دو روز هفته زنگای اخر زیست داشتیم :D کلا فقط ۲ جلسه از زیست رو تونستم استفاده کنم :)) بقیشو خواب بودم :))
اگه از درسایی که میدادن استفاده میکردم خیلی به سال سومم کمک میکرد ولی افسوس :-< :D
 
پاسخ : خاطره هامون با معلم ها

یه سری با یکی از بچه ها قصد داشتیم کلاسو بپیچونیم ولی دیر به خودیمون جنبیدیم دبیر اومد سر کلاس!یه سلامی عرض کردیم خدمت دبیر محترمه و بدون این که بفهمه رفتیم بیرون! :-[
بعد جلسه دیگه که اومدیم سر کلاس درس رو دوباره داد :| گفت چون غایب داشتیم درس رو دوباره تدریس میکنم :| و واقعن هنوز واسم سواله واقعن واسش سوال نشد اومدم تو کلاس 2 نفر بهم سلام کردن کجان؟؟؟ :|
 
پاسخ : خاطره هامون با معلم ها

یه معلم بسیار گرامی داشتیم سال کنکور عرض کردند که : قبل کنکور جغدید، بعد کنکور طاوس میشید :-" :))
 
پاسخ : خاطره هامون با معلم ها

یه معلم داشتیم خیلی مهربون بود .... خیلی دوسش داشتم :x .... بعضی وقتا دخترشو میاورد درس میداد .... تازه دخترش فکنم از دانشگاه دراومده ... گفت عروسیش دعوت میکنه ولی دیگه هیچی ازش نشنیدم .
 
پاسخ : خاطره هامون با معلم ها

یه روز تو کلاس فیزیک یکی از بچه بو داد دبیر فیزکمون گفت کی خودشو راحت کرد ما رو نارحت.آخه من از دست شما چیکار کنم.خوب برین مستراح دیگه لاقل برین بیرون در =))
 
پاسخ : خاطره هامون با معلم ها

يه معلم زمين داشتيم براش تولد گرفتيم تولدش نبود فقط كيك گرفتيم و كلا كلاس و شلوغ كرديم :D خيلي خوش گذشت خودش كه پوكر فيس بود ما هم اومده بوديم وسط كلاس برف شادي ميزديم
 
Back
بالا