• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ایمان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع پوریا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

ایا ایمان دارید؟ایا با فلسفه ی ایمان(شک نکردن و پایان شک)موافقید؟


  • رای‌دهندگان
    34
پاسخ : ایمان

مورد الواحد اینکه من در حدی نیستم که بخوام راجع به یک موضوع به این مهمی قضاوت کنم،ثانیا اینکه مطمئنم قبل از ما خیلی از علما و اندیشمندان در این مورد خیلی فکر کردن.
ثالثا اینکه من خبر دارم از افرادی که به علت تفکرات مابعدالطبیعه و اثبات خدا در ذهن خودشون دیوانه شدن پس به نظرم بهتره زیاد نرید توو عمقش.
مورد اربع اینکه همون طور که شما اشاره کردید نمیخوایم در مورد اثبات وجود داشتن یا نداشتن بحث کنیم، راجع به ایمان داشتن حرف بحث میکنیم پس بهتره که بگم ایمان از کجا سرچشمه میگیره؟! به نظر من ایمان از ذهن سرچشمه میگیره، در کجا ساکن میشه؟! در قلب.خب؟ عقل من قبول کرده که خداوند آفریدگار جهانه و ما همگی معلولیم، معلول نمیتونه عالم و خالق خودشو کامل بشناسه، فقط میدونه که هست، بر فرض مثل ما یه آدم برفی میسازیم، آدم برفی میتونه بفهمه ما کی هستیم؟و چون ما خودمون مخلوقیم نمیتونیم خالق خوبی باشیم! چون اگه بودیم میتونستم به آدم برفی عقل و فهم عطا کنیم! ولی خداوند خالقِ خلق کنندگانِ..!و مخلوق نیست! پس در این مرحله عقل خداوند رو می پذیره، سپس میخواد به خدا نزدیک بشه! میخواد جزو مخلوقات نزدیک به خداوند قرار بگیره! چیکار میکنه؟! میره دستورات و خواسته های آفریدگار خودش رو اجرا میکنه. و چون میدونه آفریدگارش برترینه و جز اون هیچکس دیگه ای در دنیا یاور اون نیست و مخلوق حاضره هر کاری براش بکنه، یا در راه نزدیکی به خداوند انجامش بده، و این همون جایگاه ایمانه در قلبش یعنی اعتماد به هدف و غایت و انجام دادن اموراتی که به نفع فرد و تقرب به خداونده. :)
 
پاسخ : ایمان

یه نکته ای این جا هست‏!‏
شاید شما بتونین تو انجمن اعتقادی پایه ی بحث رو از اینجا بذارید که خدایی هست با همه صفاتی که حالا فرضن تو دین اسلام ذکر شده ولی تو انجمن فلسفه قطعن نمیشه
بحث سر این نیست که تا چه حد میشه خدا رو شناخت
بحث سر اینه که تا چه حد میشه به وجود خودت دیگران خدا یا کلن به وجود مفهومی به اسم‏"حقیقت‏"‏ اعتقاد داشت
 
پاسخ : ایمان

به شخصه در زندگی نظرم در مورد چیز های مختلف بار ها و بار ها تغییر پیدا کرده فکر نمی کنم هیچ وقت بشه شک نکرد .
مهم ترین استدلال و دلیلی که برای ایمان آوردن بیان میشه اینه که " عقل ما ناقصه و نمی تونیم در مورد خدا و ... فکر کنیم و نمی تونیم راه درست را تشخیص بدیم و ... "
خوب به فرض که عقل ناقصه . باید با همون عقل ناقص به وجود خدا یا هر چیز دیگه پی ببری و بفهمی به چی ایمان بیاری ... پس اگر عقل ناقصه که هیچ وقت نمی تونی تشخیص بدی به چی ایمان بیاری به چه دینی به چه خدایی و ... ممکنه دچار اشتباه بشی ...
پس در کل فکر نمی کنم بشه به چیزی ایمان کامل داشت !
 
