• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

شعر اعتراض

  • شروع کننده موضوع
  • #1

Hamid.s

‌Bug
ارسال‌ها
1,686
امتیاز
16,724
نام مرکز سمپاد
شهید هاشمی نژاد1
شهر
مشهد
دانشگاه
فردوسی
رشته دانشگاه
نرم‌افزار
آنچه امروز در جامعه ادبی ایران «شعر اعتراض» خوانده میشود و این دفتر گزیده ای از آن است، عنوانی است نسبتا تازه برای گونه ای از شعر سیاسی و اجتماعی که کانون توجه شاعر در آن، عدالت خواهی و رفع تبعیض های اقتصادی و گاه اجتماعی است. شاید بتوان گفت عدالت خواهی روشن ترین هدفی است که میتوان برای این شعر ها متصور شد

این متن پشت کتاب و پاراگراف اول مقدمه ی «دادخواست - مجموعه 100 شعر اعتراض» به کوشش امید مهدی نژاد و محمد مهدی سیار و با مقدمه محمد کاظم کاظمی و مال نشر سپیده باوران ئه ( #S-: )

بعد در ادامه نوشته که آغاز گره این سبک شعر سنایی غزنویه

اینم یک نمونه از شعر اعتراضه که سنایی سروده:
خانه خریدی و ملک باغ نهادی اساس
ملک به مال ربا خانه به سود غله

فرش تو در زیر پا اطلس و شعر و نسیج
بیوهٔ همسایه را دست شده آبله

او همه شب گرسنه تو ز خورشهای خوب
کرده شکم چارسو چون شکمه حامله

سعی کنی وقت بیع تا چنه‌ای چون بری
باز ندانی ز شرع صومعه از مزبله

دزد به شمشیر تیز گر بزند کاروان
بر در دکان زند خواجه به زخم پله
در همه عمر ار شبی قصد به مسجد کنی
گر چه به روی و ریا بر کنی از مشعله

در رمضان و رجب مال یتیمان خوری
روزه به مال یتیم مار بود در سله

مال یتیمان خوری پس چله داری کنی
راه مزن بر یتیم دست بدار از چله[nb]شعر کامل[/nb]

راستشو بخواین خوب منم چیزی نفهمیدم از این شعره خیلی :-"

بعد هم این که این سبک شعر مظلوم مونده و کسی تا عصر مشروطه خیلی شعری نگفته اینطوری

بعد هم زمان مشروطه دیگه جامعه کلا به سمت اعتراض و عدالت خواهی و اینا پیشرفته شعرا و اینا هم عقب نموندن و فعال شدن تو این زمینه.

اینم یه نمونه شعر از همین کتاب. خوشمان آمد ازش 8->

کوچه های بی وضو
عباس احمدی


خواب مرگ ديده اند چشم هاي نيمه باز
کوچه هاي بي وضو، خانه هاي بي نماز
شهر شهرِ نانجيب، شهر شهرِ بي مرام
شهرِ نازِ خاروخس، شهرِ دفنِ سروناز
نقشِ آسمان عسس، معنيِ زمين قفس
عشق شکلي از هوس با کنايه و مجاز
عشق و عاشقي حرام، خونِ عاشقان حلال
صحبت از سپيده جُرم، جارِ اسمِ شب مُجاز
بر زبان نرفته جز مويه هاي زيرلب
بيت هاي در خفا، شعرهاي بي جواز
شعرها کپک زده، شاعران فلک زده
زخم ها شتک زده زير سايه کزاز
داغ مزدِ درددل، دفنِ عشق دم به دم
تازيانه مو به مو، درد سير تا پياز
دارد اين زمان ولي دل سرِ سحر شدن
بغض ها سرِ شکست، رشته ها سرِ دراز
شهرِ من بتي بزرگ غرق سايه و عفن
بشکنش، خداي من! شهرِ ديگري بساز



نظری شعری چیزی دارین دریغ نکنین دیگه 8->
 
  • شروع کننده موضوع
  • #2

Hamid.s

‌Bug
ارسال‌ها
1,686
امتیاز
16,724
نام مرکز سمپاد
شهید هاشمی نژاد1
شهر
مشهد
دانشگاه
فردوسی
رشته دانشگاه
نرم‌افزار
پاسخ : شعر اعتراض

این رو ببینین خیلی خوبه 8->:

تنگ غروب

تنگ غروب از سنگ بابا نان در آورد /آن را برای بچه های لاغر آورد

مادر برای بار پنجم درد کردو.../رفت و دوباره باز هم یک دختر آورد

گفتند: ((دختر نان خوراست)) و با خودش گفت/ای کاش می شد یک شکم نان آور آورد

تنگ غروب آمد پدر,با سنگ در زد/یک چند تا مهمان برای مادر آورد

مردی غریبه با زنان چادری که/مهمان ما بودند را پشت در آورد

مرد غریبه چای خورد و مهربان شد/هی رفت و آمد,هدیه ای آخر سر آورد

من بچه بودم وقت بازی کردنم بود/جای عروسک پس چرا انگشتر آورد

دست مرا محکم گرفت و با خودش برد/دیدم که باباکم...نه,از کم,کمتر آورد

تنگ غروب از سنگ بابا نان درآورد/آن را برای بچه های لاغر آورد

مادر برای بار آخر درد کردو.../رفت و نیامد باز اما دختر آورد

مریم آریان
 

[email protected]

