• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

"هميشه حق با اكثريت است"؟!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع ساقي
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

توی پستمم یه اشاره ای کردم، سیستم تخصص گرا !
بزار یه مثال بزنم، الان ما یه چیزی داریم به اسم مجلس شورای اسلامی. این جریانش چیه؟
مثلا یه جوون 30-35 ساله توی یه شهر دور از مرکز میاد مقادیری پول خرج میکنه، و همه ی افراد حوزه انتخابی شو به نوعی میخره. بعد اونا هم بهش رای میدن و طرف مثلا با 2000 تا رای میاد توی مجلس.
بعد این آدمی که صرفا با خرج کردن پول باباش اومده توی مجلس، مستقل از میزان توانایی ها و اطلاعاتش، میاد درمورد قوانین کشور اظهار نظر میکنه و یک رای داره!
بدیهیه که این سیستم غلطه
اگه نظر منو بخواید (که من متخصص نیستم و نباید بخواید ;D ولی میگم) به نظرم مجلس سه سطحی، کمی شبیه به سنا، متشکل از مجلس نمایندگان مردم، مجلس متخصصین و مجلس قانون گذار که به ترتیب سطح قدرتشون بیشتر میشه میتونه در کنار یک سیستم نخست وزیری برای کشور مناسب باشه!
از نظر من هرچقدر سطح دسترسی عوام به تصمیمات بزرگ کشوری کمتر باشه، کشور موفق تر خواهد بود!

الان چند نفر میدونن دقیقا برنامه هسته ای ایران چیه؟ چند نفر میدونن ایران به چی نیاز داره؟ چند نفر اصلا میتونن یه کسب و کار درست راه بندازن؟ حالا اینا بیان مثلا رئیس جمهور یه کشورو انتخاب کنن؟ به نظرم غلطه!

(البته این بحث به شدت مفصله و اینجا و توی یه پست نمیشه ادم نظرشو بگه ;D )
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

اگه توی جهان به هر جامعه ای نگاه کنید (یا حتی جامعه ی خودمون)، همیشه تعداد افراد دانا، به شدت کمتر از افراد نادانه!
اگر قبول کنیم که جمله ی " دموکراسی حکومت اکثریت نادان بر اقلیت داناست" درسته، تنها راه های کنترل و اداره ی جامعه روشهای استبدادی و ارجحیت فرد بر کلّ نظام یا در آرمانی ترین حالت، جامعه ی آنارشیسمی میشه
البته کلّ این تفاسیر در مورد افراد میانگین جامعه درسته
مثلا نمیتونیم بگیم توی یه گروه چندنفره از افرادِ تیزهوش با ضریب هوشی نزدیک به هم، حرفِ مخالفِ یه فرد با نظرِ مشترک و واحدِ اکثریت گروه، درست تره.
این پدیده ی "اقلیت دانا، اکثریت نادان" توی بردِ بزرگ و پر اختلافی از افراد جامعه معنادار میشه
پس میشه بگیم در یک جامعه ی بزرگ پر از افراد مختلف، غالباً حق با اقلیته
و در یک جامعه ی کوچک با افراد شبیه به هم، غالبا حق با اکثریته
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

نظرتون راجع به این جمله چیه؟؟؟

اگه تو مسیری هستی که ترافیک نیست ، قطعاً اشتباه اومدی!
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

.. اکثریت لزوما چیزی که حق هست رو انتخاب نــمی کنن ، اما حق با اکثریته! (پس از حق الله)

چون شما نـمیتونی با توهین به یک اکثریت مردم و نادان خوندن اونا، حکومتی بر پایه دیکتاتوری ، آنارشیسم یا الیگارشی راه بندازی!


دیکتاتوری محض حتا اگر دیکتاتوریِ مصلحانه و خیرخواهانه باشه ( که بطور تجربی احتمالش به صفر میل میکنه!!)

یا الیگارشی که خواه از نوع اقلیت اشراف در قدیم و اقلیت سرمایه دار جدید یا تکنوکراسی و .. باشه،

و نیز آنارشیسم که مردود بودنش بدیهیه!


همه و همه قصد دارن در بهترین نحو اگر افراد صالحی در پس ماجرا باشن، مردم رو خلاف میلشون هرچند غلط به سمت خوبی بفرستن!

و این مانع از بلوغ و رشد یک جامعه و مردم میشه ..!!


برای همین ملاک باید بطور کلی نظر اکثریت باشه، و اقلیت اگر دانا هستن سعی کنن اونا رو آگاه کنن تا نظر اکثریت بشه همون،

وگرنه باید اکثریت تجربه کنه و خودش درس بگیره و رشد کنه ..!!


پ.ن : البته میشه و خوبه از تجربیات جاهای دگ هم استفاده کرد در جایی که اشتراکات بشری هست، اما در کل چون شرایط جوامع و کشورها و گروه ها و ... فرق داره باید روشی خودی باشه!

