• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تا حالا ضایع شدین/کسی رو ضایع کردین؟!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع شقایق س.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
روزهای اول دبیرستان بود و زیاد کسی با کسی دوست نبود
یکی از بچه ها اومد انشاش رو بخونه یه کلمه رو(یادم نمیاد چی بود) خیلی تکرار کرده بود منم از یه جایی به بعد شروع کردم شمردن فکر کنم 10-11 باری شد بعدشم سر همین مسخرش کردیم و خندیدیم و اینا
دفعه بعدی که نوبت همین دختر شد بهش گفتم بخون ببینیم این دفعه چندتا فلان(همون کلمه هه) داری، اونم گفت به تعدادِ فوضولی های تو :' ))) هیچی دیگه معلم به زور جلوی خندشو گرفته بود و من در افق محو شدم
.
.
راهنمایی که بودیم خیلی بقیه رو ضایع میکردیم و میخندیدیم و اینا، و فکر میکردیم خیلی باحالیم و همش شوخیه ولی واقعا یه جاهایی دل خیلی هارو شکوندیم و خب چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ :-??
 
معلم دفاعیمون میخواست ازمون بپرسه و نمره بزاره . اول کلاس گفت یکی یه کتاب بهم بده و کتابم تا آخر زنگ دستش بود . منم پریدم کتابمو دادم بهش . کتاب نداشتم پس ناچار به جاش نشستم فارسی میخوندم (اونم قبل پرسش دفاعی)
بعد صدام کرد بیام جواب بدم و اولین چیزی که گفت این بود : داشتی یه چیزی از رو کتاب میخوندی حفظ میکردی . کدوم قسمت درس بود؟
من : کتابم که دست شماس . اونم کتاب فارسی بود.
من : 😎
معلم😑
کل کلاس : سس ماست

و با نمره 20 برگشتم سر جام نشستم
 
اوف اصلا من این تاپیک رو آباد میکنم
مهمون اومده بود خونمون بعد تهدیگا رو ظاهرا باید دست به دست جابجا میکردیم هر کس هر چقدر میخواست بر میداشت میداد بغلی
به من رسید ، من گفتم نه ممنون بشقاب تهدیگو گذاشتمش رو سفره
نفر بعدی : 😐😑
و منی که سعی در فهم موضوع داشتم : 🤔🤔
و دیگز دوستان : ( حجم زیادی پوکرفیس )
 
یدونه سوتی از خودم یادمه که اصلا قابل بیان نیست
ولی تو یه کنگره ای بودیم ، طرف ازم پرسید از کدوم استانین ، دوستم جواب داد شهر گلستان استان گرگان
 
الان یه پیامی واسم اومد
رفتم بالا ببینم خودم بهش چه پیام هایی دادم
یکی بود که خیلی باهاش رودرواسی داشتم
بعد با یه پیامی مواجه شدم که اولش نوشته بودم
(اینو براش میفرستم ببین خوبه ؟)و زیرش متنو نوشته بودم 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
ظاهرا اول برای خواهرم فرستاده بودم که تایید کنه متنم خوبه یا نه و همونجوری فرستاده بودمش 🤣🤣🤣🤣🥴
 
یادم نمی‌آد. ولی خاطره‌ی ضایع شدن یکی از هم‌کلاسیام:
سر کلاس فیزیک نشسته بودیم و یکی از بچه‌های کلاس یهو صدای خنده‌هاش بلند شد. کلاس در سکوت کامل بود قبلش.
یهو معلممون از پای تخته روشو برگردوند بهش گفت:
+چیه؟ عکس خودتو دیدی؟
:)
 
Back
بالا