  • لایک
امتیازات: dorna
پاسخ : ایمان

هیچ وقت نمیشه به هیچ چیز شک نکرد، اما هیچ وقت هم نمیشه که به هیچ چیز ایمان نداشت. باید به یک چیز ایمان داشته باشی (ایمان راسخ) تا به قول گاردر : پایه بنا رو جای سستی قرار ندی.
 
پاسخ : ایمان

هر لحظه که بیشتر در این مسیر پیش میروم بیشتر به درستی گزاره ام میرسم:عشق و خدا دو چیزی هستند که باید در انها انقدر شک کرد تا به ایمان رسید...
 
پاسخ : ایمان

به نقل از prabd.chess :
برداشت من از حرفت در یک جمله:اثبات خدا با قلب است نه با عقل...

دلیلشم اینه که عقل ما محدوده و نمیتونه خدا که خالقشه رو درک کنه ...
خدا رو میشه از نشونه هاش در اطرافمون شناخت و عاشق شد ...
و من در حدی نیستم که بخوام بیشتر توضیح بدم ....

شاید بگید خیلی تعصبی حرف میزنه ولی برای اینکه خدا براتون اثبات بشه هم از خودش کمک بخواید ;)
موفق باشید
 
پاسخ : ایمان

ايمان داشتن براي من اين معني رو ميده كه به كسي اعتماد كني با تمام وجود !
من اگر به خدا ايمان نداشته باشم چه طور جرات مي كنم پاهامو روي زمين بزارم در حالي كه هر لحظه ممكنه زير پام خالي بشه .
و باور داشتن كه بايد تجربي بدست بياد نميشه نشست تا خدا بياد خودشو به ما ثابت كنه . من صداش كردم جوابمو داد .نه اين كه من بگم اين كارو بكن انجام داده باشه .
حالا ديگه هيچي نمي تونه باورم رو ازم بگيره .تجربه كنيد ! ;)
 
پاسخ : ایمان

به نقل از prabd.chess :
خب ممنون از درنای عزیز که تاپیک رو حداقل سرپا نگه داشت >:D<
من هم اخری رو انتخاب کردم...به نظرم اگه در انسان در هر زمینه ای به کمال برسد دیگه انگیزه ای برای زندگ نخواهد بود...حال ایمان نیز کمال در زمینه ی انتخاب است...پس...
انسان در حد خودش به کمال میرسه نه در حد حقیقت
حد حقیقت کمال بالاترینه که تعریف نشده و انسان بهش نمیرسه
پس انسان در واقع به کمال میرسه نه در حقیقت
 
پاسخ : ایمان

من خودم به شدت به خدا اعتقاد دارم ولی به پیامبرا و اینا اصلا چون به نظرم دلیل محکمی نداریم که بگیم حتما همچین آدمایی بودن

نظرمم اینه که تصوری که من از خدا دارم با بقیه فرق میکنه و امکان نداره که درک من از خدا با درک یکی دیگه از خدا یکسان باشه

و یه چیز دیگه اینکه اگه انسان بخواد به چیزی شک نکنه هیچوقت پیشرفت نمیکنه و اگه اینطوری بود ما هیچوقت نباید به فرضیه ی چرخیدن خورشید به دور زمین و مرکزیت زمین در جهان عالم شک میکردیم و الان توی این مرحله از تکنولوژی نبودیم

اعتقادات ما هم دقیقا همینطوریه ما باید بهش شک کنیم تا به چیز محکم تر ایمان بیاریم
 
پاسخ : ایمان

من به عقاید خودم ایمان دارم حالا این عقاید می تونه بر خلافه مذاهب دیگه هم باشه.
ولی برای اینکه بخوای به چیزی ایمان بیاری باید درکش کنی و واست اثبات شه و از نظر قلبی واقعا سخته چون پای احساسات وسطه ممکنه اشتباه کنیم واسه همین من از نظر عقلی ترجیح میدم برا عقلم اثبات شه خوب یه راست میریزه تو قلبم دیگه ولی خوب اگه ما مبدا و مقصدی داریم ولی خدا نداره خوب شاید خدایی نیست و ما هم مبدا و مقصدی نداریم همونجور که خدا نداره هان؟ :-\
 
Back
بالا