در ضمن، تجربه خود اکثریت هم چارچوب و مرزهایی باید داشته باشه البته!! بحث رو به نحوه انتخاب و چی بودن این مرزها نـمی کشونم ولی کسی که قصد خودکشی هم داره شما ولش نـمیکنی! اگر بار حرف نـشد اول اعمال زور میکنی بعدا براش توضیح میدی و .. براش!
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

به نقل از Hespride :
توی پستمم یه اشاره ای کردم، سیستم تخصص گرا !
بزار یه مثال بزنم، الان ما یه چیزی داریم به اسم مجلس شورای اسلامی. این جریانش چیه؟
مثلا یه جوون 30-35 ساله توی یه شهر دور از مرکز میاد مقادیری پول خرج میکنه، و همه ی افراد حوزه انتخابی شو به نوعی میخره. بعد اونا هم بهش رای میدن و طرف مثلا با 2000 تا رای میاد توی مجلس.
بعد این آدمی که صرفا با خرج کردن پول باباش اومده توی مجلس، مستقل از میزان توانایی ها و اطلاعاتش، میاد درمورد قوانین کشور اظهار نظر میکنه و یک رای داره!
بدیهیه که این سیستم غلطه
اگه نظر منو بخواید (که من متخصص نیستم و نباید بخواید ;D ولی میگم) به نظرم مجلس سه سطحی، کمی شبیه به سنا، متشکل از مجلس نمایندگان مردم، مجلس متخصصین و مجلس قانون گذار که به ترتیب سطح قدرتشون بیشتر میشه میتونه در کنار یک سیستم نخست وزیری برای کشور مناسب باشه!
از نظر من هرچقدر سطح دسترسی عوام به تصمیمات بزرگ کشوری کمتر باشه، کشور موفق تر خواهد بود!
خوب اون مجلس شورای اسلامی که اول مثال زدید البته در شرایط ایده آل و درست باید اون کسی که می خواد کاندیدا بشه یک فرد متخصص در زمینه ی خاصی باشه و دارای صلاحیت . مجلس شورای اسلامی هم به بخش های تخصصی تقسیم میشه و هر کس از افراد که انتخاب میشه توی بخش تخصصی خودش باید فعالیت کنه . حالا اون یک رای به یک فرد متخصص تعلق میگیره و از نظر تخصص ایرادی بهش وارد نیس
اما با اینکه دسترسی عوام به تصمیمات بزرگ کشوری کم باشه موافقم
اکثریت جامعه معمولا با افرادیه که دید وسیعی نسبت به مسائل ندارند(شامل قشر فقیر جامعه که فرصت ندارن به مسائلی جز مسائل روزمرشون فکر کنن و یه دسته ی کم تعدادی افراد خیلی ثروتمند که براشون هیچ چیز جز منافع زودگذرشون مهم نیست ) پس نمیشه گفت این دسته هرچی فکر می کنن حق باهاشونه . در حالیکه کسایی که متوسط جامعه هستن و در تصمیمات بزرگ هم منفعت قشر پایین تر رو میبینن و هم منطق بالاتر و آینده نگری بیشتری دارن معمولا در اقلیتن .
اما از طرفی نمیشه به راحتی عوام رو جدا کرد و حق رای داشتن بهشون نداد چون دسته ی بزرگی رو تشکیل میدن
به نظر من این قضیه باید با بالا بردن آگاهی عوام حل بشه . البته راه درازی داره اینکار ولی تدریجی باید انجام بشه تا سطح فکری اون اکثریت بالا بره و تصمیماتی که میگیرن بهتر بشه . برای سنگینی رای همونطور که دوستان اشاره کردن معیار عادلانه و راه تشخیص پیدا کردن خیلی سخته و می تونه باعث بی عدالتی هم بشه
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

کاملا مخالفم!
روز اول مدرسه معلممون اینو بهمون فهموند...
اومد سر کلاس و دونه دونه ما رو شمرد
1و2و3و....و28
بعدش گفتش که هفته ی بعد امتحان داریم؛کیا مخالفن؟
همه دستشونو بالا بردن
معلممون گفت 28 نفر دستشون بالاست
پس میشه 28 درصد...(خودشو 72 درصد حساب کرد)
استدلالش غلط بود.. :-??
اما به ما اثبات کرد که خیلی وقتا فقط به ظاهر حق با اکثریته ولی در واقع همیشه چند نفر تاثیر گذار وجود دارن که نظر نهایی رو میدن...
نباید حق با اکثریت باشه؛چون طبیعتا اکثریت تو هر رشته ای تخصص نداره...
هیچ وقت نمیشه اکثریت رو توجیه کرد،مخصوصا وقتی که ما فرصتی نداریم تا برای توجیه کردن ملت اونو خرج کنیم...
اصن با دموکراسی هم مخالفم...
فقط در حالتی رای گیری خوبه که این وسط هیج سیاه لشکری وجود نداشته باشه....
نظری که میدیم ممکنه مبنی بر علایقمون باشه ولی خب باید طبق عقایدمون باشه...و این عقاید هم همینجوری از هوا نازل نمیشن که....
باید اطلاعات کامل رو در اون زمینه داشته باشی..و...
فک کنم تونسته باشم منظورمو برسونم... :-?
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