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,872
امتیاز
15,491
نام مرکز سمپاد
فرزانگـــان
شهر
کاشـــان
مدال المپیاد
مرحله اول ریاضی
دانشگاه
پلی تکنیک
رشته دانشگاه
سخت افزار
پاسخ : شعر اعتراض

اینم میشه شعر اعتراض دیگه؟ 8->


همان‌طوری که مادر حدس زد شد
پدر آمد به شهر و نابلد شد

به شهر آمد، بساط واکس واکرد
نشست آنجا که معبر بود، سد شد

پدر را شهرداری آمد و برد
بساطش ماند بی‌صاحب، لگد شد

پدر از معضلات اجتماعی است
که تبدیل‌ِ به شعری مستند شد

و بعد آمد کوپن بفروشد اما
شبی آمد به خانه گفت بد شد

دوباره ریختند و جمع کردند
خطر از بیخ گوشم باز رد شد

پدر جان کند و هی از خستگی مرد
نفس در سینه‌اش حبس ابد شد

به مادر گفت من که رفتم اما
همان‌طوری که گفتی می‌شود شد

به یاد روی ماهش بودم امشب
نشستم گریه کردم جزر و مد شد

مریم آریان
 
  • شروع کننده موضوع
  • #4

Hamid.s

‌Bug
ارسال‌ها
1,686
امتیاز
16,724
نام مرکز سمپاد
شهید هاشمی نژاد1
شهر
مشهد
دانشگاه
فردوسی
رشته دانشگاه
نرم‌افزار
پاسخ : شعر اعتراض

به نقل از [email protected] :
اینم میشه شعر اعتراض دیگه؟ 8->


همان‌طوری که مادر حدس زد شد
پدر آمد به شهر و نابلد شد

به شهر آمد، بساط واکس واکرد
نشست آنجا که معبر بود، سد شد

پدر را شهرداری آمد و برد
بساطش ماند بی‌صاحب، لگد شد

پدر از معضلات اجتماعی است
که تبدیل‌ِ به شعری مستند شد

و بعد آمد کوپن بفروشد اما
شبی آمد به خانه گفت بد شد

دوباره ریختند و جمع کردند
خطر از بیخ گوشم باز رد شد

پدر جان کند و هی از خستگی مرد
نفس در سینه‌اش حبس ابد شد

به مادر گفت من که رفتم اما
همان‌طوری که گفتی می‌شود شد

به یاد روی ماهش بودم امشب
نشستم گریه کردم جزر و مد شد

مریم آریان

آره آره اینم بود تو کتابه 8->
 

[email protected]

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
1,872
امتیاز
15,491
نام مرکز سمپاد
فرزانگـــان
شهر
کاشـــان
مدال المپیاد
مرحله اول ریاضی
دانشگاه
پلی تکنیک
رشته دانشگاه
سخت افزار
پاسخ : شعر اعتراض

خب بازم بذار شعراشو اگه میشه. 8->
 

مهسا.ق

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,098
امتیاز
3,212
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان 1
شهر
تهران
مدال المپیاد
برنز کامپیوتر ۱۳۹۳
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
نرم افزار
پاسخ : شعر اعتراض

آقا یه سوال الان شعر های فریدون مشیری هم که در مورد انسانیت و مرگ انسانیت بود هم می شه؟
 

ranjame

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
201
امتیاز
793
نام مرکز سمپاد
حلی
شهر
طهران
دانشگاه
صنعتی آریامهر
رشته دانشگاه
م.شیمی
....

این شعر را خودم هم اکنون سرودم:
توان آب دجله ببندی به سد
ولی نیش مردم بود نحس و بد
اگر همچو آهو روی در چمن
بگویندت ای وحشی بد دهن
وگر همچو بلبل شوی در قفس
تویی در نظر کرکسی بلهوس
اگر صحبت از عشق و شوری زنی
تو دیوانه باشی و همچون زنی
اگر حکم عقلت بگیری به کار
به نزدش شوی روبهی حیله کار
اگر صحبت از عشق ایزد کنی
ریاکاری و صحبت از خود کنی
چو کامی بگیری تو از آن شراب
به چشمان مردم شوی مست خواب
اگر همچو آبی روی در زمین
تو خود کرده ای ترک دنیا و دین
اگر همچو شاهین شوی بر فلک
بکوبندت اندر زمین چون نمک
چو گویی که ایران مرا خوش سراست
بخندند و گویند ایران کجاست؟
چو گویی که من از وطن خسته ام
به طعنه رگ غیرتم بسته ام
به هر رو از این قصه گویم تو را
که من اشک خونین بسفتم تو را
از این پس تویی یار خود ای علی
به جز ایزدت کی بود یک ولی؟
 
بالا