این به نظرم میرسه:
اصولا آدم ها برای تصمیم گیری از دو اهرم استفاده میکنن یکی منطق و عقل و دومی تجربه هایی که بدست آوردن(مستقیم یا غیر مستقیم) (یه چیزی مثل IPO ولی پیچیده تر) اما مسئله اینه که این دو اهرم همیشه هم خوب کار نمیکنن و قطعا در موارد زیادی ضعف دارن و این دلیل خیلی از اشتباهاته!(اهمیت افزایش آگاهی اینجا مشخص میشه)حالا سوال اینه که چطور میشه این اشتباهات و ضعف ها رو به حداقل رسوند.در موارد جمعی چند راهکار معمولا استفاده میشه مثلا استفاده از عقل ها و تجربیات قدرتمنده که رجوع به نخبگان جامعه است(نخبه به معنای واقعی ;D) یا استفاده از خرد جمعی که احتمال خطا رو در یک مسئله خاص بشدت پایین میاره و خیلی از اشتباهات فردی در تصمیم جمعی گم میشن یا ترکیباتی از اینها...

واضحه که همه ی این روشها احتمال خطای زیادی دارن و در واقع یه عدم قطعیتی درونشون وجود داره که باعث میشه تصمیمشون در خیلی از موارد اشتباه باشه(تجربه نشون میده احتمال خطا خیلی خیلی زیاده) اما به نظر خیلیها اینها بهترین روشهایی هستند که مارو به حق نزدیک میکنن و چاره ی دیگه ای نیست.

البته در دیدگاه اسلامی خدا حق رو قابل دسترس کرده و مثلا از طریق ولایت معصوم و قرآن شما میتونید هرجایی به حق برسید که چون دیدگاه اسلام توحیدیه نظرش هم قطعی تلقی میشه.مشخصه که در مواردی که راه حق و اکمل مشخص شده دیگه نیازی به روش های نامطمئن نیست...

به نقل از F@|-|!mEh :
نظرتون راجع به این جمله چیه؟؟؟

اگه تو مسیری هستی که ترافیک نیست ، قطعاً اشتباه اومدی!
مخالفم ;D
هم تجربه نشون میده اینطور نیست و هم در قرآن دقیقا خلاف این مطلب گفته شده!
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

من این جمله رو اصلا قبول ندارم .شاید تو یه برهه ای اکثریت اشتباه منند.برای مثال وقتی ما یه قطره جوهر رو می اندازیم تو یه لیوان آب لیوان آبه به رنگ قطره جوهره در می آد.
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

دکتر وین دایر در کتاب "عظمت خود را بیابید" در بحث جالبی می گویند: ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها .

غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند .

عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کنه .


________________________________________________________________________

×هیچ وقت هم کثرت نظرات دال بر درستی نبوده و نخواهد بود×

مثلا در زمان گالیله مردم فکر میکردند که زمن صافه ! آیا چون همه فکر میکردن زمین صافه ، درست فکر میکردن؟

این تعمیم پیدا میکنه

برای مثال در گذشته شاهد ازدواج دختر در سنین 9 تا 15 سال بودیم (که خیلی هم مرسوم بوده و اصلاً این رو درست میدونستن)

و حتی بارداری در سنین خیلی پایین

اما در حال حاضر از لحاظ علم روانشناسی و بیولوژیکی ثابت شده حداقل سن ازدواج برای دختران 18 هست!

و بهترین سن برای بارداری 24

چون در زمان گذشته این فکر رو میکردن آیا در حال حاضر هم باید این گونه عمل بشه؟ :)

و هزاران هزار مثال دیگه... :دی
 
پاسخ : "هميشه حق با اكثريت است"؟!

اساسا اگر یشه نخبگانی رو پیدا کرد که تصمیم بگیرند این بهترین نوع تصمیم گیریه (آریستوکراسی) ولی به دو دلیل این امکان پذیر نیست : یکی اینکه معمولا رسیدن به معیار های صحیحی که بشه با اون ها نخبگان رو شناسایی کرد وجود نداره و دو اینکه اساسا در طول تاریخ این معیار ها رو به زوال میره و حکومت بجای نخبگان میفته دست اشراف (الیگارشی).
مث فیزیک ک شما هیچ وقت نمی تونی ماشینی با بازده 100 درصد بسازی
وقتی امکان رسیدن به این جامعه ایده آل وجود نداره ما مجبوریم به نوع ضعیف تری از حکومت برسیم که حداقل ما رو از دیکتاتوری دور کنه و بهترین گزینه دموکراسی یا نظر اکثریته.
--------------
حالا این درباره انواع حکومت بود ولی میشه تعمیمش داد به تمام مسائل زندگی ... یعنی ما راهی جز اکثریت برای فرار از دیکتاتوری نداریم :)
 
Back
بالا